مقاوم
انعطاف پذیر، مقاوم در برابر مشکللت و سختی ها
adjective[more resilient; most resilient]1 : able to become strong, healthy, or successful again after something bad happensresilient young peopleresilient competitorsThe local economy is remarkably resilient.
... [مشاهده متن کامل]
2 : able to return to an original shape after being pulled, stretched, pressed, bent, etc.
a resilient material
able to be strong after difficult situation
ری زیلیِنت
________________________________________
🔸 معادل فارسی:
تاب آور / مقاوم / انعطاف پذیر در برابر سختی
در زبان محاوره ای:
جون سخت، زود جمع وجور می شه، زود بلند می شه، شکست ناپذیر
... [مشاهده متن کامل]
________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ** ( روانی – فردی ) :**
کسی که بعد از شکست، سختی، یا بحران، سریع خودش رو جمع می کنه و ادامه می ده
مثال: *She’s incredibly resilient after everything she’s been through. *
با وجود همه ی سختی ها، فوق العاده تاب آوره.
2. ** ( اجتماعی – فرهنگی ) :**
جامعه یا گروهی که در برابر بحران ها، فشارها، یا تغییرات دوام می آره و خودش رو تطبیق می ده
مثال: *Resilient communities recover faster from disasters. *
جوامع تاب آور سریع تر از بحران ها عبور می کنن.
3. ** ( فنی – مهندسی ) :**
ماده یا سیستم هایی که بعد از فشار یا آسیب، به حالت اولیه برمی گردن
مثال: *Rubber is a resilient material. *
لاستیک ماده ای انعطاف پذیر و مقاومه.
4. ** ( اقتصادی – سازمانی ) :**
سازمان یا اقتصادهایی که در برابر رکود، بحران، یا تغییرات جهانی دوام می آرن
مثال: *A resilient economy can withstand global shocks. *
اقتصاد تاب آور می تونه شوک های جهانی رو تحمل کنه.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
strong – tough – adaptable – durable – flexible – bounce - back
ارتجاعی - صفت
rubber is a resilient materialفنری - صفت
the resilient mattress bounced back to its original shapeکشسان - صفت
resilient fibers are used in sportswearانعطاف پذیر - صفت
... [مشاهده متن کامل]
she is a resilient person who bounces back quickly from setbacks
مقاوم - صفت
the company showed resilient performance despite the economic downturn
تاب آور - صفت
children are remarkably resilient in the face of trauma
دیرجوش - صفت
the economy has proven to be surprisingly resilient after the recession
💢 دوستان کلمات زیر همگی مترادف هم هستند:
🔘 Strong
🔘 Powerful
🔘 Sturdy
🔘 Robust
🔘 Tough
🔘 Resilient
🔘 Muscular
🔘 Brawny
🔘 Forceful
🔘 Mighty
✅ Definition:
👉 Having great physical strength or power.
✍ توضیح: Able to recover quickly from difficulties or challenges 💪
🔍 مترادف: Tough
✅ مثال: After the storm, the resilient community quickly rebuilt their homes.
۱. کشسان. ارتجاعی. برگشت پذیر. فنری ۲. بهبودپذیر. ترمیم پذیر ۳. انعطاف پذیر
مثال:
But with little help they show how resilient they are.
اما با کمی کمک آنها نشان می دهند چطور انعطاف پذیر هستند.
تاب آوری ترجمۀ دقیقی از این واژه نیست. چون در تعریف این واژه �توانایی بازیابی شادی و موفقیت پس از دشواری� اومده.
پس به نظرم : سرپاشدن یا بازیابی معنای درست تر و دقیقتری است.
او زن قوی هست که بجای همسرش که به جنگ رفته کار می کند.
resilient ( adj ) ( rɪˈzɪlyənt ) =able to feel better quickly after sth unpleasant, e. g. Young people are amazingly resilient. =returning to its original shape, resiliently, resilience ( resiliency )
1. تاب اور/انعطاف پذیر ( شخص )
2. کشسان/ انعطاف پذیر ( چیزی )
Adj
👈🏿 Oil bulls ⭐resilient⭐ despite demand doubts
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : resilience / resiliency
✅️ صفت ( adjective ) : resilient
✅️ قید ( adverb ) : resiliently
چقدر خوبه که این سایت هست. واقعا بعضی معانی معادل فارسی که دوستان پیشنهاد میکنن خیلی بجا و دقیق انتخاب شده.
"تاب آور" !! ممنون از سپیده ایرانی
جالبه که در مهندسی این لغت به معنی کشسانی و برجهندگی و ارتجاعی معنی میده ولی ربطش به سرسختی و تاب آوری تو علوم انسانی چیه !
تعریفش اینجوریه : توانایی برگشتن به حال نرمال در زندگی پس از تجربه شرایط سخت و مشکل. پس یه حالت برگشت پذیری توش داره که آدم در طول زندگی و رشد کردن نسبت به مشکلات زندگی سرسخت و تاب آور میشه.
... [مشاهده متن کامل] tenacious
تاب آور و سرسخت
تاب آوری
resilient
سرسخت، مقاوم
resilient ( اعتیاد )
واژه مصوب: تاب آور
تعریف: ویژگی فردی که با موقعیت های دشوار زندگی و توقعات بیرونی و درونی سازگاری دارد
مقاوم و سرسخت
سخت و محکم
تاب آور
سرسخت , قوی ؛ ارتجاعی
# She's a resilient girl, she won't be unhappy for long
# He has resilient character and will soon be cheerful again
# Rubber is a highly resilient material
# This rubber ball is very resilient and immediately springs back into shape
( انسان ) منعطف
۱. زود خوب شو ( همه ش به عنوان یک کلمه و صفت ) : )
۲. ارتجاعی، ارتجاع پذیر
سازش پذیر
دو تا معنی داره تو مسائل علمی میشه ارتجاعی اون یکی هم تو روزمره استفاده میشه سرسخت
سخت جان بودن - مقاوم بودن در برابر
پایدار
بهود پذیر، قابل ترمیم یا ترمیم پذیر
سرسخت
انعطاف پذیر
برگشت پذیری
۱. برجهنده وبرگشت پذیر ( انعطاف پذیر )
۲. پایدار ومقاوم ( در مقابل فشارهای وارده )
بهبود پذیر
عکس و العمل
سرسخت و مقاوم
تاب اور
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٩)