مقرر شدن
مترادف مقرر شدن: آشکارشدن، معلوم شدن، مشخص شدن، تعیین شدن، برقرار شدن، قرار گذاشته شدن، قرار گذاشتن
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
برابرِ پارسیِ "وضع شدن، مقرر شدن"، واژه یِ " نِستاده شدن" است.
دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
دراین باره به زیرواژه ی "نستادن" در این تارنما بنگرید.
بنا بر آن شد
بنا نهاده شدن.
اثبات کردن
ثبات و دوان یافتن
پذیرفته شد، برنامه بر این شد، برنامه ریزی شد