ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)

بازدید
٥٣٠
تاریخ
١ هفته پیش
متن
He used to play with a group but now he's going solo/pursuing a solo career.
دیدگاه
٠

او قبلاً با یک گروه می نواخت اما حالا بصورت تک خوان/انفرادی فعالیت میکند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Arthur Davies sings the tenor solo.
دیدگاه
٠

عشق آکوری در زندگی است، نه یک تک نوازی.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Love is a chord in life, not a solo.
دیدگاه
٠

خلبان کارآموز امروز اولین پرواز انفرادی خود را انجام داد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
His guitar solos are just unbelievable.
دیدگاه
٠

آرتور دیویس تک خوانی ( بخش تنور ) را میخواند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
٠

کلمه soar بسته به متن، معانی مختلفی از جمله اوج گرفتن، به شدت افزایش یافتن، بالا رفتن و پرواز کردن در ارتفاع بالا را میرساند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
٠

قیمت بنزین در هفته های اخیر به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Air pollution will soon soar above safety levels.
دیدگاه
٠

آلودگی هوا بزودی از سطوح ایمنی فراتر خواهد رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
May your love soar on the wings of a dove in flight.
دیدگاه
٠

عشق شما بر بال های یک فاخته در پرواز اوج بگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
All night long fireworks soared into the sky.
دیدگاه
٠

تمام شب آتش بازی ها به آسمان اوج گرفتند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The popularity of the Internet has soared.
دیدگاه
٠

محبوبیت اینترنت به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The jet soared into the air.
دیدگاه
٠

جت به هوا اوج گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A bird is soaring into the sky.
دیدگاه
٠

پرنده ای در آسمان اوج میگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The cost of living is soaring.
دیدگاه
٠

هزینه زندگی به شدت در حال افزایش است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Profits have soared dramatically in recent months.
دیدگاه
٠

سود در ماه های اخیر به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Insurance claims are expected to soar.
دیدگاه
٠

انتظار میرود خسارات بیمه به شدت افزایش یابد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
٠

هیچ پرنده ای آنقدر بالا پرواز نمیکند که بال های خودش او را به آنجا برساند. ( کنایه از اینکه موفقیت با تلاش شخصی حاصل میشود. )

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The temperature soared to above 100 degrees in the shade.
دیدگاه
٠

دما در سایه به بالای ۱۰۰ درجه رسید ( فارنهایت یا سلسیوس بستگی به متن اصلی دارد، اما معمولاً در این زمینه فارنهایت است ) .

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The needle on the rev counter soared.
دیدگاه
٠

عقربه دور موتور بالا رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
٠

هیچ پرنده ای آن قدر بلندپروازانه اوج نمیگیرد که بدون بال های خودش بالا برود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
٠

یعنی موفقیت با تکیه بر توان/ابزار خودِ شخص به دست می آید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The temperature soared to above 100 degrees in the shade.
دیدگاه
٠

دما در سایه تا بالای ۱۰۰ درجه جهش/اوج گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The temperature soared to above 100 degrees in the shade.
دیدگاه
٠

جهشِ ناگهانی و شدیدِ دما؛ soared معمولاً افزایش خیلی سریع و چشمگیر را میرساند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The needle on the rev counter soared.
دیدگاه
٠

عقربه دورسنج ( دورِ موتور ) به سرعت بالا رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The needle on the rev counter soared.
دیدگاه
٠

بالارفتن تندِ عقربه؛ در کاربرد فنی برای گیج/اکیومتر.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Profits have soared dramatically in recent months.
دیدگاه
٠

سودها در ماه های اخیر به شدت افزایش یافته اند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Profits have soared dramatically in recent months.
دیدگاه
٠

dramatically شدت را تأکید میکند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Insurance claims are expected to soar.
دیدگاه
٠

انتظار میرود پرداخت/مطالبه خسارت های بیمه بطور چشمگیری افزایش یابد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Insurance claims are expected to soar.
دیدگاه
٠

claims یعنی ادعا/مطالبه خسارت؛ نه خودِ بیمه

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The popularity of the Internet has soared.
دیدگاه
٠

محبوبیت اینترنت در سال های اخیر به شدت اوج گرفته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The popularity of the Internet has soared.
دیدگاه
٠

ترکیب رایج در فارسی: اوج گرفتنِ محبوبیت

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The jet soared into the air.
دیدگاه
٠

جت به داخل آسمان/به هوا اوج گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The jet soared into the air.
دیدگاه
٠

بهتر از soared into the air با تأکید روی اوج گرفتن در پرواز.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A bird is soaring into the sky.
دیدگاه
٠

یک پرنده در حال اوج گرفتن به سمت آسمان است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
A bird is soaring into the sky.
دیدگاه
٠

is soaring استمرار/در حال انجام را نشان میدهد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Air pollution will soon soar above safety levels.
دیدگاه
٠

اینجا soar above safety levels یعنی از حد ایمنی عبور خواهد کرد؛ نه الزاماً اوج گرفتن واقعی.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The cost of living is soaring.
دیدگاه
٠

هزینه زندگی رو به اوج گرفتن/در حال افزایش شدید است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The cost of living is soaring.
دیدگاه
٠

is soaring روندِ صعودیِ تند و چشمگیر

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Air pollution will soon soar above safety levels.
دیدگاه
٠

آلودگی هوا خیلی زود از سطح های ایمنی فراتر خواهد رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
May your love soar on the wings of a dove in flight.
دیدگاه
٠

باشد که عشقتان، بر بال های یک کبوترِ در پرواز اوج بگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
May your love soar on the wings of a dove in flight.
دیدگاه
٠

ساختار آرزویی/ادبی؛ ترجمه تحت اللفظی اما با روانی فارسی.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
All night long fireworks soared into the sky.
دیدگاه
٠

تمام شب آتش بازی ها یکی یکی به آسمان اوج میگرفتند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
All night long fireworks soared into the sky.
دیدگاه
٠

fireworks soared into the sky تا آسمان بالا رفتنِ انفجاری/پرتاب ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The balloon soared up on a gust of wind.
دیدگاه
٠

بالن با وزش باد به سمت بالا اوج گرفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The balloon soared up on a gust of wind.
دیدگاه
٠

up on a gust of wind یعنی با یک جهش/تکان باد بالا رفت.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
٠

قیمت بنزین در هفته های اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
٠

جهش قیمتی؛ soared in recent weeks

تاریخ
١ هفته پیش
متن
On a final note, if you are an excessive snorer, and constantly get complaints from friends and loved ones, look at your lifestyle very carefully first.
دیدگاه
١

در پایان، اگر شما بیش از حد خُرخُر میکنید و به طور مداوم از دوستان و عزیزانتان شکایت می شنوید، ابتدا با دقت بسیار سبکِ زندگیِ خود را بررسی کنید.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Their airways become obstructed various times while they're sleeping, and each time this happens the snorer briefly stops breathing.
دیدگاه
١

راه های هواییِ آن ها هنگام خواب، بارها دچار انسداد میشود و هر بار که این اتفاق می افتد، خُرخُرکننده برای لحظه ای تنفسش را متوقف میکند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
But if all these ideas fail, you have only one choice: Wake the snorer up. Tell him it's his turn to watch you sleep.
دیدگاه
١

اما اگر همه ی این راهکارها بی نتیجه ماند، فقط یک انتخاب دارید: خُرخُرکننده را بیدار کنید. به او بگویید نوبتِ اوست که شما را در حال خواب تماشا کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The participants of the siesta contest win points for the first person to fall asleep, the loudest snorer, best original sleeping position and best dressed sleeper.
دیدگاه
١

شرکت کنندگانِ مسابقه ی چُرت زدن / خوابِ نیمروزی برای اولین نفری که به خواب میرود، بلندترین خُرخُرکننده، بهترین حالتِ ابتکاریِ خوابیدن و خوش تیپ ترین ...