پیشنهادهای م (٤٣)
١٥٠
٤ ماه پیش
٠
پاره کردن
٤ ماه پیش
٠
آثار ارسالی
٤ ماه پیش
٠
برگزاری
٤ ماه پیش
٠
دریچه
٤ ماه پیش
٠
در معرض
٤ ماه پیش
٠
بادقت
٤ ماه پیش
٠
جلب کردن
٤ ماه پیش
١
دلیل
٤ ماه پیش
٠
حدس
٥ ماه پیش
١
Heading home برگشتن به سمت خانه
٥ ماه پیش
٠
جسارت
٥ ماه پیش
٠
فکر متکبر
٥ ماه پیش
٠
بد رفتاری
١١ ماه پیش
٠
کسب کردن
١١ ماه پیش
٠
سالن
١١ ماه پیش
٠
انتخاب کرده
١١ ماه پیش
٠
نمایان شدن
١١ ماه پیش
٠
نمایان شدن
١١ ماه پیش
٠
ایجاد ناراحتی
١١ ماه پیش
٠
آسیب رساندن
١١ ماه پیش
٠
آتش زدن
١١ ماه پیش
٣
حل و فصل کردن
١١ ماه پیش
٠
به دادگاه کشید
١١ ماه پیش
١
اما
١١ ماه پیش
٠
چه از نظر
١١ ماه پیش
١
منجر شدن
١١ ماه پیش
٠
متعدد مثلا contributing factors یعنی عوامل متعدد
١١ ماه پیش
٢
باعث شد
١١ ماه پیش
٠
درخشان
١ سال پیش
١
تلقی شدن voluntary work tend to be seen as non - job یعنی کار داوطلبانه شغل تلقی نمی شود.
١ سال پیش
٠
بازی می کردیم We'd get together every sunday and play down at the park. هر یکشنبه دور هم جمع می شدیم و در پارک بازی می کردیم
١ سال پیش
٠
خنثی
١ سال پیش
١
با استعداد
١ سال پیش
٠
متخصص
١ سال پیش
٠
مجبور کردن
١ سال پیش
٠
آرام
١ سال پیش
١
منحرف شد
١ سال پیش
١
به معنی رانندگی سریع هم می تونه باشه مثل جمله For six hours we shot through the barren landscape
١ سال پیش
١
به معنی تاس هم میشه
١ سال پیش
٠
حل کردن مثلا Get round that problem یعنی حل کردن مشکل
١