ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)
حتی شخصیت بدجنس ( جوان ) نیز تا پایان فیلم، با مقدار اندکی همدردی مواجه می شود.
ناگهان هجوم نور، خانه را پر کرد، در حالی که شامگاه نزدیک بود و ابرهای زمستانی هنوز بر فراز خانه سایه افکنده بودند و ناودان ها و لبه های بام از یخ بار ...
ناگهان سیل نور خانه را فرا گرفت، هرچند غروب نزدیک بود، ابرهای زمستانی همچنان بر فراز خانه سایه افکنده بودند و از ناودان ها، بارانِ برف آلود می چکید.
ناگهان هجومی از نور خانه را فرا گرفت، هرچند شامگاه فرا رسیده بود، ابرهای زمستانی همچنان بر فراز آن سایه افکنده بودند و از لبه های بام، بارانِ برف آلو ...
ناگهان حجم زیادی از نور وارد خانه ام شد، گرچه شامگاه نزدیک بود و ابرهای زمستانی هنوز بر فراز آن قرار داشتند و ناودان ها از باران برف آلود چکیده می شد ...
از شب های سرد و یخبندان و روزهای تاریک و مرطوب با بارش یخ باران ( برف باران ) بیزارم؛ اگر شرایط جوی سال نو این گونه باشد، اصلاً تمایلی به آن ندارم.
ناگهان هجوم نور خانه را پر کرد، هرچند شب فرا رسیده بود، ابرهای زمستانی هنوز بر فراز آن سایه افکنده بودند و از لبه های بام، بارانِ برف آلود می چکید.
از شب های یخبندان و روزهای نمور و تاریک همراه با بارانِ برف آلود بیزارم؛ اگر آب وهوای سال نو چنین است، اصلاً نیازی به آن ندارم.
از شب های یخ بندان و روزهای نمور و تاریک همراه با بارش برف - باران بیزارم؛ اگر آب وهوای سال نو این گونه است، اصلاً تمایلی به آن ندارم.
از شب های یخ بندان و روزهای تاریک و مرطوب با باران برف آلود بیزارم؛ اگر این گونه هوا برای سال نو باشد، نمی خواهم.
نیمه ذوب ( Slush ) : برف یا یخ ذوب شده ای که حالت نیمه مایع و گل آلود دارد.
از شب های یخ بندان و روزهای تاریک و نمور با بارانِ برف آلود متنفرم؛ اگر هوای سال نو این گونه است، برای خودتان باشد.
پیش بینی پذیر است که زمستان به صورت برفی، یخ بارانی و نیمه ذوب خواهد بود.
یخ باران ( Sleet ) : نوعی بارش که از برف و باران یخ زده تشکیل میشود.
زمین یخ زده و فشرده شده که با یخ باران ( برف باران ) پوشیده شده بود، تحت تأثیر فرآیند ذوب یخ و بارش باران، شروع به نرم شدن و تغییر حالت کرد.
زمینِ یخ زده ای که با برف - باران پوشیده شده بود، تحت تأثیر یخ گشایی و بارش باران، شروع به نرم شدن کرد.
زمین یخ زده ای که با برف باران پوشیده شده بود، در اثر ذوب یخ و باران شروع به نرم شدن کرد.
زمینِ یخ زده و پوشیده از برف آب، تحت تأثیر یخ گشایی و باران شروع به نرم شدن کرد.
خاک منجمد و پوشیده از تگرگ - برف، در اثر یخ گشایی و بارش باران، شروع به نرم شدن کرد.
پیش بینی پذیر است که زمستان به صورت برفی، یخ بارانی ( برف باران ) و نیمه ذوب ( برفِ گل آلود ) خواهد بود.
پیش بینی پذیر است که زمستان همراه با برف، برف باران و برف نیمه ذوب خواهد بود.
Slush به برفی گفته میشود که در حال ذوب شدن است و با آب و گل مخلوط شده و حالت لجن مانند پیدا کرده است ( برفِ نیمه ذوب یا گل آلود ) .
به بارش ترکیبی از برف و باران ( Sleet یا یخ های ریز ) گفته میشود که در فارسی دقیق ترین معادل آن برف - باران است.
طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، تگرگ - برف ( Sleet ) و برفِ نیمه ذوب ( Slush ) همراه خواهد بود.
طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، برف - باران ( Sleet ) و برفِ گل آلود ( Slush ) همراه خواهد بود.
طبق پیش بینی ها، زمستان همراه با بارش برف، برف آب و برفِ گل آلود خواهد بود.
در اصطلاحات پزشکی، وقتی میگویند پیوند failed to take به این معناست که پوست پیوندی به بافت زیرین جوش نخورده و خون رسانی به آن برقرار نشده است؛ در نتیج ...
در اینجا اشاره به تکمیل شدن عمل ( زمان حال کامل ) و علت آن که سوختگی شدید است، شده است.
پیوند پوست موفقیت آمیز نبود ( یا: پیوند پوست نگرفت ) .
عبارت Skin graft در فارسی به معنای پیوند پوست است. این یک عمل جراحی است که در آن پوست سالم از یک ناحیه از بدن ( ناحیه دهنده ) برداشته شده و به ناحیه ...
او روی بازوی به شدت سوخته اش، عمل پیوند پوست انجام داده است.
به زودی قرار است روی بازویم عمل پیوند پوست انجام دهم.
این جمله نشان دهنده یک برنامه جراحی در آینده نزدیک است.
این جمله استعاری است. منظور مصرف کننده ای است که بدنبال سادگی در مصرف است و از پیچیدگی ها فراری است ( Simplifier as a consumer archetype ) .
مراقب برند جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ باشید: ساده سازِ میانسال.
به نوع جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ توجه کنید: مصرف کننده ی میانسالِ علاقه مند به سادگی.
ترجمه تحت اللفظی برند مصرف کننده معنا نمیدهد، بلکه منظور نوع جدیدی از رفتار مصرف کننده است.
دیگری نمونه ای بارز از یک ساده ساز ( به معنای شرکتی که سبد محصولات را ساده/کاهش میدهد ) شرکت پروکتر اند گامبل است که هر ساله برندهای دیگری را حذف میک ...
در بیزینس، Simplify کردن یعنی کاهش تنوع محصول برای تمرکز بر برندهای اصلی.
ساختار گرامری جمله انگلیسی غیرستاندارد است و simplifier احتمالاً جایگزین simple شده است.
به شخصه فکر میکنم نسخه اصلی برای بازی کردن ساده تر بود، زیرا تعداد یونیت ها در آن کمتر از برود وار ( StarCraft Brood War ) بود.
این قوانین و الگوها توسط ساده ساز ( برنامه/موتور محاسباتی ) برای ساده سازی عبارات استفاده میشوند.
در متون کامپیوتری، Simplifier معمولاً به موتور ساده ساز یا توانمندسازی ساده سازی اشاره دارد.
این نتیجه گیری میتواند تحلیل سایر ویژگی های مکانیسم 3 - PSS را ساده تر کند و این روش از نظر مرجعیت برای سایر مکانیسم های دارای درجه آزادی ( DOF ) ناق ...
کلمه simplifier در اینجا likely به صورت فعل اشتباه استفاده شده و باید simplifies باشد، یا به معنای اسم است. با فرض ساختار فعل.
رهبران بزرگ تقریباً همواره ساده سازان بزرگی هستند که میتوانند از میان بحث ها، مجادلات و تردیدها عبور کنند تا راه حلی ارائه دهند که برای همه قابل درک ...
بلوک حافظه دوم برای ذخیره سایر ارقام غیر از رقم بیش اهمیت ( MSD ) داده های پیکسل مورد استفاده قرار میگیرد
Non - highest significant digit یعنی تمام ارقامی که پر اهمیت ترین رقم نیستند.
دقت ابزار معمولاً به صورت درصدی از مقدار خوانده شده، به علاوه درصدی از مقیاس ( یا تعدادی شمارش معادل رقم کم اهمیت ) مشخص میشود.
معمولاً در تبدیل های A/D، اگر پالس ها از LSD شروع شوند، MSD آخرین پالس است. پس ترجمه دقیق: مدار نمونه برداری، خروجی مدار ریزش/افت را در یک زمان نمونه ...