اسم پسر عربی - صفحه 17

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

طهمان/tahmān/

نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص )، ( اَعلام ) نام یکی از نزدیکان پیامبر اسلام ( ص ) که ابن حیان ...


پسر

عربی
طهور/tahur/

آنچه آلودگی را پاک کند، پاک کننده


پسر

عربی
طوس/tus/

از شخصیتهای شاهنامه، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی، نام شاهزاده و پهلوان ایرانی ملقب به زرینه کفش، فر ...


پسر

عربی، فارسی

تاریخی و کهن
طیفور

نوعی پرنده کوچک، نام بایزید بسطامی عارف نامدار


پسر

عربی
ظافر/zafer/

پیروز، ظفریابنده، پیروزی یابنده


پسر

عربی
ظفرداد

ظفر ( عربی ) + داد ( فارسی ) نتیجه و حاصل


پسر

عربی، فارسی
ظهور/zohur/

پدیدار شدن، آشکار شدن


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
ظهیرالدین/zahiroddin/

یار و یاور دین، پشتیبان دین، پشتیبانِ کیش و آئین، ( اَعلام ) ) ظهیرالدین سمرقندی: [حدود هجری] شاعر ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عارف پاشا

عارف ( عربی ) + پاشا ( فارسی )، پادشاه دانا و آگاه


پسر

عربی، فارسی
عارف حسین/ā.-hoseyn/

ترکیب دو اسم عارف و حسین ( دانا و نیکو )، از نام های مرکب، ( عارف و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عاشق

دلباخته، دلداده، نام شاعر ایرانی قرن دوازدهم، عاشق اصفهانی


پسر

عربی
عاطی/ati/

بخشنده


پسر

عربی
شار

عنوان عمومی پادشاهان غرجستان ( ناحیه ای در عربستان کنونی )


پسر

عربی
شارایل/sharayl/

خدای پادشاه


پسر

عربی، آشوری
شاعی

شیعی


پسر

عربی
شافی/shafi/

شفا دهنده، نجات دهنده


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شامل

حاوی، دارنده، کامل، فراگیرنده، نام یکی از رهبران مذهبی و سران عشایر قفقاز


پسر

عربی
شان/šān/

شأن، مقام و مرتبه، درجه، ( = شأن )، ارزش، اعتبار، شکوه، جلال و عظمت، ( در قدیم ) کار مهم، رسم، قاعد ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شاندیز/šāndiz/

شکوهمند و دارای عظمت و جلال، [شان ( عربی ) = شأن = شکوه، جلال و عظمت، دیز = دیس ( پسوند شباهت ) ]، ...


دختر، پسر

فارسی، عربی
شاه محمد

شاه ( فارسی ) + محمد ( عربی ) نام نقاش معروف ایرانی در زمان صفویه


پسر

فارسی، عربی
غازی

جنگجوی مذهبی، عنوان چندتن از پادشاهان و افراد تاریخی


پسر

عربی
صاعد/sāeed/

بالارونده، صعودکننده، ( در نجوم ) ویژگیِ ستاره ای که نسبت به زمین از سمت شمال بر می آید، ( اَعلام ) ...


پسر

عربی
صایب/sayeb/

راست و درست، صائب، رسا، رساننده


پسر

عربی
صاین/sāyen/

نگه دارنده، محافظ، ( به مجاز ) حفظ کننده ی خویشتن از گناه، پرهیزکار، صائن، نگاه دارنده


پسر

عربی
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبحان/sabhan/

مرد زیبا، مرد صبوحی کننده


پسر

عربی
صبیر/sobeyr/

شکیبا


پسر

عربی
صحتیار/se(a)hat yār/

دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی


پسر

فارسی، عربی
فخرالملک

مایه سربلندی و افتخار سرزمین


پسر

عربی
فداک

نام روستایی در حجاز


پسر

عربی
فرآئین/far ā’in/

باعث عظمت دین، ( فر = شکوه و جلال، آئین )، موجب شکوه و جلالِ دین و آیین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فرادین/farādin/

دیندار، متدین، ( فرا = سویِ، جانبِ، به سوی، دین ) ( به مجاز ) دیندار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
فراست/fe (a) rāsat/

زیرکی، هوشیاری، درک و فهم، ( در تصوف ) هوشیاری و دریافت امور پنهانی از روی ظواهر امور، یا اشراف بر ...


پسر

عربی
علی سجاد/a.-sajjād/

ترکیب دو اسم علی و سجاد ( شریف و سجده کننده )، از نام های مرکب، علی و سجّاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی طه/ali-taha/

ترکیب دو اسم علی و طه ( شریف و طاها )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی عادل/a.-ādel/

ترکیب دو اسم علی و عادل ( شریف و با انصاف )، از نام های مرکب، علی و عادل


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی عرفان/a.-erfān/

ترکیب دو اسم علی و عرفان ( شریف و معرفت )، از نام های مرکب، ( علی و عرفان


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی فؤاد/a.-fo’ād/

ترکیب دو اسم علی و فواد ( شریف و قلب )، از نام های مرکب، ا علی و فؤاد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی ماهان/a.-māhān/

ترکیب دو اسم علی و ماهان ( شریف و روشن و زیبا چون ماه )، از نام های مرکب، علی و ماهان


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مراد

مرکب از علی ( بلندمرتبه ) + مراد ( آرزو )، نام یکی از پادشاهان زندیه


پسر

عربی
علی مهر/a.-mehr/

ترکیب دو اسم علی و مهر ( شریف و محبت )، از نام های مرکب، علی و مهر


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مهراد/a.-mehrād/

ترکیب دو اسم علی و مهراد ( شریف و بخشنده بزرگ )، از نام های مرکب، علی و مِهراد


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی مهزیار/a.-mahziyār/

ترکیب دو اسم علی و مهزیار ( شریف و مازیار )، از نام های مرکب، علی و مهزیار


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی هادی/a.-hādi/

ترکیب دو اسم علی و هادی ( شریف و راهنما )، از نام های مرکب، علی و هادی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی واهب/a.-vāheb/

ترکیب دو اسم علی و واهب ( شریف و عطاکننده )، از نام های مرکب، علی و واهِب


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علی کیا/a.-kiyā/

ترکیب دو اسم علی و کیا ( شریف و حاکم )، از نام های مرکب، ( علی و کیا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
علی یار

علی ( عربی ) + یار ( فارسی ) یاری دهنده علی ( ع )


پسر

عربی، فارسی
علیتا/alita/

همتای علی


پسر

فارسی، عربی
علیراد/ali-rad/

بزرگ جوانمرد


پسر

فارسی، عربی
علیرام/aliram/

مطیع حضرت علی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
علیهان/alihan/

هدیه خدا


پسر

ترکی، عربی

مذهبی و قرآنی
عمادالملک

تکیه گه کشور


پسر

عربی
عمادعلی/e.-ali/

ترکیب دو اسم عماد و علی ( ستون و شریف )، از نام های مرکب، عماد و علی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمادمحمد/e.-mohammad/

ترکیب دو اسم عماد و محمد ( تکیه گاه و ستوده )، از نام های مرکب، عماد و محمد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمانوئیل/amanoeil/

بمعنای خدا با ماست


پسر

عربی
عمرو/amro/

نام پسر لیث دومین پادشاه صفاری


پسر

عربی
عمیدالدین/amidoddin/

آن که در دین دارای مقام و منصب بزرگ است، آن که در دین تسلط دارد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عمیدمهدی/a.-mahdi/

ترکیب دو اسم عمید و مهدی ( عاشق و هدایت شده )، از نام های مرکب، عَمید و مهدی


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عندلیب/andalib/

بلبل


پسر

عربی

پرنده
عنیف/'anif/

سخت گیر


پسر

عربی
عین الدین

چشم دین، عزیز در دین


پسر

عربی
عین الزمان

چشم خداوند


پسر

عربی
عینعلی

چشم علی، نام یکی از امامزادگان که مزار شریفش در تهران است


پسر

عربی
عشیر/ašir/

معاشر، خویش نزدیک، معاشِر


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عضد/azod/

بازو، یار و یاور


پسر

عربی
عضدالدین

یارو یاور دین


پسر

عربی
عضدالملک

یار و یاور سلطتنت یا مملکت، نام یکی از رجال اواخر دوره قاجاریه


پسر

عربی
عطاالله

داده و عطای خداوند


پسر

عربی
عطاحسین/a.-hoseyn/

ترکیب دو اسم عطا و حسین ( بخشش و نیکو )، از نام های مرکب، ( عطا و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
عطارد/atarod/

نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی، نام نزدیکترین سیاره به خورشید در منظومه شمسی که نماد ...


پسر

عربی

کهکشانی
عفیف/afif/

پای بند به اصول اخلاقی، پارسا و پرهیزکار، دارای عفت، ( عفت، به علاوه پای بند به اصول اخلاقی، پرهیزک ...


پسر، دختر

عربی
عفیف الدین/afifoddin/

عفیف در دین، پرهیزکار، پارسا و پرهیزکار در دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فروغ الدین/foruqoddin/

روشنی دین، ( اَعلام ) فروغ الدین اصفهانی از شعرای عهد قاجار ( ناصرالدین شاه )


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
سدانت/sadānat/

پرده داری و دربانی و خدمت کعبه


پسر

عربی
سدید/sadid/

درستکار و مطمئن، قابل اعتماد، استوار و راست، درست، محکم و استوار، ( اَعلام ) لقب منصور ابن نوح ساما ...


پسر

عربی
سدیدالدین

محکم و استوار در دین


پسر

عربی
سدیس/sedis/

به معنی شش میباشد که نام قبیله ای بوده است


پسر

عربی
فکرعلی

آن که دارای فکر و اندیشه ای چون اندیشه علی ( ع ) است


پسر

عربی
فکور/fakur/

در حال فکر، آن که بسیار فکر می کند، دانا، خردمند، ( در حالت قیدی ) به معنی در حال فکر، ( در قدیم ) ...


پسر

عربی
فیروزمند/firuzmand/

پیروزمند، موفق، کامروا


پسر

فارسی، عربی
فیروزمهر/f.-mehr/

ترکیب دو اسم فیروز و مهر ( پیروز و مهربانی )، خورشیدِ پیروز، خوش سیمای پیروز


پسر

فارسی، عربی
فیض/feyz/

توفیق، سعادت، بهره، فایده یا محبت و لطف کسی نسبت به دیگری، ( در قدیم ) بخشش


پسر

عربی
قائد/qā’ed/

رهبر، پیشوا، پیش رو، آن که جمعی از مردم را رهبری می کند، ( در قدیم ) رئیس قافله، کاروان سالار، ( در ...


پسر

عربی
قابل/ghabel/

شایسته، لایق، از نامهای خداوند


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
قابوس/qābus/

کاووس، نام پسر وشمگیر از امرای آل زیار، ( اَعلام ) شمس المعالی قابوس وشمگیر: امیر [، قمری] سلسله ی ...


پسر

عربی، فارسی
قاهر/qāher/

چیره، توانا، مقهور کننده، ( اَعلام ) قاهر: ( = ابومنصور محمّد ) خلیفه ی عباسی [، قمری] پسر معتضد، ک ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
قبیله

توانایی، توان، سلطه و نفوذ


پسر

عربی
قدیر محمد/q.-mohammad/

ترکیب دو اسم قدیر و محمد ( توانا و ستوده )، از نام های مرکب، قدیر و محمّد


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
قدیس/ghedis/

مؤمن، پرهیزکار و پاکدامن


پسر

عربی
قدیم/qadim/

دیرینه، کهن، قدیمی، زمان گذشته، ( در حالت قیدی ) در زمان گذشته، سابقاً، ( در قدیم ) سابق، پیشین، از ...


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
قربان/ghorban/

قربانی، فدایی، نزدیک شدن، چیزی که بوسیله آن به خدا تقرب یابند


پسر

عربی
قربانعلی/ghorban-ali/

ترکیب دو اسم قربان و علی ( صدقه در راه خدا و شریف )


پسر

عربی
فرید حسین/f.-hoseyn/

ترکیب دو اسم فرید و حسین ( یگانه و نیکو )، از نام های مرکب، فرید و حسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فریدالزمان

آن که در زمان خود یگانه و بی نظیر است


پسر

عربی
فصیح الدین

دارای روشنی و فصاحت در دین


پسر

عربی
فصیح الزمان

آن که در زمان خود در فصاحت از همه بالاتر است


پسر

عربی
فصیح الملک

آن که در کشور خود در فصاحت از همه بالاتر است


پسر

عربی
فضل علی/fazl-ali/

بخشش حضرت علی ( ع )


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
فضیل/fazil/

دارای فضل


پسر

عربی
فلق/falagh/

سپیده صبح، فجر، نام سوره ای در قرآن کریم


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختر