پیشنهادهای م (٤٣)
٨٥
٢ ماه پیش
٠
پاره کردن
٢ ماه پیش
٠
آثار ارسالی
٢ ماه پیش
٠
برگزاری
٢ ماه پیش
٠
دریچه
٢ ماه پیش
٠
در معرض
٢ ماه پیش
٠
بادقت
٢ ماه پیش
٠
جلب کردن
٢ ماه پیش
١
دلیل
٢ ماه پیش
٠
حدس
٣ ماه پیش
١
Heading home برگشتن به سمت خانه
٣ ماه پیش
٠
جسارت
٣ ماه پیش
٠
فکر متکبر
٣ ماه پیش
٠
بد رفتاری
٨ ماه پیش
٠
کسب کردن
٩ ماه پیش
٠
سالن
٩ ماه پیش
٠
انتخاب کرده
٩ ماه پیش
٠
نمایان شدن
٩ ماه پیش
٠
نمایان شدن
٩ ماه پیش
٠
ایجاد ناراحتی
٩ ماه پیش
٠
آسیب رساندن
٩ ماه پیش
٠
آتش زدن
٩ ماه پیش
٢
حل و فصل کردن
٩ ماه پیش
٠
به دادگاه کشید
٩ ماه پیش
١
اما
٩ ماه پیش
٠
چه از نظر
٩ ماه پیش
١
منجر شدن
٩ ماه پیش
٠
متعدد مثلا contributing factors یعنی عوامل متعدد
٩ ماه پیش
٢
باعث شد
٩ ماه پیش
٠
درخشان
١٠ ماه پیش
١
تلقی شدن voluntary work tend to be seen as non - job یعنی کار داوطلبانه شغل تلقی نمی شود.
١٠ ماه پیش
٠
بازی می کردیم We'd get together every sunday and play down at the park. هر یکشنبه دور هم جمع می شدیم و در پارک بازی می کردیم
١٠ ماه پیش
٠
خنثی
١٠ ماه پیش
١
با استعداد
١١ ماه پیش
٠
متخصص
١١ ماه پیش
٠
مجبور کردن
١١ ماه پیش
٠
آرام
١١ ماه پیش
١
منحرف شد
١ سال پیش
١
به معنی رانندگی سریع هم می تونه باشه مثل جمله For six hours we shot through the barren landscape
١ سال پیش
١
به معنی تاس هم میشه
١ سال پیش
٠
حل کردن مثلا Get round that problem یعنی حل کردن مشکل
١