تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاتوپترومانسی، نوعی پیش گویی با استفاده از آینه ( یا سطوح بازتابنده مثل آب ) رایج در یونان باستان

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

دور انداخته شد، رد شد، کنار گذاشته شد، اخراج شد، بیرون انداخته شد

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

بازیابی شده، جبران شده، به دست آورده شده ( هزینه از دست رفته ) شکل گذشته recoup معمولا در زمینه مالی و تجاری کاربرد دارد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

از نظر گروهی، در تقسیم بندی گروهی Group - wise, we'd slot him into high intellect, low income = از نظر گروه بندی، او را در دسته باهوش اما کم درآمد قر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در حال انجام هماهنگی بودن، رابطه برقرار کردن، نقش رابط را بازی کردن، برقراری ارتباط و همکاری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

شخم زدن ( در رانندگی ) با سرعت زیاد به چیزی یا کسی کوبیدن، فرو رفتن در چیزی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

جیرجیرکننده، چیزی که جیرجیر صدا می دهد مثل آینه ای که تازه تمیز شده است، برای نشان دادن اوج پاکی و تمیزی مورد استفاده قرار می گیرد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تجملات، حاشیه ها، شوخی های بی جا شور و هیجانِ پرهیاهو و اغلب مصنوعی، تجملات نمایشی، حاشیه پردازی های غیرضروری، ژست های اغراق شده. این کلمه بار معنایی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدم مقتدر، زرنگ، کسی که بر موقعیت تسلط دارد یا مسئول است، با جسارت، کسی که اعتماد به نفس بالایی دارد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Since my knee went = از وقتی زانوم مشکل پیدا کرد، از وقتی زانوم از کار افتاد

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Blew my mind to confetti = ذهنم رو متلاشی کرد، مغزم رو منفجر کرد، مرا بی نهایت شاد و مبهوت کرد، مرا غرق شادی و حیرت کرد، ذهنم را چون کاغذ ریزه های جش ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشاره به روز 6 ژوئن 1944 میلادی و واقعه تاریخی حمله نیروهای متحدین به سواحل نُرماندی در فرانسه تحت اشغال نازی ها کاربرد نظامی دارد. مثلا D - Day یعنی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وصل می کند، داخل می شود، خود را درگیر چیزی می کند، دست به کار می شود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از کار می افتد، ناگهان خراب می شود، قاطی می کند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در پزشکی: خط صاف شدن علائم حیاتی، ایست قلبی از حرکت افتادن، متوقف شدن، راکد شدن، به بن بست خوردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تشخیص دهنده گاهی به جای doctor به کار می رود می تواند چیزی یا دستگاهی باشد که برای مثال مشکل فنی یک خودرو را تشخیص می دهد قابل استفاده برای شخص یا سی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سمفونیک، هماهنگ، جفت وجور، هم آوا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نوعی تومور نادر سرطانی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنای پرید، جهید، با جهش واکنش نشان داد شکل گذشته فعل leap شکل رایج تر آن به صورت leapt نوشته می شود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در محاوره به معنای دیوانه کننده، عجیب و باورنکردنی است That's nuts = محشره، دیوانه کننده است، عجیبه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جیغ زدن با صدای تیز و بلند، صدای نازک و گوش خراش در آوردن می تواند صدای انسان یا حیوان از فرط هیجان، ترس یا درد باشد می تواند صدای اشیا مانند ترمز یا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با عجله و دستپاچگی این طرف و آن طرف گشت، برای پیدا کردن چیزی دست و پا زد، سراسیمه گشت، به تقلا افتاد دنبال چیزی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسیر فرعی، مسیر پشتی، راه دور زدن، مسیر خلوت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در متونی که اشاره به یک چیز فیزیکی دارند، یعنی آغشته شده، مالیده شده مثلا: clay - smeared: آغشته به گِل ( خاک رس ) ، گِل آلود

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پوشاندن، پیچیدن He enjoyed draping his mortal shell in heavy robes = او از پیویدن کالبد فانی خود در ردای سنگین لذت می برد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معادل رسمی تر before

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

/bliːkɪst/ تاریک ترین، سرد و بی روح ترین، ناامیدانه ترین، سخت ترین That was the bleakest winter of my life = آن سرد و سخت ترین زمستان زندگی ام بود Th ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشتق شده از فعل cough up بسته به زمینه جمله معانی متفاوتی دارد ( پزشکی و فیزیکی ) بالا آوردن با سرفه ( محاوره ای و رایج تر ) بالاخره چیزی را دادن، ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مچاله، جمع شده، فشرده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

/ˈkweɪkɪŋ/ لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش مشتق شده از ف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دهنمو بسته نگه داشتم به خاطر تو، این اطلاعات رو نگه داشتم و صبر کردم به خاطر تو، عمدا دست نگه داشتم و کاری نکردم به خاطر تو یعنی گوینده چیزی را فاش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

شکار کردن، سوء استفاده کردن از ضعف دیگران، هدف قرار دادن دیگران برای آسیب زدن یا سوء استفاده Lions are preying on weaker animals = شیرها حیوانات ضعیف ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک اصلاح به معنی: گذاشتمش کنار، به آن پایان دادم، تمامش کردم، بستمش I knocked the idea on the head = آن ایده را کاملا گذاشتم کنار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

اسلنگ بریتانیایی به معنی خیلی تند رفتن ( رانندگی ) ، خیلی شدید، سریع و با نهایت انرژی انجام دادن نمونه کاربرد در جمله: We've been caning it = حسابی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

حرکت ناگهانی، موج وار و فراگیر یک چیز مثل صدا یا حس، غلتیدن یا عبور کردن از میان چیزی یا چیزهایی به شکلی که فضا را پر کند. معادل های دیگر: swept th ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

جدا کرد، کِشید، کَند، در آورد pulled the microphone off its stand = میکروفون را از پایه اش جدا کرد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غذایی، تغذیه ای، مربوط به غذا و تغزیه nutritional supplements = مکمل های غذایی، مکمل های تغذیه ای

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نام یک برند تجاری است که به خاطر معروفیت، در زبان پزشکی به جای استفاده از نام دستگاه، از نام برند استفاده می شود. نام کامل آن Bovie Electrosurgical ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

[درباره حرف]: نافذ، با تیزبینی، صریح و بی پرده

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرریز شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه کاره، کنترل کننده همه چیز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت 13th هم نوشته می شود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

escape pod = کپسول نجات

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

rear patio = حیاط پشتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بریده شده، چاک داده شده، شکافته شده، تقسیم شده، پاره شده Found slashed across the stomach = با پارگی در سرتاسر شکم ( اش ) پیدا شد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت 15th هم نوشته می شود

٢