تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

totting it all up = جمع بندی کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ربودن، دزدیدنِ یک نفر، دور کردن، آدم ربایی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوام آورندگان، استقامت کنندگان، خودداری کنندگان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک نوع سوشی معمولا معنای تحت اللفظی ندارد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درباره توالت یا افرادی که دوستشان نداریم و جلویمان ظاهر می شوند: سیفون نکشیده، ( مدفوع ) تخلیه نشده، چیزی یا کسی که هنوز از دستش راحت نشده ایم به صور ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کتاب The Metamorphosis از فرانتز کافکا در فارسی به �تناسخ� ترجمه شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیمی، علم تبدیل مواد، مطالعه خواص و ترکیب و تبدیل مواد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

گردش دریایی، دور یک جزیره یا قاره یا دنیا با کشتی چرخیدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هلیوسنتریسم به این معنی است که خورشید مرکز جهان است و سیارات، از جمله زمین، به دور آن می چرخند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظریه زمین مرکزی که ادعا می کرد زمین، مرکز جهان است و همه چیز به دور زمین می چرخد. مربوط به علم نجوم قدیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر درباره شنا باشد، یعنی طول استخر را رفتن مثلا four laps یعنی چهار بار طول استخر را شنا کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکل گذشته muse به آرامی فکر کرد، به تفکر عمیق پرداخت، اندیشید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاتوپترومانسی، نوعی پیش گویی با استفاده از آینه ( یا سطوح بازتابنده مثل آب ) رایج در یونان باستان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور انداخته شد، رد شد، کنار گذاشته شد، اخراج شد، بیرون انداخته شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازیابی شده، جبران شده، به دست آورده شده ( هزینه از دست رفته ) شکل گذشته recoup معمولا در زمینه مالی و تجاری کاربرد دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از نظر گروهی، در تقسیم بندی گروهی Group - wise, we'd slot him into high intellect, low income = از نظر گروه بندی، او را در دسته باهوش اما کم درآمد قر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

در حال انجام هماهنگی بودن، رابطه برقرار کردن، نقش رابط را بازی کردن، برقراری ارتباط و همکاری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

شخم زدن ( در رانندگی ) با سرعت زیاد به چیزی یا کسی کوبیدن، فرو رفتن در چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

جیرجیرکننده، چیزی که جیرجیر صدا می دهد مثل آینه ای که تازه تمیز شده است، برای نشان دادن اوج پاکی و تمیزی مورد استفاده قرار می گیرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تجملات، حاشیه ها، شوخی های بی جا شور و هیجانِ پرهیاهو و اغلب مصنوعی، تجملات نمایشی، حاشیه پردازی های غیرضروری، ژست های اغراق شده. این کلمه بار معنایی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم مقتدر، زرنگ، کسی که بر موقعیت تسلط دارد یا مسئول است، با جسارت، کسی که اعتماد به نفس بالایی دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Since my knee went = از وقتی زانوم مشکل پیدا کرد، از وقتی زانوم از کار افتاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Blew my mind to confetti = ذهنم رو متلاشی کرد، مغزم رو منفجر کرد، مرا بی نهایت شاد و مبهوت کرد، مرا غرق شادی و حیرت کرد، ذهنم را چون کاغذ ریزه های جش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به روز 6 ژوئن 1944 میلادی و واقعه تاریخی حمله نیروهای متحدین به سواحل نُرماندی در فرانسه تحت اشغال نازی ها کاربرد نظامی دارد. مثلا D - Day یعنی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وصل می کند، داخل می شود، خود را درگیر چیزی می کند، دست به کار می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کار می افتد، ناگهان خراب می شود، قاطی می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در پزشکی: خط صاف شدن علائم حیاتی، ایست قلبی از حرکت افتادن، متوقف شدن، راکد شدن، به بن بست خوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تشخیص دهنده گاهی به جای doctor به کار می رود می تواند چیزی یا دستگاهی باشد که برای مثال مشکل فنی یک خودرو را تشخیص می دهد قابل استفاده برای شخص یا سی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمفونیک، هماهنگ، جفت وجور، هم آوا

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی تومور نادر سرطانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای پرید، جهید، با جهش واکنش نشان داد شکل گذشته فعل leap شکل رایج تر آن به صورت leapt نوشته می شود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در محاوره به معنای دیوانه کننده، عجیب و باورنکردنی است That's nuts = محشره، دیوانه کننده است، عجیبه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جیغ زدن با صدای تیز و بلند، صدای نازک و گوش خراش در آوردن می تواند صدای انسان یا حیوان از فرط هیجان، ترس یا درد باشد می تواند صدای اشیا مانند ترمز یا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با عجله و دستپاچگی این طرف و آن طرف گشت، برای پیدا کردن چیزی دست و پا زد، سراسیمه گشت، به تقلا افتاد دنبال چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیر فرعی، مسیر پشتی، راه دور زدن، مسیر خلوت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در متونی که اشاره به یک چیز فیزیکی دارند، یعنی آغشته شده، مالیده شده مثلا: clay - smeared: آغشته به گِل ( خاک رس ) ، گِل آلود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوشاندن، پیچیدن He enjoyed draping his mortal shell in heavy robes = او از پیویدن کالبد فانی خود در ردای سنگین لذت می برد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل رسمی تر before

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/bliːkɪst/ تاریک ترین، سرد و بی روح ترین، ناامیدانه ترین، سخت ترین That was the bleakest winter of my life = آن سرد و سخت ترین زمستان زندگی ام بود Th ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشتق شده از فعل cough up بسته به زمینه جمله معانی متفاوتی دارد ( پزشکی و فیزیکی ) بالا آوردن با سرفه ( محاوره ای و رایج تر ) بالاخره چیزی را دادن، ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مچاله، جمع شده، فشرده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/ˈkweɪkɪŋ/ لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش مشتق شده از ف ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دهنمو بسته نگه داشتم به خاطر تو، این اطلاعات رو نگه داشتم و صبر کردم به خاطر تو، عمدا دست نگه داشتم و کاری نکردم به خاطر تو یعنی گوینده چیزی را فاش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکار کردن، سوء استفاده کردن از ضعف دیگران، هدف قرار دادن دیگران برای آسیب زدن یا سوء استفاده Lions are preying on weaker animals = شیرها حیوانات ضعیف ...

پیشنهاد
٠

یک اصلاح به معنی: گذاشتمش کنار، به آن پایان دادم، تمامش کردم، بستمش I knocked the idea on the head = آن ایده را کاملا گذاشتم کنار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

اسلنگ بریتانیایی به معنی خیلی تند رفتن ( رانندگی ) ، خیلی شدید، سریع و با نهایت انرژی انجام دادن نمونه کاربرد در جمله: We've been caning it = حسابی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

حرکت ناگهانی، موج وار و فراگیر یک چیز مثل صدا یا حس، غلتیدن یا عبور کردن از میان چیزی یا چیزهایی به شکلی که فضا را پر کند. معادل های دیگر: swept th ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

جدا کرد، کِشید، کَند، در آورد pulled the microphone off its stand = میکروفون را از پایه اش جدا کرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

غذایی، تغذیه ای، مربوط به غذا و تغزیه nutritional supplements = مکمل های غذایی، مکمل های تغذیه ای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یک برند تجاری است که به خاطر معروفیت، در زبان پزشکی به جای استفاده از نام دستگاه، از نام برند استفاده می شود. نام کامل آن Bovie Electrosurgical ...

١