ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)

بازدید
٥٣٣
تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Even mean Joan is met with a smidgeon of sympathy by film's end.
دیدگاه
١

حتی شخصیت بدجنس ( جوان ) نیز تا پایان فیلم، با مقدار اندکی همدردی مواجه می شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Suddenly an influx of light filled my house, though the evening was at hand, and the clouds of winter still overhung it, and the eaves were dripping with sleety rain.
دیدگاه
١

ناگهان هجوم نور، خانه را پر کرد، در حالی که شامگاه نزدیک بود و ابرهای زمستانی هنوز بر فراز خانه سایه افکنده بودند و ناودان ها و لبه های بام از یخ بار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Suddenly an influx of light filled my house, though the evening was at hand, and the clouds of winter still overhung it, and the eaves were dripping with sleety rain.
دیدگاه
٠

ناگهان سیل نور خانه را فرا گرفت، هرچند غروب نزدیک بود، ابرهای زمستانی همچنان بر فراز خانه سایه افکنده بودند و از ناودان ها، بارانِ برف آلود می چکید.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Suddenly an influx of light filled my house, though the evening was at hand, and the clouds of winter still overhung it, and the eaves were dripping with sleety rain.
دیدگاه
٠

ناگهان هجومی از نور خانه را فرا گرفت، هرچند شامگاه فرا رسیده بود، ابرهای زمستانی همچنان بر فراز آن سایه افکنده بودند و از لبه های بام، بارانِ برف آلو ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Suddenly an influx of light filled my house, though the evening was at hand, and the clouds of winter still overhung it, and the eaves were dripping with sleety rain.
دیدگاه
٠

ناگهان حجم زیادی از نور وارد خانه ام شد، گرچه شامگاه نزدیک بود و ابرهای زمستانی هنوز بر فراز آن قرار داشتند و ناودان ها از باران برف آلود چکیده می شد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hate frosty nights and damp dark days with sleety rain - if that is New Year weather you can keep it.
دیدگاه
٠

از شب های سرد و یخبندان و روزهای تاریک و مرطوب با بارش یخ باران ( برف باران ) بیزارم؛ اگر شرایط جوی سال نو این گونه باشد، اصلاً تمایلی به آن ندارم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Suddenly an influx of light filled my house, though the evening was at hand, and the clouds of winter still overhung it, and the eaves were dripping with sleety rain.
دیدگاه
٠

ناگهان هجوم نور خانه را پر کرد، هرچند شب فرا رسیده بود، ابرهای زمستانی هنوز بر فراز آن سایه افکنده بودند و از لبه های بام، بارانِ برف آلود می چکید.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hate frosty nights and damp dark days with sleety rain - if that is New Year weather you can keep it.
دیدگاه
٠

از شب های یخبندان و روزهای نمور و تاریک همراه با بارانِ برف آلود بیزارم؛ اگر آب وهوای سال نو چنین است، اصلاً نیازی به آن ندارم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hate frosty nights and damp dark days with sleety rain - if that is New Year weather you can keep it.
دیدگاه
٠

از شب های یخ بندان و روزهای نمور و تاریک همراه با بارش برف - باران بیزارم؛ اگر آب وهوای سال نو این گونه است، اصلاً تمایلی به آن ندارم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hate frosty nights and damp dark days with sleety rain - if that is New Year weather you can keep it.
دیدگاه
٠

از شب های یخ بندان و روزهای تاریک و مرطوب با باران برف آلود بیزارم؛ اگر این گونه هوا برای سال نو باشد، نمی خواهم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Predictably the winter will be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

نیمه ذوب ( Slush ) : برف یا یخ ذوب شده ای که حالت نیمه مایع و گل آلود دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I hate frosty nights and damp dark days with sleety rain - if that is New Year weather you can keep it.
دیدگاه
٠

از شب های یخ بندان و روزهای تاریک و نمور با بارانِ برف آلود متنفرم؛ اگر هوای سال نو این گونه است، برای خودتان باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Predictably the winter will be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

پیش بینی پذیر است که زمستان به صورت برفی، یخ بارانی و نیمه ذوب خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Predictably the winter will be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

یخ باران ( Sleet ) : نوعی بارش که از برف و باران یخ زده تشکیل میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sleety frozen earth began to soften under thaw and the rain.
دیدگاه
٠

زمین یخ زده و فشرده شده که با یخ باران ( برف باران ) پوشیده شده بود، تحت تأثیر فرآیند ذوب یخ و بارش باران، شروع به نرم شدن و تغییر حالت کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sleety frozen earth began to soften under thaw and the rain.
دیدگاه
٠

زمینِ یخ زده ای که با برف - باران پوشیده شده بود، تحت تأثیر یخ گشایی و بارش باران، شروع به نرم شدن کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sleety frozen earth began to soften under thaw and the rain.
دیدگاه
٠

زمین یخ زده ای که با برف باران پوشیده شده بود، در اثر ذوب یخ و باران شروع به نرم شدن کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sleety frozen earth began to soften under thaw and the rain.
دیدگاه
٠

زمینِ یخ زده و پوشیده از برف آب، تحت تأثیر یخ گشایی و باران شروع به نرم شدن کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sleety frozen earth began to soften under thaw and the rain.
دیدگاه
٠

خاک منجمد و پوشیده از تگرگ - برف، در اثر یخ گشایی و بارش باران، شروع به نرم شدن کرد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

پیش بینی پذیر است که زمستان به صورت برفی، یخ بارانی ( برف باران ) و نیمه ذوب ( برفِ گل آلود ) خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

پیش بینی پذیر است که زمستان همراه با برف، برف باران و برف نیمه ذوب خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

Slush به برفی گفته میشود که در حال ذوب شدن است و با آب و گل مخلوط شده و حالت لجن مانند پیدا کرده است ( برفِ نیمه ذوب یا گل آلود ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

به بارش ترکیبی از برف و باران ( Sleet یا یخ های ریز ) گفته میشود که در فارسی دقیق ترین معادل آن برف - باران است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، تگرگ - برف ( Sleet ) و برفِ نیمه ذوب ( Slush ) همراه خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، برف - باران ( Sleet ) و برفِ گل آلود ( Slush ) همراه خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان همراه با بارش برف، برف آب و برفِ گل آلود خواهد بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The skin graft failed to take.
دیدگاه
٠

در اصطلاحات پزشکی، وقتی میگویند پیوند failed to take به این معناست که پوست پیوندی به بافت زیرین جوش نخورده و خون رسانی به آن برقرار نشده است؛ در نتیج ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He has had a skin graft on his badly burned arm.
دیدگاه
٠

در اینجا اشاره به تکمیل شدن عمل ( زمان حال کامل ) و علت آن که سوختگی شدید است، شده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The skin graft failed to take.
دیدگاه
٠

پیوند پوست موفقیت آمیز نبود ( یا: پیوند پوست نگرفت ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

عبارت Skin graft در فارسی به معنای پیوند پوست است. این یک عمل جراحی است که در آن پوست سالم از یک ناحیه از بدن ( ناحیه دهنده ) برداشته شده و به ناحیه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
He has had a skin graft on his badly burned arm.
دیدگاه
٠

او روی بازوی به شدت سوخته اش، عمل پیوند پوست انجام داده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

به زودی قرار است روی بازویم عمل پیوند پوست انجام دهم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

این جمله نشان دهنده یک برنامه جراحی در آینده نزدیک است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

این جمله استعاری است. منظور مصرف کننده ای است که بدنبال سادگی در مصرف است و از پیچیدگی ها فراری است ( Simplifier as a consumer archetype ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

مراقب برند جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ باشید: ساده سازِ میانسال.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

به نوع جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ توجه کنید: مصرف کننده ی میانسالِ علاقه مند به سادگی.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

ترجمه تحت اللفظی برند مصرف کننده معنا نمیدهد، بلکه منظور نوع جدیدی از رفتار مصرف کننده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Another exemplary simplifier is Procter and Gamble, which also kills off brands year after year.
دیدگاه
١

دیگری نمونه ای بارز از یک ساده ساز ( به معنای شرکتی که سبد محصولات را ساده/کاهش میدهد ) شرکت پروکتر اند گامبل است که هر ساله برندهای دیگری را حذف میک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Another exemplary simplifier is Procter and Gamble, which also kills off brands year after year.
دیدگاه
١

در بیزینس، Simplify کردن یعنی کاهش تنوع محصول برای تمرکز بر برندهای اصلی.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Personally I think original was more simplifier to play with it because there were less units than brood war.
دیدگاه
١

ساختار گرامری جمله انگلیسی غیرستاندارد است و simplifier احتمالاً جایگزین simple شده است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Personally I think original was more simplifier to play with it because there were less units than brood war.
دیدگاه
١

به شخصه فکر میکنم نسخه اصلی برای بازی کردن ساده تر بود، زیرا تعداد یونیت ها در آن کمتر از برود وار ( StarCraft Brood War ) بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
These rules and patterns are used by the simplifier to simplify expressions.
دیدگاه
١

این قوانین و الگوها توسط ساده ساز ( برنامه/موتور محاسباتی ) برای ساده سازی عبارات استفاده میشوند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
These rules and patterns are used by the simplifier to simplify expressions.
دیدگاه
١

در متون کامپیوتری، Simplifier معمولاً به موتور ساده ساز یا توانمندسازی ساده سازی اشاره دارد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The conclusion can simplifier the analysis of 3-PSS other characteristics, and the method has some reference for other deficient dof mechanism.
دیدگاه
١

این نتیجه گیری میتواند تحلیل سایر ویژگی های مکانیسم 3 - PSS را ساده تر کند و این روش از نظر مرجعیت برای سایر مکانیسم های دارای درجه آزادی ( DOF ) ناق ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The conclusion can simplifier the analysis of 3-PSS other characteristics, and the method has some reference for other deficient dof mechanism.
دیدگاه
١

کلمه simplifier در اینجا likely به صورت فعل اشتباه استفاده شده و باید simplifies باشد، یا به معنای اسم است. با فرض ساختار فعل.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Great leaders are almost always great simplifiers who can cut through the argument debate and doubt to offer a solution everybody can understand. Colin Powell
دیدگاه
١

رهبران بزرگ تقریباً همواره ساده سازان بزرگی هستند که میتوانند از میان بحث ها، مجادلات و تردیدها عبور کنند تا راه حلی ارائه دهند که برای همه قابل درک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The second memory block is used for storing other non highest significant digit of the pixel data.
دیدگاه
١

بلوک حافظه دوم برای ذخیره سایر ارقام غیر از رقم بیش اهمیت ( MSD ) داده های پیکسل مورد استفاده قرار میگیرد

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The second memory block is used for storing other non highest significant digit of the pixel data.
دیدگاه
١

Non - highest significant digit یعنی تمام ارقامی که پر اهمیت ترین رقم نیستند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Instrument accuracy is usually specified as a percent of reading, plus a percentage of range (or a number of counts of the least significant digit).
دیدگاه
١

دقت ابزار معمولاً به صورت درصدی از مقدار خوانده شده، به علاوه درصدی از مقیاس ( یا تعدادی شمارش معادل رقم کم اهمیت ) مشخص میشود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

معمولاً در تبدیل های A/D، اگر پالس ها از LSD شروع شوند، MSD آخرین پالس است. پس ترجمه دقیق: مدار نمونه برداری، خروجی مدار ریزش/افت را در یک زمان نمونه ...