steel

/ˈstiːl//stiːl/

معنی: پولاد، فولاد، شمشیر، استوار، محکم، پولادی کردن، اب فولاد دادن، مانند فولاد محکم کردن
معانی دیگر: پولادین، ساخته شده از فولاد، فولادی، روهنی، پولاد مانند، سخت، قوی، (شعر قدیم) شمشیر، سلاح پولادین، استحکام، سختی، پولادسانی، پولادوندی، محکمی، صنعت پولادسازی، با پولاد پوشاندن، دارای تیغه یا لبه ی پولادین کردن، پولاد پوش کردن، (مجازی) پولاد سان کردن، پولادین کردن، سخت کردن، محکم کردن، چاقو تیز کن، تسمه ی پولادین، (معمولا جمع) سهام شرکت های پولاد سازی، (عامیانه) رجوع شود به: steel guitar
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a hard, strong metal alloy composed of iron and carbon, and used for making machines, tools, knives, and the like.

(2) تعریف: an object made of such an alloy.

(3) تعریف: something that resembles steel in quality or character.
مشابه: adamant, iron
صفت ( adjective )
(1) تعریف: pertaining to or made of steel.
مشابه: metallic

(2) تعریف: resembling steel in color, strength, or hardness.
مشابه: adamant, flinty, inflexible, iron, stony, unyielding
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: steels, steeling, steeled
(1) تعریف: to make strong, confident, or resistant to harm; prepare by strengthening.
مترادف: arm, fortify, gird
مشابه: brace, buttress, nerve, reinforce

- She steeled herself for criticism.
[ترجمه ترگمان] خود را برای انتقاد جمع کرد
[ترجمه گوگل] او خود را برای انتقاد از خود فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to cover, edge, or point with steel.
مشابه: reinforce

جمله های نمونه

1. steel beams support the roof
تیرهای پولادی تاق را نگه می دارند.

2. steel braces to hold up a sagging ceiling
پشتواره های پولادین برای نگهداری سقفی که شکم داده است

3. steel girders for the support of the roof
تیرهای فولادی برای نگهداری بام

4. steel is hard and cotton is soft
پولاد سخت و پنبه نرم است.

5. steel is very tight right now
هم اکنون پولاد بسیار کمیاب است.

6. steel nerves
اعصاب بسیار قوی

7. steel plate
صفحه ی فولاد(ی)

8. steel production has increased
تولید پولاد زیاد شده است.

9. steel rope in reels of 180 meters
طناب پولادی در طوقه ی 180 متری

10. steel wool
پشم پولاد

11. a steel file for smoothing metals
سوهان فولادی برای صاف کردن فلزات

12. a steel mill
کارخانه ی پولادسازی

13. clad steel
پولاد روکش دار

14. crude steel
پولاد خام

15. laminated steel
پولاد چند لا

16. sharp steel splinters
براده های پولادی و تیز

17. structural steel
تیر فولادی ساختمان (ساختمانی)

18. tempered steel
پولاد آبدیده (سخت)

19. tempered steel
فولاد آبدیده

20. the steel and allied industries were nationalized
پولاد و صنایع وابسته به آن را ملی کردند.

21. the steel interests
گردن کلفت های (صنعت) پولادسازی

22. the steel skeleton of a ten-storey building
کالبد پولادی یک ساختمان ده طبقه

23. to steel an ax
تبر را دارای لبه ی پولادین کردن

24. kinds of steel
انواع پولاد (فولاد)

25. our infant steel industry
صنعت پولاد نوپای ما

26. to pour steel
پولاد (در قالب) ریختن

27. to produce steel
پولاد تولید کردن

28. to temper steel by heating and sudden cooling
سخت کردن پولاد با گرم کردن و ناگهان سرد نمودن

29. nerves of steel
اعصاب بسیار قوی

30. he lacked the steel of a great conqueror
او فاقد استحکام یک فاتح بزرگ بود.

31. the growth of steel since the war
رشد صنعت فولاد سازی پس از جنگ

32. the manufacture of steel
ساختن پولاد

33. the outlook for steel demand in the united states
آینده ی بازار پولاد در ایالات متحده

34. to serrate a steel blade
تیغه ی پولادین را اره لب کردن

35. the government denationalized the steel industry
دولت صنایع پولاد را غیرملی کرد.

36. the government subsidizes the steel industry
دولت به صنعت پولادسازی کمک مالی می دهد.

37. the process of making steel
روش ساختن پولاد

38. they use flint and steel in making fire by percussion
آنان برای ایجاد آتش از کوبیدن سنگ چخماق به پولاد استفاده می کنند.

39. the same standards used in steel must in justice be applied to other industries
همان معیارهایی که در پولادسازی به کار گرفته می شود باید با بی غرضی در مورد صنایع دیگر هم اعمال شود.

40. the towers are surfaced with steel plates
برج ها را با ورق های پولاد پوشانده اند.

41. to fabricate a bridge of steel beams
ساختن پل با تیرهای پولادی

42. a flaw in a bar of steel
شکستگی در یک شمش پولاد

43. he invests his money in the steel industry
او پول خود را در صنایع پولاد سرمایه گذاری می کند.

44. the concrete pillars are reinforced with steel rods
ستون های بتونی با میله های پولادین تقویت شده اند.

45. the motor is mounted on a steel framework
موتور بر یک قاب پولادین سوار است.

46. we drove the invaders back by steel
مهاجمین را با سلاح پولادین پس راندیم.

مترادف ها

پولاد (اسم)
steel

فولاد (اسم)
alloy steel, steel

شمشیر (اسم)
blade, sword, steel, bilbo, saber, scimitar, knife, bolo, spit

استوار (صفت)
stable, firm, constant, solid, tenacious, sound, steel, sure, secure, immovable, steady, consistent, steadfast, two-handed

محکم (صفت)
stable, firm, solid, dense, compact, compressed, adamantine, tough, strict, sturdy, strong, tight, tenacious, steel, secure, stout, frozen, substantial, buff, steady, well-set, meaty, pukka, pucka, two-handed

پولادی کردن (فعل)
steel

اب فولاد دادن (فعل)
steel

مانند فولاد محکم کردن (فعل)
steel

تخصصی

[عمران و معماری] فولاد
[برق و الکترونیک] فولاد
[مهندسی گاز] فولاد
[زمین شناسی] پولاد ،آلیاژی از آهن که با 5/0 تا 5/1 درصد کربن همراه باشد .

به انگلیسی

• hard and strong metal alloy made up of iron and carbon (used for making knives, machines, etc.); object made of steel
make strong, toughen, make inflexible; fit or edge with steel
of or pertaining to steel; resembling steel, having the properties of steel
steel is a strong metal made mainly from iron which is used for making many things, for example bridges, buildings, vehicles, and cutlery.
steel is also used to refer to the industry that produces steel and items made of steel.
you can refer to a person's great strength or courage as steel.
if you steel yourself, you prepare to deal with something unpleasant.

پیشنهاد کاربران

بی فروغ
طبیعت انسانیhuman nature فطرت
Love is a flame of steel fire
عشق شعله آتش فولادی است
I hope you find someone who hates hueting your heart
امیدوارم کسی رو پیدا کنی که از جریحه دار کردن دلت متنفرباشه

فولاد
فلز سخت اهنی
mentally prepare ( oneself ) to do or face something difficult
آماده سازیِ ذهنی و روحی برایِ رویارویی با یه چیز سخت
میشه یه جورایی گفت تسلی خاطر دادن به خود
سفت - محکم - سخت
فعل steel بمعنی مهیا/آماده شدن برای کاری ناخوشایند، خود را سفت/محکم گرفتن برای تحمل چیزی
She steeled herself to face the crisis.
Can you steel yourself for yet more effort?

خود را برای تحمل سختی ها و مشکلات احتمالی آماده کردن
Brace
پیه چیزی را به تن مالیدن
جانئوی یاغلا ( به ترکی )
To prepare yourself mentally or emotionally for something unpleasant, upsetting, or difficult
Steel یعنی فولاد که نوعی فلز هست. بد نیست بقیه فلز هارو هم بشناسیم :
معروف ترین فلزات :
■ Iron : آهن
■Ferrite : آهن تجاری ( آهن تجاری از ترکیب آهن خالص و مقدار کمی کربن بدست می آید و بصورت ورق و تیر آهن و پروفیل و مانند آن بفروش می رسد. رنگ آهن تجارتی خاکستری است. این آهن به راحتی سوهانکاری شده و در هوای مرطوب زنگ می زند. )
■ Cast iron : چُدن
■ Aluminum : آلومینیوم
■ Brass : برنج ( نوعی فلز ) که با برنج خوراکی نباید اشتباه بشه که میشه rice
■ Copper : مس
■ Spelter : روی
■ Tin : قلع یا همون حلب ( قوطی کنسرو از جنس حلبه ) و با شهر حلب در سوریه نباید اشتباه گرفته بشه. شهر حلب به انگلیسی میشه Aleppo
■ Lead : سرب
■ Nickl یا Nickel : نیکل
■ Platinum : پلاتینیوم معروف به طلای سفید نوعی فلز با نماد pt
■ Silver : نقره
■ Gold : طلا
■ Bronze : برنز
■ Steel : فولاد

تمام اینا زیرمجوعه فلز هستن و فلز به انگلیسی میشه
■ Metal : فلز / سبک موسیقی

Steel را با steal و still قاطی نکنید
Still یعنی هنوز
Steal یعنی دزدیدن
مترداف های steal میشه اینارو نام برد : Abduct - Rob - heist - loot
فولاد
mentally prepare ( oneself ) to do or face something difficult.
آماده شدن/ایجاد آمادگی ذهنی برای شرایطی سخت یا ناراحت کننده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما