پیشنهادهای امیرحسین سیاوشی خیابانی (٣٣,٦٨٥)
اهل
این کاره
یکهو، یهو، یکپا، یکباره ، به یک باره
( گویش تهرانی ) سند بی ارزش
موی دماغ کسی شدن
اصطلاح
بد زبان
بدزبان
او عجیب اصراری برای امضاکردن دفتر داشت.
یکپا
به یکباره، یکباره
یکپا، یهو
( اصطلاح )
در حدود من ( نثر کتاب مدیر مدرسه آل احمد )
صاحب فضل
اسم و نسب دار ، با اسم و نسب ، صاحب عنوان
عالم
با اسم رسم
صاحب عنوان، اسم و رسم دار
صاحب عنوان، با اسم و رسم
اسم و رسم دار
کج و کوله
کوله
کوله
دنبال فرمایشات کسی را گرفتن دنبال فرمایشات کسی رفتن
دنبال فرمایشات کسی را گرفتن دنبال فرمایشات کسی رفتن
خرده فرمایش
آب قابل شرب
به نوبت
سررشته
سررشته
سررشته
سررشته داشتن در کاری
کدخدا منشی کردن
دست و دلبازی
سخاوتمندی
لجن گرفتن
نمونه ای از نثر آل احمد
اصطلاح
تشر، توپ و تشر
توپ و تشر
تشر
از جیب خودم دادم تا خانه ی علی را تعمیر کنند
اصطلاح
فریاد و غوغا صورت دیگر بازی هایشان بود
هرزآب
روانداختن بر کسی
- از دورادور کسی را شناختن ؛ آشنایی اسمی داشتن با کسی. از طریق آثار و ذکر او بوسیله ٔدیگران کسی را شناختن : از دورادور او را می شناسم ؛ نام او را شنی ...
کنار، نزد
گله به گله