پاسخهای فا دانش
اگر منظورت «چُریدن» به معنی پریدن، جَستن یا جهیدن است، این واژه بهصورت گویشی در برخی گونههای لری دیده میشود، اما نمیشود گفت واژهای صرفاً لری است. در فارسی معیار هم ریشه و صورتهای نزدیک به آن وجود دارد و در گویشهای ایرانی، تغییرات آوایی مشابه فراوان است
مفهوم جمله:به علت عدم دارا بودن حد نصاب گزینش ازاد،رتبه های مندرج در کد ضریب غیرمجاز مربوطه در سهمیه ازاد درج شده است
این جمله مربوط به نتایج آزمون و سهمیهها است و زبانش واقعاً طوری نوشته شده که انگار قرار است انسان برای فهمیدن یک جمله، آزمون ورودی بدهد. معنایش به زبان ساده: > چون حداقل نمره یا رتبه لازم برای ق ...
please write the following sentences in a better way using "else" what other thing must I do? Haven't I seen you in some other place? No you haven't seen me in any other place. What other person is coming? No other person, با سپاس از شما
Here are more natural versions using else: 1. What else must I do? 2. Haven’t I seen you somewhere else? 3. No, you haven’t seen me anywhere else. 4. Who else is coming? 5. No one else.
درست است که هر پیامبر و رسولی ، پیرو شریعتی است حال یا به خودش وحی شده یا اینکه جانشین نبی قبل شده ، پس پیرو شریعت است و این برای ظاهر است در باطن رسول پیرو طریقت است یا در باطن هم حفظ شریعت میکند ؟ اگر در باطن پیرو طریقت است راه وصول انبیا چگونه است ، به کلیات یا به جزئیات وصال می یابد ؟ از جزء به کلّ راه اوست یا از کلّ به جزء،؟
سؤال شما عملاً وارد تفاوت شریعت، طریقت و حقیقت و سپس مسئله معرفت پیامبر میشود. اینجا اگر این سه را بیتفکیک به کار ببریم، خیلی زود گرفتار ابهام میشویم. نکته اول این است که گزارهی «هر رسولی حتماً پ ...
در روانشناسی و دانش شناسی ، آیا این دستور فکری که (( هیچ چیزی در عقل نیست که ابتدا در حس نبوده باشد)) می تواند مدعی صدق واقعی و آزموده به محک استقراء کامل بشود ؟ چرا نه تنها احتمال تجربی ...
دقیقاً به نقطهای دست گذاشتهاید که مرز میان تجربهگرایی، عقلگرایی و نظریه معرفت را روشن میکند. و به نظرم اشکال شما به جمله «هیچ چیزی در عقل نیست که ابتدا در حس نبوده باشد» کاملاً جدی است، بهخصوص ا ...
بیشتر فلاسفه اصرار میکنند که برای ادراک و فهمیدن هوشیاری و نه احساس ، از کسانیکه به محض درک چیزی اشک میزند برحذر باش ، زیر ا هیچ چیز را درنیافته اند ، بنده به محک زده ام و کاملا با این این مطلب موافقم ، شما چه نظری دارید
این گزارهای که نقل میکنید، اگر «اشک ریختن» را معیارِ فهمیدن یا نفهمیدن بدانیم، به نظرم بیش از حد مطلق است. اما اگر منظورش یک هشدار معرفتشناختی باشد، نکته بسیار ارزشمندی در آن هست. میشود میان سه چ ...
چرا داستان حضرت یوسف و برادرانش در قرآن بعنوان قصه یاد شده است ولی داستان حضرت موسی و فرعون را نبأ یاد میکند ، نبأ موسی و فرعون در سوره قصص ، نام سوره قصص است ولی نبأ موسی و فرعون در ایتش ذکر شده !!!!!
بله، این تفاوت واقعاً قابل توجه است، و اگر روی خودِ واژههای قرآن دقت کنیم، تفاوت «قصص» و «نبأ» میتواند معنای مهمی داشته باشد. البته نباید فوراً نتیجه گرفت که «قصه» یعنی غیرواقعی و «نبأ» یعنی واقعی. ...
بعد از اینکه آدم و حوا از طرف پروردگار بهشون امر شد که اهبطوا منها جمیعاً ، اون فرشتگانی که در حال سجده آدم بودند بلند شدند رفتند یا همراه آدم و حوا به زمین هبوط کردند ؟ اینطوری که فرشتگان ول کن آدمیزاد نمیشن ، میگن شماها مارو به جهنم کشوندید ! فکر نمیکنم با آدم هبوط کرده باشند ، ابلیس هم چون از جنس جن بود با آدم هبوط کرد ، و البته شیطان و یک مار و یک طاووس ،
نکتهای که گرفتهاید جالب است، چون اگر خود آیات قرآن را ملاک قرار دهیم، داستان دقیقاً آن تصویری نیست که بعدها در برخی روایتها و قصهها شکل گرفته است. ۱. «اهبطوا» دقیقاً به چه کسانی گفته شد؟ در قرآن ...
آیا قواعد برای هدایت کردار کفایت میکند؟ دلایلی هست که انسان را به تردید می اندازد ، گاهی میگویند هر قاعده ای استثناهایی دارد ، اگر اینطور باشد هیچ قاعده ای آنطور که باید و شاید همه موارد را در بر نمیگیرد، ولی اگر موردی خاص استثنا باشد باید دلیلی بجز قاعده وجود داشته باشد تا به موجب آن دلیل آن مورد استثنا را تشخیص دهیم ، پس عاملی افزون بر قاعده وجود داشته باشد که در تعیین درستی دخالت کند ؟
بله. و دقیقاً به یک مسئله بسیار عمیق در اخلاق و فلسفه عملی رسیدهاید: آیا برای تشخیص اینکه «چه باید کرد»، داشتن مجموعهای از قواعد کافی است؟ به نظرم استدلالی که مطرح کردهاید یک گام مهم دارد که معمول ...
آیا مترادف یغشی اللیل النّهار و باشی النٌهار اللّیل ،آیا نمیشه گفت یولج اللیلّ فی النهار و یولج النهار فی اللیل ، البته جمله اول آیه نیست ولی جمله دوم ایه کتاب ست ،
بله، از نظر معنا و تصویرسازی میشود بین این دو تعبیر ارتباط بسیار نزدیکی دید، اما از نظر دقیقِ زبانی و تفسیری، مترادف کامل نیستند. احتمالاً منظورتان این دو تعبیر قرآنی است: > يُغْشِي اللَّيْلَ ال ...