ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)

بازدید
٥٣٨
تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few quick snips of the shears he pruned the bush.
دیدگاه
٠

او با چند برش سریعِ قیچی باغبانی، بوته را هرس کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few snips she cut out a paper doll.
دیدگاه
٠

او با چند برش، یک عروسک کاغذی درآورد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

محصولات اصلی ما شامل انواع قیچی های باغبانی، قیچی های آهن بری، قیچی های ورق بری هواپیمایی، کابل برها و. . . است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Make a series of small snips along the edge of the fabric.
دیدگاه
٠

در لبهٔ پارچه، چند برش کوچک پشت سر هم بزنید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The birth, growth, and maturation of biogeochemistry are revealed through vignettes of discovery that capture the thrill of the hunt for insight and snips of the human story behind the science.
دیدگاه
٠

زایش، رشد و بلوغِ بیوژئوشیمی از خلالِ روایت های کوتاهِ کشف آشکار می شود؛ روایت هایی که هیجانِ جست وجوی بینش و تکه هایی از داستانِ انسانیِ پشتِ علم را ...

تاریخ
١ هفته پیش
متن
But he talked about the garden and the way Colette attacked the roses with snips.
دیدگاه
٠

اما او از باغ صحبت می کرد و از این که کُلت چگونه با قیچی به جانِ رزها افتاده بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In this case, the husband had searched the garden on his hands and knees, clipping the longer grass with snips!
دیدگاه
٠

در این مورد، شوهر با دست ها و زانوهایش در باغ جست وجو کرده بود و علف های بلندتر را با قیچی های کوچک می چید!

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Then the skinny fey usher in white gloves neatly snips your proffered ticket in two: with a pair of nail scissors.
دیدگاه
٠

سپس آن راهنمای لاغر و پری وش، با دستکش های سفید، بلیتِ تعارف شدهٔ شما را با ظرافت و با یک جفت قیچی ناخن گیری به دو نیم می بُرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Pick up the snips of cloth and thread from the floor.
دیدگاه
٠

تکه های پارچه و نخ را از روی زمین جمع کنید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Cable strippers include cable knives and snips.
دیدگاه
٠

ابزارهای لخت کنیِ کابل شامل چاقوی کابل و قیچی های برشِ کابل می شوند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few quick snips of the shears he pruned the bush.
دیدگاه
٠

او با چند برشِ سریعِ قیچی باغبانی، بوته را هرس کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few snips she cut out a paper doll.
دیدگاه
٠

او با چند برشِ کوتاه، یک عروسکِ کاغذی برید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Make a series of small snips along the edge of the fabric.
دیدگاه
٠

در امتدادِ لبهٔ پارچه، یک سری برش های ریز و متوالی ایجاد کنید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

واژهٔ snips در متن های مختلف معنی های متفاوتی دارد، در هر جمله آن را مطابق بافت همان جمله ترجمه کرده ام.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

در برخی جاها به صورت فعل: برید / چید / هرس کرد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

واژهٔ snips در این جملات بسته به بافت، چند معنی دارد:

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

برش های کوچک / تکه ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

قیچی کوچک / قیچی ورق بری / انبر برش

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

تکه هایی از اطلاعات

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Our leading products include various gardening scissors, iron scissors, aviation snips, cable cutters etc.
دیدگاه
٠

محصولات اصلی ما شامل انواع قیچی باغبانی، قیچی آهن بری، قیچی ورق بری هواپیمایی، سیم چین و. . . است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Then the skinny fey usher in white gloves neatly snips your proffered ticket in two: with a pair of nail scissors.
دیدگاه
٠

سپس آن موجود لاغر و پری وارِ راهنما با دستکش های سفید، بلیتِ تعارف شدهٔ شما را با ظرافت به دو نیم می بُرد: با یک جفت قیچی ناخن گیری.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The birth, growth, and maturation of biogeochemistry are revealed through vignettes of discovery that capture the thrill of the hunt for insight and snips of the human story behind the science.
دیدگاه
٠

زایش، رشد و بلوغِ بیوژئوشیمی از خلالِ روایت های کوتاهِ کشف آشکار می شود؛ روایت هایی که هیجانِ جست وجوی بینش و تکه هایی از داستانِ انسانیِ پشتِ علم را ...

تاریخ
١ هفته پیش
متن
But he talked about the garden and the way Colette attacked the roses with snips.
دیدگاه
٠

اما او دربارهٔ باغ و اینکه کُلت چگونه با قیچی به جانِ رزها افتاده بود صحبت می کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In this case, the husband had searched the garden on his hands and knees, clipping the longer grass with snips!
دیدگاه
٠

در این مورد، شوهر با دست ها و زانوهایش باغ را جست وجو کرده بود و علف های بلندتر را با قیچی های کوچک می چید!

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Pick up the snips of cloth and thread from the floor.
دیدگاه
٠

تکه های پارچه و نخ را از روی زمین بردارید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Cable strippers include cable knives and snips.
دیدگاه
٠

لخت کن های کابل شامل چاقوی کابل و انبرهای برش هستند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few quick snips of the shears he pruned the bush.
دیدگاه
٠

با چند برش سریعِ قیچی باغبانی، بوته را هرس کرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
With a few snips she cut out a paper doll.
دیدگاه
٠

با چند برش، یک عروسک کاغذی برید/درآورد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Make a series of small snips along the edge of the fabric.
دیدگاه
٠

یک سری برش های کوچک در امتداد لبهٔ پارچه ایجاد کنید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
snips of information about the upcoming merger.
دیدگاه
٠

تکه هایی از اطلاعات دربارهٔ ادغامِ پیشِ رو.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
However, the standard way, also known as a dictionary display, is just a smidgeon more cluttered than you might like, due to the need to quote the keys.
دیدگاه
٤

با این حال، روش استاندارد و مرسوم که به عنوان نمایش دیکشنری شناخته می شود، به دلیل نیاز به قرار دادن نقل قول ها در اطراف کلیدها و متغیرها، اندکی شلوغ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In offline, consumers don't really comprehend that the vast amount of content they get is repeated and reused, with just an added smidgeon of exclusivity.
دیدگاه
١

در محیط آفلاین، مصرف کنندگان اغلب درک درستی ندارند که حجم عظیمی از محتوایی که در اختیارشان قرار می گیرد، در واقع تکراری و مجدداً استفاده می شود و تنه ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The goal of this book is to make its readers a little lazier, a smidgeon more impatient, and a whole bunch more hubristic.
دیدگاه
٣

هدف اصلی این کتاب این است که خوانندگانش را به سمت داشتن سبکی از زندگی کمی تنبلانه تر، اندکی کم تحمل تر و به طور قابل توجهی متکبرانه تر سوق دهد.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
These products include winners and sinners: juices that supply kids with needed calcium, but also candy disguised as granola bars with just a smidgeon of much-ballyhooed nutrients.
دیدگاه
١

این محصولات طیف گسترده ای را در بر می گیرند؛ از آبمیوه هایی که نیازهای تغذیه ای کودکان به کلسیم را به طور مؤثر برآورده می کنند تا محصولاتی که در قالب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The next line is just a smidgeon more complicated.
دیدگاه
١

خط بعدی از پیچیدگی اندکی بیشتری برخوردار است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Even mean Joan is met with a smidgeon of sympathy by film's end.
دیدگاه
١

در پایان فیلم، شخصیت نسبتاً خشن جوآن نیز با اندکی همدردی و درک مواجه می شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It was five years since I'd last seen him, but he hadn't changed a smidgeon.
دیدگاه
١

پنج سال از آخرین دیدارم با او می گذشت و علیرغم گذر زمان، تغییر قابل توجهی در او مشاهده نکرده بودم.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
These products include winners and sinners: juices that supply kids with needed calcium, but also candy disguised as granola bars with just a smidgeon of much-ballyhooed nutrients.
دیدگاه
١

این محصولات شامل برندگان و بازندگان هستند؛ آبمیوه هایی که نیازهای تغذیه ای کودکان به کلسیم را برآورده می کنند، در کنار محصولاتی که به شکل گرانولا بار ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
However, the standard way, also known as a dictionary display, is just a smidgeon more cluttered than you might like, due to the need to quote the keys.
دیدگاه
٢

با این حال، روش استاندارد که به نمایش دیکشنری معروف است، به دلیل نیاز به قرار دادن نقل قول ها در اطراف کلیدها، اندکی شلوغ تر از چیزی است که ممکن است ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In offline, consumers don't really comprehend that the vast amount of content they get is repeated and reused, with just an added smidgeon of exclusivity.
دیدگاه
١

در محیط آفلاین، مصرف کنندگان درک درستی ندارند که حجم زیادی از محتوایی که در اختیارشان قرار می گیرد، تکراری و مجدداً استفاده می شود و تنها با افزودن م ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The next line is just a smidgeon more complicated.
دیدگاه
٠

خط بعدی اندکی پیچیده تر است.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Even mean Joan is met with a smidgeon of sympathy by film's end.
دیدگاه
١

در پایان فیلم، حتی شخصیت خشن جوآن نیز با اندکی همدردی مواجه می شود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It was five years since I'd last seen him, but he hadn't changed a smidgeon.
دیدگاه
١

پنج سال از آخرین دیدارم با او می گذشت، اما به میزان ناچیزی تغییر کرده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The goal of this book is to make its readers a little lazier, a smidgeon more impatient, and a whole bunch more hubristic.
دیدگاه
٢

هدف این کتاب این است که خوانندگانش را کمی تنبل تر، اندکی کم تحمل تر و به طور قابل توجهی متکبرتر تربیت کند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
However, the standard way, also known as a dictionary display, is just a smidgeon more cluttered than you might like, due to the need to quote the keys.
دیدگاه
٢

با این حال، روش استاندارد که به عنوان نمایش دیکشنری نیز شناخته می شود، به دلیل نیاز به نقل قول کردن کلیدها، کمی شلوغ تر از آن چیزی است که شما می پسند ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
In offline, consumers don't really comprehend that the vast amount of content they get is repeated and reused, with just an added smidgeon of exclusivity.
دیدگاه
٢

در فضای آفلاین، مصرف کنندگان واقعاً درک نمی کنند که حجم انبوه محتوایی که دریافت می کنند، تکراری و بازیافتی است و تنها مقدار بسیار اندکی ویژگی انحصاری ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
It was five years since I'd last seen him, but he hadn't changed a smidgeon.
دیدگاه
١

پنج سال از آخرین باری که او را دیده بودم می گذشت، اما ذره ای تغییر نکرده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The goal of this book is to make its readers a little lazier, a smidgeon more impatient, and a whole bunch more hubristic.
دیدگاه
١

هدف این کتاب آن است که خوانندگانش را کمی تنبل تر، اندکی کم صبرتر و به مراتب متکبرتر کند.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
These products include winners and sinners: juices that supply kids with needed calcium, but also candy disguised as granola bars with just a smidgeon of much-ballyhooed nutrients.
دیدگاه
١

این محصولات شامل موارد مفید و مضر هستند: آبمیوه هایی که کلسیم مورد نیاز کودکان را تأمین می کنند و همچنین آب نبات هایی در پوشش گرانولا بار که تنها مقد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The next line is just a smidgeon more complicated.
دیدگاه
١

خط بعدی کمی پیچیده تر است.