پیشنهادهای م (٤٣)
١١٥
٣ ماه پیش
٠
پاره کردن
٣ ماه پیش
٠
آثار ارسالی
٣ ماه پیش
٠
برگزاری
٣ ماه پیش
٠
دریچه
٣ ماه پیش
٠
در معرض
٣ ماه پیش
٠
بادقت
٣ ماه پیش
٠
جلب کردن
٣ ماه پیش
١
دلیل
٣ ماه پیش
٠
حدس
٤ ماه پیش
١
Heading home برگشتن به سمت خانه
٤ ماه پیش
٠
جسارت
٤ ماه پیش
٠
فکر متکبر
٤ ماه پیش
٠
بد رفتاری
١٠ ماه پیش
٠
کسب کردن
١٠ ماه پیش
٠
سالن
١٠ ماه پیش
٠
انتخاب کرده
١٠ ماه پیش
٠
نمایان شدن
١٠ ماه پیش
٠
نمایان شدن
١٠ ماه پیش
٠
ایجاد ناراحتی
١٠ ماه پیش
٠
آسیب رساندن
١٠ ماه پیش
٠
آتش زدن
١٠ ماه پیش
٢
حل و فصل کردن
١٠ ماه پیش
٠
به دادگاه کشید
١٠ ماه پیش
١
اما
١٠ ماه پیش
٠
چه از نظر
١٠ ماه پیش
١
منجر شدن
١٠ ماه پیش
٠
متعدد مثلا contributing factors یعنی عوامل متعدد
١٠ ماه پیش
٢
باعث شد
١٠ ماه پیش
٠
درخشان
١١ ماه پیش
١
تلقی شدن voluntary work tend to be seen as non - job یعنی کار داوطلبانه شغل تلقی نمی شود.
١١ ماه پیش
٠
بازی می کردیم We'd get together every sunday and play down at the park. هر یکشنبه دور هم جمع می شدیم و در پارک بازی می کردیم
١١ ماه پیش
٠
خنثی
١١ ماه پیش
١
با استعداد
١ سال پیش
٠
متخصص
١ سال پیش
٠
مجبور کردن
١ سال پیش
٠
آرام
١ سال پیش
١
منحرف شد
١ سال پیش
١
به معنی رانندگی سریع هم می تونه باشه مثل جمله For six hours we shot through the barren landscape
١ سال پیش
١
به معنی تاس هم میشه
١ سال پیش
٠
حل کردن مثلا Get round that problem یعنی حل کردن مشکل
١