اسم با حرف ش - صفحه 5

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

شیدانه/šidāne/

درخت عناب، عناب


دختر

فارسی

طبیعت
شیدر/shidor/

آن که چهره ای زیبا و درخشان دارد، آن که چهره ای زیبا و درشان دارد


دختر

فارسی
شیدرنگ/sheidrang/

نام پهلوانی دانشمند و فاضل، برساخته فرقه آذرکیوان است


پسر

فارسی
شیدسا/shidsa/

همانند خورشید، مثل خورشید


دختر

فارسی
شیدسب/shidasb/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشتاسپ پادشاه کیانی


پسر

فارسی

مذهبی و قرآنی، تاریخی و کهن
شیدفر/šid far/

دارای فر و شکوه درخشان، ( به مجاز ) نیک و بخت و خوش اقبال


دختر

فارسی
شیدور/šidvar/

رخشنده و درخشان، ( شید = خورشید، ور ( پسوند دارندگی )


پسر

فارسی
شیدوس/shidus/

دارنده دانش درخشان


پسر

فارسی
شایلی/shayli/

بی همتا


دختر

ترکی
شایلین/shaylin/

بی همتا


دختر

ترکی
شایما/shayma/

جواهر ماه


دختر

ترکی، فارسی
شایمین/shaimin/

فرزندی پر برکت و بی همتا


پسر

فارسی
شاین/šāyen/

شاهدانه، بر وزن فاعل


دختر

کردی
شایورد/šāyvard/

هاله ی ماه، خرمن ماه، ( = شادورد )، پرده ای است در موسیقی، پرده ای است در موسیقی + نک شادورد، شادورد


دختر، پسر

فارسی
شب آرا/shab-ara/

آراینده شب


دختر

فارسی
شب افروز/shab-afroz/

ماه، زیباروی، درخشنده


دختر

فارسی
شب پره

پروانه، خفاش


دختر

فارسی
شب دخت

دختر شب


دختر

فارسی
شب ناز

زیبایی شب، ناز شب


دختر

فارسی
شباب/šabāb/

جوانی، مرد جوان، ( در موسیقی ایرانی ) نام پرده ای


پسر، دختر

عربی
شبان

چوپان، گله بان


پسر

فارسی
شباویز/šabāviz/

مرغ حق، ( = شب آویز )، مرغی که به شب خود را به یک پای بیاویزد و حق حق گوید و او را حق گوی نیز گویند ...


دختر، پسر

فارسی

پرنده
شبدیز/diz šab/

شب رنگ، ( در قدیم ) سیاه رنگ ( اسب )، ( در موسیقی ایرانی ) از الحان باربد، کنایه از آسمان، زمانه، ر ...


دختر

فارسی
شبدیس/shab dis/

مانند شب


دختر

فارسی
شبره/shabre/

شبنم روی گل


دختر

مازندرانی
شبگون/shabgon/

به رنگ شب، شبرنگ


دختر

فارسی
شبلی

نام عارف معروف قرن سوم و چهارم


پسر

عربی
شبنا/shabna/

جوان، نام یکی وکلای قصر حزقیا پادشاه یهودا


پسر

عبری
شپول/shapol/

موج آب


پسر

کردی
شتاو/shetav/

آبشار


پسر

کردی

طبیعت
شجاع الملک

آن که در دفاع از کشور شجاع است


پسر

عربی
شداد/shedad/

نام فرزند عاد ( ع )


پسر

عبری
شراکیم/sherakiym/

نام یکی از سپهبدان مازندران


پسر

فارسی
شرزین/šarzin/

نیرومند و قوی، [شرز = شرزه به معنی قوی، نیرومند ( به مجاز ) شجاع، دلاور، ین ( نسبت ) ]، روی هم به م ...


پسر

فارسی
شرف الزمان

موجب بزرگی عصر و روزگار


پسر

عربی
شرمیلا

محافظت، نوعی گل ( به فتح ش )


دختر

سانسکریت، هندی
شرمین دخت/šarmin doxt/

دختر با حجب و حیا، ( شَرمین، دخت = دختر )، ( شَرمین + دخت = دختر )، دختر با حُجب و حیا، دختر باحیا ...


دختر

فارسی
شروانه/sharvane/

نام دایه مه پری در داستان سمک عیار


دختر

فارسی
شروق/soruq/

برآمدن آفتاب، طلوع کردن


دختر

عربی
شروینه/šarvine/

منسوب به شَروین، ( شَروین= نام باستانی ناحیه ی سوادکوه در مازندران، ه/، e/ ( پسوند نسبت ) )


دختر

گیلکی
شری

منطقه ای در همدان


دختر

فارسی
شریف الدین/šārifoddin/

دارای دین و آیین پاک، موجب شرف، ارجمندی و اعتبار دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شرین

در گویش سمنان شیرین


دختر

فارسی
شعاع/šoeāe/

فاصله، پرتو، نور


پسر

عربی
شعاع الدین/šoeāeoddin/

نور دین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
شعبان/shaban/

نام ماه هشتم از سال قمری


پسر

عربی
شعرا/šeerā/

دو ستاره در صورت فلکی، ( = شِعری )، ( در نجوم ) دو ستاره در صورت فلکی کلب اکبر و کلب اصغر


دختر

عربی

کهکشانی
شعری/shera/

نام ستاره ای


دختر

عربی

کهکشانی
شعف/šaeaf/

شادی، خوشحالی، شادمانی


دختر

عربی
شعیا/šaeiyā/

نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل که به او اشعیا هم می گفتند، ( اَعلام ) نام یکی از پیامبران بنی اسرا ...


پسر

عربی، فارسی

مذهبی و قرآنی
شغاد/shaghad/

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زال و برادر رستم پهلوان شاهنامه که رستم را با حیله و نیرنگ به قتل رساند


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شفاعت/še(a)fāat/

پایمردی، وساطت، خواهش کردن از کسی برای عفو وبخشش گناه دیگری، ( در ادیان ) اعتقادی در تشیع که بر مبن ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
شهنیا/shahnia/

از خاندان شاه


دختر

کردی
شهیاد/shahyad/

یاد شاه، مرکب از شه ( شاد ) + یاد ( خاطره )


پسر

فارسی
شهیدا/šahidā/

شاهد، حاضر، کسی که در راه خدا کشته شود، ( شهید، الف اسم ساز )، ( در عرفان ) آن که در پرتو تجلیات مع ...


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
شهیده/shahide/

کشته شده در راه خدا و دین، شاهد، گواه


دختر

عربی
شهیر/shahir/

معروف، نام آور، نامدار


پسر

عربی
شهیره/šahire/

بانوی مشهور، دختر نامدار، ( مؤنث شهیر )، مشهور، معروف ( زن )، نامدار و نام آور ( زن )


دختر

عربی
شوار/šavār/

حسن و جمال، خوبی، زینت آرایش، باد ملایم و نسیم، ( در کردی ) شب هنگام


دختر

کردی، فارسی
شوانه/showane/

گله بان، چوپان


دختر

کردی
شوخ شنگ

نام دختری در رمان تبریز مه آلود


دختر

فارسی
شوخان/shokhan/

دختر شاد


دختر

کردی
شوذب/shozab/

بالا بلند و نیکو خوی


پسر

عربی
شورآفرین/shor-afarin/

ایجاد کننده هیجان و شوق


دختر

فارسی
شمیسه/shamise/

آفتاب کوچک، مؤنث شمیس، مصغر شمس


دختر

عربی
شمیل

باد شمال، نام روستایی در نزدیکی بندرعباس


پسر

عربی
شمیم فاطمه/š.- fāteme/

ترکیب دو اسم شمیم و فاطمه ( بوی خوش و رانده شده از آتش )، از نام های مرکب، شمیم و فاطمه، بوی خوش فا ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
شمینا/šaminā/

عطر آگین و خوشبو


دختر

فارسی، عربی
شمینه

حاصلخیز، برکت یافته


پسر

آشوری
شناز/shanaz/

لطیف و نازنین، شیناز، مرکب از شی ( شبنم ) +ناز


دختر

فارسی
شناسا/šenāsā/

آگاه، مطلع، شناسایی، آگاه و مطلع


دختر

فارسی
شنایا/shenaya/

همه چیز دان


دختر

فارسی
شنبلید

نام گلی است، از شخصیتهای شاهنامه، نام کوچکترین دختر برزین، یکی از همسران بهرام گور پادشاه ساسانی


دختر

فارسی
شنطوس

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری ایرانی در درگاه خسروپرویز پادشاه ساسانی


پسر

فارسی
شنگان/shangan/

از شخصیتهای شاهنامه، از شخصیتهای شاهنامه و از بزرگان ایرانی در زمان یزگرد پادشاه ساسانی


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شنگل

شوخ، از شخصیتهای شاهنامه، نام شاه هند و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی


پسر

فارسی
شنه/shana/

نسیم آرام و دلپذیر


دختر

کردی
شنیا/shenya/

نسیم


دختر

کردی
شنیاز/šenyāz/

بهار شاداب


دختر

ترکی
شه پرور/šahparvar/

شاه پرورده، پرورده ی شاه، شاه پرور، پرورنده ی شاه، آن که شاه را پروراند


دختر

فارسی
شه گل/šah gol/

بهترین گل، گلِ شاهانه، شاهگل


دختر

فارسی

گل
شه موبد

شاه موبد


پسر

فارسی
شهان/shahan/

پادشاهان


پسر

فارسی
شهبال/šahbāl/

بال بزرگ، بزرگترین پر از پرهای بال مرغ، ( = شاه بال )، شهپر، بزرگترین پر پرنده


پسر

فارسی

پرنده
شهبان/shahban/

برادر زرین ملک در داستان ملک بهمن


پسر

فارسی
شهبانو/shah banu/

شاه بانو ملکه، همسر شاه


دختر

فارسی
شهددخت/shahd dokht/

دختر شیرین، شهد ( عربی ) + دخت ( فارسی ) دختر شیرین


دختر

فارسی، عربی
شهدل/shahdel/

شاه دل


پسر

فارسی
شهده/šahde/

منسوب به شهد، عسل، ( شهد، ه ( پسوند نسبت ) )


دختر

عربی
شهدیس/shahdis/

شاهزاده خانم، درختری که شکوه و زیباییش مانند شاه است


دختر

فارسی
شهرآگیم

حاکم شهر، نام یکی از سپهسالاران مازندران


پسر

فارسی
شهرآرا/shahr ara/

آراینده شهر، کسی که زیباییش شهره شهر است


دختر

فارسی
شهراز/šah rāz/

راز بزرگ، راز شکوهمند، راز بزرگ و شکوهمند


دختر

فارسی
شهرآزاد

نام یکی از پادشاهان ساسانی


پسر

فارسی
شهرآشوب

آن که در شهر ایجاد فتنه و آشوب می کند، بسیار زیبا و دلربا، نام یکی از گوشه های موسیقی ایرانی


دختر، پسر

فارسی
شهران/šahrān/

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از خردمندان ایرانی در زمان یزدگرد پادشاه ساسانی، ( شهر، ان ( پسوند نسب ...


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
شهربان

حاکم شهر


پسر

فارسی
شهرتاش

شهر ( فارسی ) + تاش ( ترکی ) همسایه و همشهری


پسر

فارسی، ترکی
شهرخواست

نام روستایی در نزدیکی شیراز، نام یکی از سرداران طبرستان


پسر

فارسی
شهرزادزهرا/shahrzad-zahra/

ترکیب دو اسم شهرزاد و زهرا ( زاده شهر و نیکو )


دختر

فارسی، عربی



انتخاب نوع اسم

انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسماسم پسر با شاسم دختر با ش