پیشنهادهای احسان علیخانی (٦٣)
دوستانی که از کلمۀ اختلال استفاده کردن؛ دقت کنید اینجا کلمۀ disorder همراه neurodevelopmental نیومده!
چقدر خوبه که این سایت هست. واقعا بعضی معانی معادل فارسی که دوستان پیشنهاد میکنن خیلی بجا و دقیق انتخاب شده. "تاب آور" !! ممنون از سپیده ایرانی
در تکمیل پیشنهاد Hasan: headquarterS اسمه و معنیش میشه: دفتر مرکزی، مقر headquarter فعل هست و معنیش میشه: در جایی دفتر مرکزی و مقر داشتن The WHO i ...
سرعت بخشیدن، تسریع کردن
در تکمیل پیشنهاد دوستان این واژه در حوزۀ سلامت بمعنی انجام معاینه و آزمایش روی یک جمعیت است که بفهمند کدامیک به عارضه خاصی مبتلا هستند. large - scal ...
در تکمیل پیشنهاد بهمن عزیز، pseudonymization به عمل/فرآیند جایگزین کردن قسمتهایی از اطلاعات با نام/شناسۀ مستعار می گویند. هر وقت میخواهیم یک موضوع/ک ...
اصطلاح statutory law یعنی قانونی که توسط قانونگذار یا حاکمیت وضع و تصویب شده باشد ( نه مثلا قانون شفاهی یا عرفی ) .
در تکمیل پیشنهاد دوستان �قاعدۀ سابقه� یکی از قواعد سنتی نظام حقوق کامن لا است. مطابق این قاعده، قاضی برای صدور رأی به یک متن مدون رسمی مراجعه نمیکند، ...
( نظام ) ارباب - رعیتی
مزاحم به معنی �دست و پاگیر�
گسترده و گشوده ( صفت ) : Did he feel the spreading wings of the phoenix within himself? در حال گسترش ( صفت ) : spreading disease
در تکمیل پیشنهاد دوستان بمعنی "دور از مرکز" هم هست. مثلا peripheral site یا peripheral station یعنی مقر/محل/ایستگاه دور از مرکز
( صفت ) مکانی زمانی مربوط به زمان و مکان، تابعی از مکان ( فضا ) و زمان
main road کلمه بریتانیایی و معادل highway/freeway/expressway در آمریکایی و بمعنی جاده اصلی است.
بدجور
دوروغ گفتن، کذب، نادرستی، fakery They issued a statement that such falseness was unethical and had no place in the news business.
تقلب، تظاهر، falseness They issued a statement that such fakery was unethical and had no place in the news business.
جدی و حسابی The ads for Nike shoes show no - nonsense athletes.
بیگانگی، ناهمخوان با ملی گرایی Using overseas cars is a symbol of foreignness.
نصاب خطوط تلفن، برق، راه آهن He was working as a lineman for an electrical power company.
دست یا پای الکترونیکی ( عضو مصنوعی بدن که به عصب وصل است و با مغز کنترل میشود ) Jesse Sullivan is able to feel what his bionic hand is touching. ...
در تکمیل فرمایش دوستان: opposition مخالفت، ضدیت the Opposition اپوزیسیون، جناح مخالف دولت به مثال دقت کنید: It's clear that the Opposition will face ...
( مجرای ) حلزونی A cochlear implant might be right for someone with a hearing loss.
چشم نزدیک بین ( برای دیدن دور نیاز به عینک دارد )
چشم دوربین ( برای دیدن نزدیک نیاز به عینک دارد )
دو کانونی، دو دید اشاره به لنز/عدسی/عینکی که هم برای دور و هم برای نزدیک استفاده میشود. In the 18th century, the two types of lenses were combined i ...
کسی که کسب و کار خودش را دارد As an entrepreneur, I’ve just set up my own baking business. I make cakes for special occasions.
وزغ ماهی Toadfish is a very unattractive fish, but it can swim incredibly fast.
skate fish به چارگوش ماهی معروف است The skate fish has unique eyes and can see in total darkness.
اسم ruffle بمعنی نوار توری که لبه یقه و آستین و غیره میدوزند. The woman has a dress with a pattern and with ruffles on it.
اسم cooperative بمعنی تعاونی است. با cop op یا co - operative هم معنی است. There are artists’ co - operatives all over Australia.
آب زه کشی، آب باران یا پساب که وارد رودخانه ها میشود. Run - off carries tons of nutrients in the form of fertilizers and garbage that can be traced ...
صفت bumper بمعنی فراوان و درشت است. We've had a bumper harvest of apple this year.
فعل steel بمعنی مهیا/آماده شدن برای کاری ناخوشایند، خود را سفت/محکم گرفتن برای تحمل چیزی She steeled herself to face the crisis. Can you steel yours ...
دو معنی متداول تر است: احتمال وقوع The odds against a plane crash are around a million to one. مشکلات سر راه She struggled against terrible odds to ...
مثال خوب: Evidence suggests that both heredity and upbringing play a role in child's personality.
بیرون غذا خوردن، OPP eat in How many times do you eat out a week? تمام چیزی را خوردن She's made a cake and wants us to help eat it up. Big cars jus ...
فقط بخاطر اینکه کاری رو انجام داده باشی ( نه برای دلیل و منظور خاصی ) Don't get married just for the sake of it. فقط بخاطر اینکه ازدواج کرده باشی، ...
از معانی فعل mug: زورگیری کردن A lot of people won't go out alone at night because they're afraid of being mugged.
میدان میوه و تره بار، بازار فروش محصولات کشاورزی ( معمولا بصورت عمده ) Sydney produce market is the largest fresh fruit and vegetable wholesale mark ...
زمین بازی ( مثل زمین بسکتبال، فوتبال و غیره ) We can walk to the ball park from the house.
خانه شهری ( نه آپارتمانی ) که دیوار به دیوار ساخته میشوند. به مثال دقت کنید: Many planners believe that it's healthier to have a mix of single - fami ...
در تکمیل فرمایش دوستان acre بمعنی فضای بزرگ و وسیع هم استفاده میشه. به مثال دقت کنید: Acres and acres of land just given over to suburban housing.
در شهرسازی: مثل علف هرز روییدن ( فعل ) The town seemed to sprawl [v] for miles. ساخت ساز نامنظم و بدریخت ( اسم ) We call it "suburban sprawl" bec ...
ماشین چاپ The printing press helped diffuse scientific knowledge. چاپخانه One night they worked until 4 o'clock at the printing press.
در ساختمان بمعنی محافظ پنجره ( از نور یا دستبرد ) میباشد که میتواند داخل یا بیرون پنجره نصب شود. The house has pretty shutters either side of the fr ...
در شهر سازی: فضای باز و بدون ساخت و ساز Is your area built - up, or is there a feeling of space?
یک بخش یا ناحیه از کشور یا جهان ( نه شهر ) Flooding is likely in some coastal regions of Northern Iran.
یک بخش یا ناحیه ( از یک شهر یا کشور ) Our house is in a pleasant suburban district.
pitch - fork چنگک باغبانی He had brought me a spade, a rake, and a pitch - fork.
در ساختمان بمعنی مسیر ماشین رویی است که به درب خانه منتهی میشود He parked his car "in" the drive.
corridor به راهرو در ساختمان های بزرگ یا قطار میگن برای راهرو در خانه از hall استفاده میکنن برای راهرویی که بدون دربهای متعدد هست و فقط از جایی به جا ...
راه پله، پلکان There's a narrow staircase to the roof
زیرزمین ساختمان یا قسمتی از زیرزمین که پنجره ندارد و بعنوان انباری استفاده میشود ( به مثال دقت کنید ) I've converted the basement into a separate on ...
وقتی به کسی پول میدهی تا کاری برایت انجام دهد. مقایسه کنید: I have my hair cut every month یعنی میرم سلمونی I colour my hair every month یعنی خودم ر ...
چتریِ مو I'd like to keep my hair long with a fridge
از معانی فعل jar اثر نامطلوب گذاشتن، روی مُخ بودن، روی اعصاب بودن The screaming was starting to jar on my nerves در تضاد بودن، مغایر بودن There was ...
زیستگاه To keep ecology in balance is our duty. بوم شناسی She hopes to study ecology at college.
در تکمیل ترجمه علی اسکندری، واژه inner city بیشتر در آمریکا استفاده میشود و بخشی نزدیک به مرکز شهر است که معمولا ساختمان ها قدیمی و احتمالا آمار فقر ...
restore ترمیم و به حال اول برگرداندن restorative ( در قانون ) جبران کننده، بازسازی کننده مثال restorative justice به رویکردی از مجازات گفته میشود که ...
چیزی که همیشه جذابه و هیچوقت از مُد نمیفته<br>ٍEvery woman should have a timeless collection of clothes for every occasion
چه خبرا، چه کارا میکنی؟ ( وقتی یکی رو خیلی وقته ندیدی ازش میپرسی )
مردم someone's folks یعنی پدر مادر، قوم و خویش