پیشنهادهای Noor (٢٢)
این اصطلاح از یکی از افسانه های مشهور �ایزوپ� ( Aesop ) گرفته شده است. روباهی گرسنه، خوشه های انگورِ رسیده و آبداری را می بیند که از یک درخت بلند آوی ...
A White Elephant ( فیل سفید ) داستان: این اصطلاح ریشه در تایلند ( سیامِ قدیم ) دارد. پادشاهان تایلند فیل های سفید را حیواناتی مقدس می دانستند و آن ...
داستان پشت آن: �داموکلس� یکی از ملازمان و چاپلوسان دربار پادشاهی به نام �دیونیسیوس� بود. او مدام از ثروت، قدرت و زندگی باشکوه پادشاه تعریف می کرد و م ...
اصطلاح “See the writing on the wall” ( نوشته روی دیوار را دیدن ) ریشه ای بسیار کهن و مذهبی دارد که به داستان های کتاب مقدس ( عهد عتیق ) بازمی گردد. ...
داستان پشت آن: در دوران باستان ( روم و یونان ) ، وقتی یک ژنرال یا رهبر نظامی در نبرد شکست می خورد یا با بی آبرویی بزرگی روبرو می شد، برای اینکه به دس ...
داستان پشت آن: این اصطلاح از نام �پیروس� ( Pyrrhus ) ، پادشاه اپیروس ( منطقه ای در یونان باستان ) گرفته شده است. در قرن سوم پیش از میلاد، پیروس در نب ...
داستان پشت آن: طبق افسانه های یونانی، �پاندورا� اولین زنی بود که توسط خدایان ساخته شد. خدایان به او جعبه ای ( یا در برخی روایت ها کوزه ای ) دادند و ب ...
اصطلاح “Turn the other cheek” ( آن سوی صورت/گونه را برگرداندن ) ریشه ای مذهبی دارد و از آموزه های حضرت عیسی ( ع ) در کتاب مقدس ( انجیل ) آمده است. ...
اصطلاح “The Midas touch” ( تلفظ: مای دِس تاچ ) از اساطیر یونان باستان می آید و به داستان �شاه میداس� ( King Midas ) اشاره دارد. داستان پشت آن: طبق ...
معنی امروزی: این اصطلاح به چیزی اشاره دارد که در ظاهر هدیه، کمک یا پیشنهادی جذاب و بی خطر به نظر می رسد، اما در واقع هدفی مخرب و فریبکارانه را در داخ ...
اصطلاح “Achilles’ heel” ( پاشنه آشیل ) یکی از معروف ترین استعاره ها در ادبیات جهان است که ریشه در اساطیر یونان باستان دارد. داستان پشت آن: طبق افسا ...
The practice of discovering material that can be used in court cases or other disputes
پیوند زدن اعضای بدن/ پیوند عضو مثال ها : heart transplant → پیوند قلب kidney transplant → پیوند کلیه به صورت فعل هم می آید: Doctors transplanted t ...
اهمال کاری، به تعویق انداختن کارهایی که باید انجام بدهیم، معمولاً بدون دلیل مهم.
بسته به جمله می تواند این معنی ها را داشته باشد: تأسیس کردن / راه اندازی کردن مثال: They established a new company. یعنی: آن ها یک شرکت جدید تأس ...
خیلی خوشحال بودن ، شاد و شنگول بودن
خوابیدن ، چرت زدن
متعهد شدن ، همکاری کردن
بی طرف ماندن / دو دل بودن / از تصمیم گیری یا طرف گیری خودداری کردن
ولخرج بودن
مزایای جانبی ( شغل ) Extra things that an employer gives you as well as your wages
کاملاً به روز و جدیدترین؛، شامل آخرین اطلاعات، اخبار، یا پیشرفت ها تا همین لحظه.