تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در لهجه یزد پِدر را پی یَر تلفظ میکنند و مادر را همان مادر یا مادِر. پی یَرُم=پدرم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آغا نه به معنی اخته، بلکه به معنی زن و بانو است. اینکه آقا محمدخان قاجار گاهی آغا نوشته میشود به خاطر اخته بودن و خب "از مردانگی، افتادگیش" است. ریش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در زبان نائینی ( شهری تاریخی در استان اصفهان، با زبان و بافت کهن ) ، باغاجه به معنی پدربزرگ و جد است. که شاید مخفف بابا خواجه است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پُسُک در لهجه یزد ( البته نه همه جا، تقریبا رو به فراموشی هم هست شوربختانه ) به معنی پسرک است. در فارسی میانه نسبت های خانوادگی پیدر/پید مادر/ماد دوخ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راه شیبداری که گاو با رفتن در آن نیروی لازم برای آوردن آب را فراهم میکرد. عموما از نژاد گاوهای زرد سیستانی هم برای اینکار استفاده میشده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد نیز مانند شیراز هیچ را هیش و هیچ طور را هیشتو تلفظ میکنند. هیشتو نَمِشه=مشکلی پیش نمیارد. طوریش نی/باکیش نی=عیب نداره.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پسقال در لهجه یزد به معنی مقدار کم و احتمالا تحریف شده واژه عربی مثقال است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است. احتمالا هردو تحریف شده "این راه" و "آن راه" ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرا به لهجه یزد یعنی اینور، این سو مخالفش میشود اورا بیا ایرا بِرو اورا ای یَد و اوئَد هم کاربردنی است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زرتشتیان یزد و مردم نایین اصفهان ( البته آنها مسلمان هستند ولی زبانشان به زرتشتیان یزد مانسته است ) به زبان خودشان به این نان سیروک یا سیروگ میگویند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مثل بی ادبانه از یزد! گ*ز داده، تقا نِشِسِّه، تُغار شِکِسِّه، طلاقم مُخواد! کنایه از افرادی است که پس از خراب کردن همه چیز و مختل کردن کارها بازهم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد نیز مانند لهجه های جنوب کشور صوا ( صباح ) به معنی فرداست. صوا پسین=فردا پس از ظهر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد به پس از ظهر و عصر پِسین گفته میشود. امرو پسین=بعد از ظهر/عصر امروز صوا/صبا ( تحریف شده صباح ) پسین=فردا پس از ظهر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد به دیدن مانند لهجه سنجه همان دیدن میگویند ولی بجای بین از وین استفاده میکنند. بیوین=ببین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد عروس: عاروس هم عروس: هم عاروس یا جاری عمو: عامو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در لهجه یزد به جاری میگویند "هم عاروس"

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روان شاران ( از شاریدن در فارسی شرق یا شریدن در فارسی ایران که در آبشار هم هست. ) جاری به معنی زن برادرشوهر هم هست. در لهجه یزد به این جاری "هم عار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کردن در لهجه یزد عموما کِدَن تلفظ میشود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

شِکِسَّن ( لهجه یزد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گازُر در لهجه یزد به معنی رختشور بسیار پرکاربرد است. از لج گازر تمبون نجس کِدَن=>برای آزردن دیگران از سر لج خود را به دردسر انداختن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زَفت دادن دادن در لهجه یزد یعنی مرتب کردن، چیزهارا سرجای خود گذاشتن. زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

زَفت دادن ( لهجه یزد ) زَفتش دِه ( مرتبش کن ) من ریشه این واژه را نمی دانم ( که فارسی است یا عربی اصلا ) اگر کسی میداند لطفا بنده را آگاه فرماید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پَشُفته یا پَشُفتُک که باید از مصدر پَشُفتَن ( پاشیدن؟ ) باشد در لهجه یزد یعنی قطره ها و تراویده های ریز. اگر باران کم رمقی ببارد، یا در خیابان راه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Row shodan رو شدن در لهجه یزد یعنی ول گشتن، جست و خیز داشتن رو نَشِت ( نَشِد ) : ول نچرخید، ندویید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوده از هو به معنی خوب و ده از دادن ساخته شده به معنی سود و فایده. مخالف آن که بیشتر هم در فارسی کاربرد دارد "بیهوده" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هومن تلفظ دیگر نام شاهنامه ای "هومان" است، من و منیدن و منش یعنی اندیشه و تفکر ( منش در فارسی و منیدن در لری مورد استفاده است. ) و هو شکل قدیم "خوب" ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نفرین واژه ای فارسی به معنی لعن و دعای بد است. و البته بن کنونی مصدر فراموش شده "نِفریدَن" می نِفریدم، می نفرینم . هر آنکس که بد پیش درگاه تو بنفرید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر سرور ۱. مگر ما استانبولی هستیم که خان را هان تلفظ کنیم؟ خان ترکی است قبول، همه ترکان ایران هم خان تلفظ میکنند، همه فارسی/کردی/لری/مازنی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱. خط اورخون از خط وایکینگی ( رونی ) یا خط سغدی فرگشت یافته. ۲. خط وایکینگی تکامل یافته از خط یونانی است، یونانی فرگشته فنیقی، و فنیقی تقریبا میتوان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقای سرور شما کلا تو یه فضای جدا هستید. اگر ۵۰تا زبانشناس از ۵۰تا کشور هم بیاریم اینجا ردیف بکنیم احتمالا باز همین را میفرمایید. دیگر چه میتوان گفت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اقا چرا آسمان رو به ریسمون میبافید؟ یه جوری میگید انگار بنده میگم فارسی خدای خدایان ترکی بی اصالت من میگم فارسی اصالت خودشو داره ترکی اصالت خودشو شما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

سوار از واژه اَسوار در فارسی میانه گرفته شده که آن هم مخفف شده واژه اسب - بار یا اَسب - ور است. اسواران از مهم ترین بخش های ارتش ساسانی بودند که برپا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به رضایی ۱. ابریق از ابریخ یا ابریز در فارسی گرفته شده. ۲. بزرگترین ریشه شناسان عرب که عمر خود را پای عربی گذاشته اند و زبان مادریشان هم هست تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من آن دیدگاه آنچنانی را زمانی نوشتم که دیدم شما جای دیگری در همین سایت گفتید کردان وارث مادها نیستند ( حتی با وجود انطباق تقریبی بخشی از سرزمین ایشان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

درست میفرمایید این هم زبان های دیگر ایران که بسیار کلاسیک و نیرومند هستند مانند کردی و لری و مازنی را میشکند، هم گویش های اصیل فارسی، که به خدا بعضی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمیدانم شاید شما نورعلی مرادی اصلا نیستید، شایدم چندتا نورعلی مرادی وجود دارد! چون حقیقتا نوشته های چنل تلگرامی به نام شما، محدود نوشته هایی که فصلن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به اقای مرادی حقیقتا از نوشتن آن پیام پشیمان شدم و آن را ویراستم. ولی چیزی که در برخی نوشته های شما بسیار بد و آزارنده بوده و توجه همه را جلب کرده ج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هناسه واژه ای کردی و لری به معنی نفس است و کاملا بهنجار ساخته شده. روشن است که ریشه هناس است و ه نام ساز گرفته همانطور که ناله از نال است، تازه از تا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تفت نام یک شهر/شهرستان در استان یزد است، البته اینقدر به مرکز استان نزدیک است که حتی پیاده و یا با دوچرخه هم برخی میروند ( کمتر از ۲۰کیلومتر ) نام ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لِنج به معنی قایق کوچک از لانچ در انگلیسی گرفته شده. گویش های فارسی و یا پیرافارسی یا عربی نا رسمی خلیج فارس چیزی نزدیک به ۲هزار واژه از پرتغالی و ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

. خروشان ز کابل همی رفت زال فروهشته لنج و برآورده یال ( فردوسی ) . لُنج در فارسی قدیمی به معنی لب یا گوشه لب است، این واژه در گویش های یزد و فارس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کُپ در لهجه یزد گاهی به معنی لُپ به کار میرود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیرینی گز را ازین روی "گز" نامیده اند که در خمیر آن از شیره درخت معروف "گز" که در مناطق خشک و گرمسیری رویان است استفاده میشده. به این شیره در فارسی گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حداقل این آقایان پژوهشگر که زبان مادریشان فارسی نیست ( البته هرچه هست گرامیست ) و در دانشگاه هم درباره آن نخوانده اند. . . مگر پژوهشگر نیستند؟ پژوهشگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه جهان میگن این زبان زبان فارسی است. براش دستور و کتاب هم نوشتن فقط شما میگید نیست و یک خطم نمیتونید راجع بهش بنویسید. و باور دارید همههههه دانشگ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گَر در لهجه یزد اگر تنها با لحن صفت بیاید به معنی "کَچَل" است. کله گَر یعنی کله کچل، گَر کُن یعنی کچل کن . گُر به معنی شعله های آتش، گُر گرفتن شعله ...

پیشنهاد
٠

سیستان شمال این استان است و به مردم ان سَکا، سَکزی یا سیستانی گفته میشود. سیستانی ها شیعه هستند و به زبان فارسی سخن میگویند. مشهورترین سیستانی، یعقو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در فارسی مَست، مَستَن، مَلیدن، مدیدن داریم، ولی مدهوش به آنها پیوندی ندارد. مدهوش از سه تایی دال، هاء، شین در عربی گرفته شده و اسم مفعول است. ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خون آشام واژه ای کهن ایرانی ( فارسی ) به معنی نوشنده خون و کنایه از بی رحم و سفاک است. . ای خران گور آن سو دامهاست در کمین این سوی خون آشامهاست ( م ...