پیشنهادهای hoseyn (١,٠٣٠)
در لهجه یزد پِدر را پی یَر تلفظ میکنند و مادر را همان مادر یا مادِر. پی یَرُم=پدرم
آغا نه به معنی اخته، بلکه به معنی زن و بانو است. اینکه آقا محمدخان قاجار گاهی آغا نوشته میشود به خاطر اخته بودن و خب "از مردانگی، افتادگیش" است. ریش ...
در زبان نائینی ( شهری تاریخی در استان اصفهان، با زبان و بافت کهن ) ، باغاجه به معنی پدربزرگ و جد است. که شاید مخفف بابا خواجه است.
پُسُک در لهجه یزد ( البته نه همه جا، تقریبا رو به فراموشی هم هست شوربختانه ) به معنی پسرک است. در فارسی میانه نسبت های خانوادگی پیدر/پید مادر/ماد دوخ ...
راه شیبداری که گاو با رفتن در آن نیروی لازم برای آوردن آب را فراهم میکرد. عموما از نژاد گاوهای زرد سیستانی هم برای اینکار استفاده میشده.
در لهجه یزد نیز مانند شیراز هیچ را هیش و هیچ طور را هیشتو تلفظ میکنند. هیشتو نَمِشه=مشکلی پیش نمیارد. طوریش نی/باکیش نی=عیب نداره.
پسقال در لهجه یزد به معنی مقدار کم و احتمالا تحریف شده واژه عربی مثقال است.
ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است. احتمالا هردو تحریف شده "این راه" و "آن راه" ...
ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است.
زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...
زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...
یک مثل بی ادبانه از یزد! گ*ز داده، تقا نِشِسِّه، تُغار شِکِسِّه، طلاقم مُخواد! کنایه از افرادی است که پس از خراب کردن همه چیز و مختل کردن کارها بازهم ...
در لهجه یزد نیز مانند لهجه های جنوب کشور صوا ( صباح ) به معنی فرداست. صوا پسین=فردا پس از ظهر
در لهجه یزد به پس از ظهر و عصر پِسین گفته میشود. امرو پسین=بعد از ظهر/عصر امروز صوا/صبا ( تحریف شده صباح ) پسین=فردا پس از ظهر
در لهجه یزد به دیدن مانند لهجه سنجه همان دیدن میگویند ولی بجای بین از وین استفاده میکنند. بیوین=ببین
در لهجه یزد عروس: عاروس هم عروس: هم عاروس یا جاری عمو: عامو
در لهجه یزد به جاری میگویند "هم عاروس"
روان شاران ( از شاریدن در فارسی شرق یا شریدن در فارسی ایران که در آبشار هم هست. ) جاری به معنی زن برادرشوهر هم هست. در لهجه یزد به این جاری "هم عار ...
کردن در لهجه یزد عموما کِدَن تلفظ میشود.
شِکِسَّن ( لهجه یزد )
گازُر در لهجه یزد به معنی رختشور بسیار پرکاربرد است. از لج گازر تمبون نجس کِدَن=>برای آزردن دیگران از سر لج خود را به دردسر انداختن.
زَفت دادن دادن در لهجه یزد یعنی مرتب کردن، چیزهارا سرجای خود گذاشتن. زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصل ...
زَفت دادن ( لهجه یزد ) زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصلا ) اگر کسی میداند لطفا بنده را آگاه فرماید.
پَشُفته یا پَشُفتُک که باید از مصدر پَشُفتَن ( پاشیدن؟ ) باشد در لهجه یزد یعنی قطره ها و تراویده های ریز. اگر باران کم رمقی ببارد، یا در خیابان راه ...
Row shodan رو شدن در لهجه یزد یعنی ول گشتن، جست و خیز داشتن رو نَشِت ( نَشِد ) : ول نچرخید، ندویید
هوده از هو به معنی خوب و ده از دادن ساخته شده به معنی سود و فایده. مخالف آن که بیشتر هم در فارسی کاربرد دارد "بیهوده" است.
هومن تلفظ دیگر نام شاهنامه ای "هومان" است، من و منیدن و منش یعنی اندیشه و تفکر ( منش در فارسی و منیدن در لری مورد استفاده است. ) و هو شکل قدیم "خوب" ...
نفرین واژه ای فارسی به معنی لعن و دعای بد است. و البته بن کنونی مصدر فراموش شده "نِفریدَن" می نِفریدم، می نفرینم . هر آنکس که بد پیش درگاه تو بنفرید ...
پاسخ به کاربر سرور ۱. مگر ما استانبولی هستیم که خان را هان تلفظ کنیم؟ خان ترکی است قبول، همه ترکان ایران هم خان تلفظ میکنند، همه فارسی/کردی/لری/مازنی ...
۱. خط اورخون از خط وایکینگی ( رونی ) یا خط سغدی فرگشت یافته. ۲. خط وایکینگی تکامل یافته از خط یونانی است، یونانی فرگشته فنیقی، و فنیقی تقریبا میتوان ...
اقای سرور شما کلا تو یه فضای جدا هستید. اگر ۵۰تا زبانشناس از ۵۰تا کشور هم بیاریم اینجا ردیف بکنیم احتمالا باز همین را میفرمایید. دیگر چه میتوان گفت.
اقا چرا آسمان رو به ریسمون میبافید؟ یه جوری میگید انگار بنده میگم فارسی خدای خدایان ترکی بی اصالت من میگم فارسی اصالت خودشو داره ترکی اصالت خودشو شما ...
سوار از واژه اَسوار در فارسی میانه گرفته شده که آن هم مخفف شده واژه اسب - بار یا اَسب - ور است. اسواران از مهم ترین بخش های ارتش ساسانی بودند که برپا ...
پاسخ به رضایی ۱. ابریق از ابریخ یا ابریز در فارسی گرفته شده. ۲. بزرگترین ریشه شناسان عرب که عمر خود را پای عربی گذاشته اند و زبان مادریشان هم هست تا ...
من آن دیدگاه آنچنانی را زمانی نوشتم که دیدم شما جای دیگری در همین سایت گفتید کردان وارث مادها نیستند ( حتی با وجود انطباق تقریبی بخشی از سرزمین ایشان ...
درست میفرمایید این هم زبان های دیگر ایران که بسیار کلاسیک و نیرومند هستند مانند کردی و لری و مازنی را میشکند، هم گویش های اصیل فارسی، که به خدا بعضی ...
نمیدانم شاید شما نورعلی مرادی اصلا نیستید، شایدم چندتا نورعلی مرادی وجود دارد! چون حقیقتا نوشته های چنل تلگرامی به نام شما، محدود نوشته هایی که فصلن ...
به اقای مرادی حقیقتا از نوشتن آن پیام پشیمان شدم و آن را ویراستم. ولی چیزی که در برخی نوشته های شما بسیار بد و آزارنده بوده و توجه همه را جلب کرده ج ...
هناسه واژه ای کردی و لری به معنی نفس است و کاملا بهنجار ساخته شده. روشن است که ریشه هناس است و ه نام ساز گرفته همانطور که ناله از نال است، تازه از تا ...
تفت نام یک شهر/شهرستان در استان یزد است، البته اینقدر به مرکز استان نزدیک است که حتی پیاده و یا با دوچرخه هم برخی میروند ( کمتر از ۲۰کیلومتر ) نام ا ...
لِنج به معنی قایق کوچک از لانچ در انگلیسی گرفته شده. گویش های فارسی و یا پیرافارسی یا عربی نا رسمی خلیج فارس چیزی نزدیک به ۲هزار واژه از پرتغالی و ا ...
. خروشان ز کابل همی رفت زال فروهشته لنج و برآورده یال ( فردوسی ) . لُنج در فارسی قدیمی به معنی لب یا گوشه لب است، این واژه در گویش های یزد و فارس ...
کُپ در لهجه یزد گاهی به معنی لُپ به کار میرود.
شیرینی گز را ازین روی "گز" نامیده اند که در خمیر آن از شیره درخت معروف "گز" که در مناطق خشک و گرمسیری رویان است استفاده میشده. به این شیره در فارسی گ ...
حداقل این آقایان پژوهشگر که زبان مادریشان فارسی نیست ( البته هرچه هست گرامیست ) و در دانشگاه هم درباره آن نخوانده اند. . . مگر پژوهشگر نیستند؟ پژوهشگ ...
همه جهان میگن این زبان زبان فارسی است. براش دستور و کتاب هم نوشتن فقط شما میگید نیست و یک خطم نمیتونید راجع بهش بنویسید. و باور دارید همههههه دانشگ ...
گَر در لهجه یزد اگر تنها با لحن صفت بیاید به معنی "کَچَل" است. کله گَر یعنی کله کچل، گَر کُن یعنی کچل کن . گُر به معنی شعله های آتش، گُر گرفتن شعله ...
سیستان شمال این استان است و به مردم ان سَکا، سَکزی یا سیستانی گفته میشود. سیستانی ها شیعه هستند و به زبان فارسی سخن میگویند. مشهورترین سیستانی، یعقو ...
البته در فارسی مَست، مَستَن، مَلیدن، مدیدن داریم، ولی مدهوش به آنها پیوندی ندارد. مدهوش از سه تایی دال، هاء، شین در عربی گرفته شده و اسم مفعول است. ...
خون آشام واژه ای کهن ایرانی ( فارسی ) به معنی نوشنده خون و کنایه از بی رحم و سفاک است. . ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست ( م ...