تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

معادل رسمی تر before

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

/bliːkɪst/ تاریک ترین، سرد و بی روح ترین، ناامیدانه ترین، سخت ترین That was the bleakest winter of my life = آن سرد و سخت ترین زمستان زندگی ام بود Th ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مشتق شده از فعل cough up بسته به زمینه جمله معانی متفاوتی دارد ( پزشکی و فیزیکی ) بالا آوردن با سرفه ( محاوره ای و رایج تر ) بالاخره چیزی را دادن، ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

مچاله، جمع شده، فشرده

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

/ˈkweɪkɪŋ/ لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش مشتق شده از ف ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دهنمو بسته نگه داشتم به خاطر تو، این اطلاعات رو نگه داشتم و صبر کردم به خاطر تو، عمدا دست نگه داشتم و کاری نکردم به خاطر تو یعنی گوینده چیزی را فاش ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

شکار کردن، سوء استفاده کردن از ضعف دیگران، هدف قرار دادن دیگران برای آسیب زدن یا سوء استفاده Lions are preying on weaker animals = شیرها حیوانات ضعیف ...

پیشنهاد
٠

یک اصلاح به معنی: گذاشتمش کنار، به آن پایان دادم، تمامش کردم، بستمش I knocked the idea on the head = آن ایده را کاملا گذاشتم کنار

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

اسلنگ بریتانیایی به معنی خیلی تند رفتن ( رانندگی ) ، خیلی شدید، سریع و با نهایت انرژی انجام دادن نمونه کاربرد در جمله: We've been caning it = حسابی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

حرکت ناگهانی، موج وار و فراگیر یک چیز مثل صدا یا حس، غلتیدن یا عبور کردن از میان چیزی یا چیزهایی به شکلی که فضا را پر کند. معادل های دیگر: swept th ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جدا کرد، کِشید، کَند، در آورد pulled the microphone off its stand = میکروفون را از پایه اش جدا کرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غذایی، تغذیه ای، مربوط به غذا و تغزیه nutritional supplements = مکمل های غذایی، مکمل های تغذیه ای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام یک برند تجاری است که به خاطر معروفیت، در زبان پزشکی به جای استفاده از نام دستگاه، از نام برند استفاده می شود. نام کامل آن Bovie Electrosurgical ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

[درباره حرف]: نافذ، با تیزبینی، صریح و بی پرده

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرریز شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همه کاره، کنترل کننده همه چیز

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به صورت 13th هم نوشته می شود

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

escape pod = کپسول نجات

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

rear patio = حیاط پشتی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

بریده شده، چاک داده شده، شکافته شده، تقسیم شده، پاره شده Found slashed across the stomach = با پارگی در سرتاسر شکم ( اش ) پیدا شد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به صورت 15th هم نوشته می شود