پیشنهادهای م (٤٣)
٥٠٤
٦ ماه پیش
٠
پاره کردن
٦ ماه پیش
٠
آثار ارسالی
٦ ماه پیش
٠
برگزاری
٦ ماه پیش
٠
دریچه
٦ ماه پیش
٠
در معرض
٦ ماه پیش
٠
بادقت
٦ ماه پیش
٠
جلب کردن
٦ ماه پیش
١
دلیل
٦ ماه پیش
٠
حدس
٦ ماه پیش
١
Heading home برگشتن به سمت خانه
٦ ماه پیش
٠
جسارت
٦ ماه پیش
٠
فکر متکبر
٧ ماه پیش
٠
بد رفتاری
١ سال پیش
٠
کسب کردن
١ سال پیش
٣
سالن
١ سال پیش
٠
انتخاب کرده
١ سال پیش
٠
نمایان شدن
١ سال پیش
٠
نمایان شدن
١ سال پیش
٠
ایجاد ناراحتی
١ سال پیش
٠
آسیب رساندن
١ سال پیش
٠
آتش زدن
١ سال پیش
٣
حل و فصل کردن
١ سال پیش
٠
به دادگاه کشید
١ سال پیش
١
اما
١ سال پیش
٠
چه از نظر
١ سال پیش
١
منجر شدن
١ سال پیش
٠
متعدد مثلا contributing factors یعنی عوامل متعدد
١ سال پیش
٢
باعث شد
١ سال پیش
٠
درخشان
١ سال پیش
١
تلقی شدن voluntary work tend to be seen as non - job یعنی کار داوطلبانه شغل تلقی نمی شود.
١ سال پیش
٠
بازی می کردیم We'd get together every sunday and play down at the park. هر یکشنبه دور هم جمع می شدیم و در پارک بازی می کردیم
١ سال پیش
٠
خنثی
١ سال پیش
١
با استعداد
١ سال پیش
٠
متخصص
١ سال پیش
٠
مجبور کردن
١ سال پیش
٠
آرام
١ سال پیش
١
منحرف شد
١ سال پیش
١
به معنی رانندگی سریع هم می تونه باشه مثل جمله For six hours we shot through the barren landscape
١ سال پیش
١
به معنی تاس هم میشه
١ سال پیش
٠
حل کردن مثلا Get round that problem یعنی حل کردن مشکل
١