پیشنهادهای Ebi Taheri (٥٦)
داده نمایه ، نمایه داده ای داده نگار ، داده نگاره ، نگاره داده ای
[بیماری گیاهی] برفک گردی ، برفک آردی ، برفک پودری
[بیماری گیاهی] برفک
دوره بندی ، نوبت بندی
[در همراهی با واژه دیگر] نمایه ، راهنما [در همراهی با واژه دیگر با معنای پسوندی] - نامه ، - نمایه برای نمونه : insect fauna به معنای نمایه حشره ای ...
[زیست شناسی] بال پرده ای ها ، بال پرده اییان ، بال پرده گان غشابالان
گیاه نمایه ، نمایه گیاهی گیاه نامه ، راهنمای گیاهی
جانورنمایه ، نمایه جانوری جانورنامه ، راهنمای جانوری
تاب فرسا ، توان فرسا ، تاب وتوان فرسا ، ناگوار ، ناخوشایند ، خشن ، ناملایم
[بیماری گیاهی] خشکیدگی سرشاخه
[بیماری درختان مرکبات] سبز ماندگی ، سبززَدِگی ، سبزینگی ، سبزرنگینی ، سبزرنگینگی
آبیاریِ کودی
زیست ساختار ، ساختار زیستی بوم ساختار ، ساختار بومی
روان آسیب ، آسیب روانی ماندگار روان صدمه ، صدمه روانی ماندگار روان ضایعه ، ضایعه روانی ماندگار روان ضربه ، ضربه روانی ماندگار
کُک سوز
شن نماشدگی ( بتن و مصالح )
[صنعت ساختمان و ساخت وساز] شن نما شدن ( بتن و مصالح )
همه فراگیر ، همه فراگیرنده ، همه دربردار ، همه دربردارنده ، همه گنجان ، همه گنجاننده فراگیر همگانی ، دربردارنده همگانی ، دربرگیرنده همگانی ، گنجانند ...
تک دربرگیر ، تک دربرگیرنده ، تک گنجان ، تک گنجاننده دربرگیر تنها/تکی/یکتا ، دربرگیرنده تنها/تکی/یکتا گنجاننده تنها/تکی/یکتا
همه دربرگیر ، همه دربرگیرنده ، همه گنجانده
زیست شناختی
[در ترکیب با معنای پسوندی] - ی ، - انه ، - گرانه ، - گرایانه
جنگندگی جنگ کاری ، جنگ پیشگی
خبرگردآوری ، رسانه گری ، رسانه پیشگی ، رسانه پردازی
میانجی گرانه ، میانجی گرایانه آشتی گرانه ، آشتی گرایانه پادرمیانی گرانه ، پادرمیانی گرایانه واسطه ای ، واسطه گرانه ، واسطه گرایانه
میانه ، میانه گری ، میانه گرایی
نارسایی ، درهم برهمی ، درهم وبرهمی ، بدکاری ، بدکارکردی ، کارکرد نادرست ، کارکرد نارسا
ارزیاب ، ارزش یاب ، ارزش سنج ، ارزش نما ارزش گذار ، ارزش دهنده ، ارزش بخش درستی یاب ، درستی نما ، درستی سنج
قانون نامه
ساخته ، ساختار ، ساختاره ، ساختارگی آمیختار ، آمیختاره ، آمیختارگی ترکیب ساخت ، ترکیب ساخته
آمیختار ، آمیختاره ، آمیختارگی
هم کارگی ، هم کارکردی ، هم کارکردگی
داده کاری ، داده کارورزی
افزونی ، انبوهی ، پرشماری ، پرفزونی ، پربودی
[سیاست] برنامه ، نقشه ، داستان چینی ، زمینه چینی
عصب کاه ، عصب کاست
تباه گر ، نابودگر کاهنده ، کاهش گر ، کاست کننده [در ترکیب با معنای پسوندی] - زُدا ، - تباه ، - فَرسا ، - کاه ، - کاست ، - نازا ، - نازایا
[پزشکی] عصب تباه ، عصب تباه گر ، عصب تباهی زا ، عصب نابودگر ، عصب فَرسا ، عصب کاستگی ، عصب کاهیدگی
زیستگاه ، زیست جایگاه
ریشه پیرامون ، ریشه گرداگرد
[کشاورزی] ریشه خورد ، ریشه خوراک ، ریشه خورد و خوراک ، ریشه تغذیه ، ریشه غذاخوری
خوراک خوری
ریشه وار ، ریشه واره ، ریشه سان ، ریشه سانه
[پسوند] - خوری ، - خوراکی ، - تغذیه ای - تباهی ، - نابودی
واهمبستگی ، ناهمبستگی ، جدایی همبستگی ناجفت شدگی ، جفت ناشدگی
هم راستاسازی
کارشناس گیاه
همراه پروازی ، هم پرواز
انسان نژاد
فروپاشیده ، درهم شکسته