اسم با حرف م - صفحه 8
ترکیب دو اسم ماه و ستی ( زیبا و بانو )، ( ماه، ستّی ( مخفف سیدتی ) ) ماه خانم، ماه بانو
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی ماه سمن
ماه لطیف
دختر
فارسی ماه شاد
ترکیب دو اسم ماه و شاد ( زیبا و خوشحال )، ( به مجاز ) خوش سیمای شادمان، خوش سیمای خوشحال، مرکب ازما ...
پسر، دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماه شید
ماه و روشنایی ماه، ( مجاز ) زیبارو، به معنی ماه و روشنایی ماه است چنانکه خورشید، یعنی روشنایی خور، ...
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماه فرزین
نام پدر به آفرید
پسر
فارسی ماه فروز
ترکیب دو اسم ماه و فروز ( زیبا و تابش )، افروزنده ی ماه، روشن کننده ی ماه، ( به مجاز ) زیبارو
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماه فروغ
ترکیب دو اسم ماه و فروغ ( زیبا و روشنی )، فروغ و روشنایی ماه، ( به مجاز ) زیبارو
دختر
فارسی، عربی
طبیعت، کهکشانی ماه گشسپ
نام پسر بهرام گور پادشاه ساسانی
پسر
فارسی ماه لقا
ماه ( فارسی ) + لقا ( عربی )، مه لقا مه لقا
دختر
فارسی، عربی ماه مهر
مرکب از ماه + مهر ( محبت یا خورشید )، نام پدر ماهیار در زمان بهرام گور پادشاه ساسانی
پسر
فارسی ماه نیلا
ترکیب دو اسم ماه و نیلا ( زیبا و آبی دریا )، ( فارسی ـ سنسکریت ـ فارسی )، ماه کبود رنگ، ماه آسمان ک ...
دختر
فارسی، سانسکریت
طبیعت، کهکشانی ماها
منسوب به ماه، ( به مجاز ) زیبا و دوست داشتنی، ( ماه، ا ( پسوند نسبت ) )، م ماه
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماهانداد
داده ماه، بخشیده ماه، نام یکی از دادوران نامدار در زمان ساسانیان
پسر
پهلوی، اوستایی ماهانه
منسوب به ماه، دختر ارمنشاه شاه ماچین در داستان سمک عیار
دختر
فارسی
کهکشانی محمد بهروز
ترکیب دو اسم محمد و بهروز ( ستوده و سعادتمند )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهروز
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد بهمن
ترکیب دو اسم محمد و بهمن ( ستوده و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهمن
پسر
فارسی، عربی، پهلوی، اوستایی
مذهبی و قرآنی محمد بهنود
ترکیب دو اسم محمد و بهنود ( ستوده و پسر عزیز )، ( عربی ـ دساتیری ) از نام های مرکب، ا محمّد و بهنود
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد پایا
ترکیب دو اسم محمد و پایا ( ستوده و پایدار )، از نام های مرکب، ا محمّد و پایا
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد تحسین
ترکیب دو اسم محمد و تحسین ( ستوده و تعریف )، از نام های مرکب، ا محمّد و تحسین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد تکین
ترکیب دو اسم محمد و تکین ( ستوده و پهلوان )، از نام های مرکب، ا محمّد و تکین
پسر
ترکی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد ثاقب
ترکیب دو اسم محمد و ثاقب ( ستوده و روشن )، از نام های مرکب، ا محمّد و ثاقب
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد ثامن
ترکیب دو اسم محمد و ثامن ( ستوده و هشتمین )
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جبار
ترکیب دو اسم محمد و جبار ( ستوده و دارای سلطه و قدرت )، از نام های مرکب، ا محمّد و جبار
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد جمشید
ترکیب دو اسم محمد و جمشید ( ستوده و پادشاه روشن )، از نام های مرکب، محمّد و جمشید
پسر
فارسی، عربی
مذهبی و قرآنی محمد حاتم
ترکیب دو اسم محمد و حاتم ( ستوده و حاکم )، از نام های مرکب، ا محمّد و حاتم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد حلیم
ترکیب دو اسم محمد و حلیم ( ستوده و صبور )، از نام های مرکب، ا محمّد و حلیم
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متقی
باتقوا، پرهیزگار، پارسا، پرهیزکار، ( اَعلام ) نام بیست و یکمین خلیفه از خلفای عباسی
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متوکل
کسی که به خدا توکل کند، توکل کننده، باتوکل، آن که ( به خدا ) توکل می کند، ( در قدیم ) تکیه کننده، پ ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متی
نام پدر یونس ( ع )
پسر
عبری متیا
هدیه خداوند
پسر
عبری متیس
دانش و خرد
دختر
یونانی متین رضا
ترکیب دو اسم متین و رضا ( دارای متانت و خشنود )، از نام های مرکب، متین و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجد
بزرگی، بزرگواری، جوانمردی، کوشش کننده، کوشا، بسیار کوشنده، شرف، برتری
پسر
عربی مجدراد
جوانمرد بزرگ
پسر
فارسی، عربی مجدود
نیکبخت، نام شاعر معروف قرن ششم، سنائی غزنوی
پسر
عربی مجذوب
شیفته و جذب شده، شیفته
دختر
عربی مجلله
دارای بزرگواری و عظمت و قدرت و شوکت و جلال، باشکوه و باجلال، دارای بزرگواری، عظمت، قدرت، شوکت و جلال
دختر
عربی مجیبه
مونث مُجیب، پاسخ گو، روا کننده حاجت
دختر
عربی مجیدالدین
دارای قدر و مرتبه ی عالی در دین و آیین
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیده
بزرگوار، بلند مرتبه
دختر
عربی مجیرا
مجیر، پناه دهنده، ( عربی ) ( مؤنث مجیر )
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی مجیرالدین
فریادرس و یاور آیین، پناه دین، پناه دهنده در دین، ( عربی )، ( اَعلام ) مجیرالدین بیلمقانی ( = مجیر ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محب رضا
ترکیب دو اسم محب و رضا ( دوستدار و خشنود )، دوستدار و دوستدارنده ی رضا [منظور امام رضا ( ع ) ]
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محبه
دوستدار
دختر
عربی محترمه
محترم
دختر
عربی محتشمه
دارای حشمت و شکوه، ( عربی ) ( مؤنث محتشم )، ( محتشم، و
دختر
عربی محدث
سخن گو، روایت کننده اخبار و احادیث نبوی، ( در ادیان ) آن که احادیث پیشوایان دینی را می داند و آنها ...
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محدثه زهرا
ترکیب دو اسم محدثه و زهرا ( سخن گو و روشن تر )، از نام های مرکب، ه محدّثه و زهرا
دختر
عربی
مذهبی و قرآنی محرم
حرام شده، ماه اول از سال قمری
دختر، پسر
عربی محسن رضا
ترکیب دو اسم محسن و رضا ( تحسین شده و خشنود )، از نام های مرکب، محسن و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محصون
محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون
پسر
عربی محقق
درست و استوار، قطعی و مسلّم، به حقیقت پیوسته، اهل تحقیق، تحقیق کننده، آن که درباره ی موضوعی مطالعه ...
پسر
عربی ماهایا
مادر خورشید و ماه
دختر
ارمنی، سانسکریت ماهتا
همتای ماه، لنگه ماه، ( به مجاز ) زیبارو، مهتا، مانند ماه
دختر
فارسی
کهکشانی ماهتاج
آن که تاج او چون ماه می درخشد
دختر
فارسی
کهکشانی ماهتیسا
ماه تنها، اسمی است مازندرانی، در گویش مازندران ماه تنها
دختر
فارسی، مازندرانی
کهکشانی ماهتینار
ماه تنها
دختر
مازندرانی ماهدیس
آن که مانند ماه زیباست
دختر
فارسی
کهکشانی ماهریز
ریزنده ماه، ( به مجاز ) زیباروی، ( ماه، ریز= جزء پسین بعضی از کلمه های مرکّب به معنی «ریزنده» )
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماهزاد
زاده ماه، زیبا
دختر
فارسی ماهسار
مانند ماه
دختر
فارسی ماهسون
به زیبایی ماه
پسر
ترکی
کهکشانی ماهگل
آن که چون ماه و گل زیباست، زیبا روی، ان که چون ماه و گل زیباستف زیبا روی
دختر
فارسی
طبیعت ماهلی
صاحب ماه
دختر
ترکی، فارسی
کهکشانی ماهلین
هاله ماه
دختر
فارسی ماهم
ماه من
دختر
ترکی ماهنا
عشق سوزان، شور عشق
دختر
فارسی
کهکشانی ماهناک
روشنی ماه، روشنی ماه و مهتاب
دختر
فارسی
کهکشانی ماهنور
دارای درخشش ماه
دختر
فارسی، عربی
کهکشانی ماهو
نام حاکم سیستان در زمان یزگرد پادشاه ساسانی
پسر
فارسی ماهوار
مانند ماه، مثل ماه، [مجاز] زیبا، نیکوروی، ماهیانه، شهریه، ( ماه، وار ( پسوند شباهت ) )، شبیه به ماه ...
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماهورا
زیباتر از ماه
دختر
کردی ماهونداد
نام پدر دستور آذرباد از موبدان
پسر
فارسی ماهونیا
زینت خانواده و نیاکان
دختر
فارسی ماهویه
ماهوی
دختر
فارسی
کهکشانی ماهی
جانوری مهره دار، آبزی معروف
دختر
فارسی
طبیعت ماهیدا
ماه مادر
دختر
لری، فارسی ماهیسا
نوع خاصی گل زیبا و ظریف و کمیاب
دختر
فارسی
گل ماهینه
منسوب به ماه، ( به مجاز ) زیبا و دوست داشتنی، ( ماه، اینه ( پسوند نسبت ) )، ( به مجاز ) زیبارو
دختر
فارسی
طبیعت، کهکشانی ماوا
جایگاه، مَسکن، پناهگاه، خانه، ( مأوی )، مکان ماندن، مسکن، مقر، جای امن
دختر
عربی ماورد
ماءالورد، گلاب
دختر
عربی ماونداد
نام یکی از مفسران اوستا در زمان ساسانیان
پسر
اوستایی، پهلوی ماکوان
محافظ و نگهدارنده مادر
پسر
کردی مایابانو
الهه بهار و حاصلخیزی
دختر
یونانی مایار
یار مادر
پسر
فارسی مایان
جمع ما، ماها، جمعِ ما به معنی ماها، ( اعلام ) نام چند روستا در شهرستان های دامغان، دماوند، قزوین، م ...
دختر، پسر
فارسی مایدا
ظریف
دختر
ترکی مایلا
بخشنده
دختر
لاتین مایکل
مانند خدا
پسر
لاتین مبارز
آن که برای جنگ با کسی به میدان آید، جنگاور، جنگجو، آن که برای رسیدن به هدف خود پیوسته با مخالفان در ...
پسر
عربی مبارزالدین
جنگنده و مبارز در راه دین، نام بنیانگذار سلسله آل مظفر
پسر
عربی مبرز
فائق، برتر، برجسته، ممتاز، برتر و ممتاز از دیگران
پسر
عربی مبین رضا
ترکیب دو اسم مبین و رضا ( روشن و خشنود )، از نام های مرکب، مبین و رضا
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی متانه
وقار و سنگینی، [قدیمی] محکم بودن، [قدیمی] نیرومندی، پایداری، استواری، متانت
دختر
عربی مطیب
معطرکننده، خوشبو کننده
پسر
عربی مطیع الله
مطیع و فرمانبردار خداوند
پسر
عربی مطیعا
منسوب به مطیع، ( به مجاز ) کسی که فرمانبردار و مطیع است، ( عربی ـ فارسی ) ( مطیع = اطاعت کننده، فرم ...
پسر
فارسی، عربی مظفرعلی
مرکب از مظفر ( پیروز ) + علی ( بلندمرتبه )، نام نقاش معروف ایرانی در دوره صفویه
پسر
عربی محمد خالق
ترکیب دو اسم محمد و خالق ( ستوده و آفریننده )، از نام های مرکب، ا محمّد و خالق
پسر
عربی
مذهبی و قرآنی محمد خسرو
ترکیب دو اسم محمد و خسرو ( ستوده و پادشاه )، از نام های مرکب، ا محمّد و خسرو
پسر
عربی، پهلوی
مذهبی و قرآنی