ترجمههای علیرضا ایرانی نیا (٨٨٠)
ما در نزدیکی فاصله بسیار کمی از ایستگاه سکونت داریم.
مردمان قبیله با نیزه و سپر مسلح بودند.
او در حالی که چشمانش را از نور شدید محافظت میکرد، به دوردست دریا خیره شد تا از ورود کشتی آگاه شود.
از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده میگردید.
پلیس سپرهای ضدشورش خویش را در برابر سنگ ها و آجرهای پرتابی قرار داد.
شمشیر به سپر شوالیه اصابت کرد و دفع گردید.
او از دست چپش به عنوان سپری در برابر بازتاب نور خورشید استفاده نمود.
او احساسات واقعی خودش را در پشت نقاب سرد بی تفاوتی پنهان کرد.
شخص مسلح، از گروگان ها به عنوان سپر انسانی استفاده نمود.
سیستم ایمنی، همچون سپر بدن ما در برابر عفونت ها عمل میکند.
آب بعنوان سپر موثری در برابر پرتوهای مضرتر خورشید نیست.
او به صورت قاچاق سوار کشتی شد و در شهر نورث شیلدز پیاده شد.
کلاه حصیری با لبه های پهن، صورتش را پوشانده بود.
به دنبال چیزی بگردید که بتواند نقش سپر را ایفا کند، همانند درب سطل زباله.
زبان خردمند، همچون سپر است نه چون شمشیر.
باربرِ پیر لنگان لنگان پشت سر او راه افتاد.
دولت در موضوع اروپا دچار آشفتگی و بی نظمی شده است.
طریقه ای که این فایل ها مرتب شده اند بزرگ ترین آشفتگی ای است که تا حالا دیده ام.
او کاری کرده کارستان و مسیر حرفه ای اش را به طور کامل خراب کرده است.
وی آن قدر خسته است که لنگان لنگان وارد اتاق خوابش شد.
او آدمِ عجیبی بود؛ با راه رفتنی کش دار و لنگان لنگان.
بیمارانِ بیمارستان لنگان لنگان در راهروها راه می رفتند.
کنفرانس خبری یک فاجعه/خرابیِ کامل بود ( یک آشفتگی تمام عیار بود ) .
این جلسه از اول تا آخر یک به هم ریختگی تمام عیار بود.
فضای داخلی کشتی کاملاً به هم ریخته و نابسامان بود.
بعد از مهمانی، خانه به طور کامل به هم ریخته بود.