دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٢٤٤
رتبه
رتبه در دیکشنری
٨,٥٤٤
لایک
لایک
١٦
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

یخ زدایی کردن، از حالت یخ خارج کردن defrosting mince: گوشت چرخ کرده را از حالت یخ زده خارج کردن، یخ گوشت چرخ کرده را آب کردن ( جهت آماده سازی برای پخ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

یک اصطلاح علمی است و معمولاً به اختلاف های ده برابری اشاره دارد: one order of magnitude = حدود ۱۰ برابر two orders of magnitude = حدود ۱۰۰ برابر thr ...

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

She blanked you: او نادیده ات گرفت، به تو بی توجهی کرد، طوری رفتار کرد که انگار تو رو نمی شناسه، بهت پشت کرد

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

آدم دعوایی، کُتَک زننده، کسی که زدوخورد می کند، منتقد سرسخت، بدگوی حرفه ای، مشت زن

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

جمع کردن، انباشتن، چیدن ( در بازی بیلیارد یا اسنوکر )

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He opened the gate and the horses proceeded to the barn.
دیدگاه
٠

او دروازه را باز کرد و اسب ها به سمت طویله حرکت کردند.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Her comments were made with incision.
دیدگاه
٠

نظراتش تیز و نافذ بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I have complete absence of remorse in this saturation of pleasure.
دیدگاه
٠

من در این اشباع از لذت، کاملاً خالی از پشیمانی هستم.

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
There's a sticker on the rear door/window.
دیدگاه
٠

یک برچسب روی در / پنجره پشتی است

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
She followed them in the rear.
دیدگاه
٠

او از پشت آن ها را دنبال کرد

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.