floppy disk

/ˈflɑːpiˈdɪsk//ˈflɒpidɪsk/

(کامپیوتر) دیسک نرم، فلاپی، گرده لرزان

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a thin flexible plastic disk with a magnetic coating, on which computer information can be stored; diskette; floppy.

جمله های نمونه

1. I can boot up from a floppy disk, but that's all.
[ترجمه ترگمان]من می توانم از فلاپی دیسک راه انداز سر در بیاورم، اما همین
[ترجمه گوگل]من می توانم از یک فلاپی دیسک بوت کنم، اما همه اینهاست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Transfer the files onto floppy disk.
[ترجمه ترگمان]انتقال پرونده ها به دیسک نرم
[ترجمه گوگل]فایل ها را روی فلاپی دیسک انتقال دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. How much data can you store on a floppy disk?
[ترجمه ترگمان]شما چقدر می توانید روی یک دیسک نرم ذخیره کنید؟
[ترجمه گوگل]چقدر داده ها را می توان بر روی فلاپی دیسک ذخیره کرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The cartridge is essentially a hybrid of a floppy disk and a hard disk.
[ترجمه ترگمان]کارتریج اساسا ترکیبی از دیسک نرم و هارد دیسک است
[ترجمه گوگل]کارتریج اساسا ترکیبی از فلاپی دیسک و یک دیسک سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It has a floppy disk drive to load programmes, and a megabyte of memory to store them.
[ترجمه ترگمان]دیسک نرم دیسک نرم برای بار کردن برنامه ها و a حافظه برای ذخیره آن ها دارد
[ترجمه گوگل]این یک درایو فلاپی برای بارگذاری برنامه ها و یک مگابایت حافظه برای ذخیره آنها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Books on floppy disk are being targeted at the business market, where there are multitudes of personal computers in use.
[ترجمه ترگمان]کتاب های روی دیسک نرم در بازار کسب وکار مورد هدف قرار می گیرند، که در آن بسیاری از کامپیوترهای شخصی مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]کتاب های فلاپی دیسک در بازار تجاری هدف قرار می گیرند، جایی که تعداد زیادی از رایانه های شخصی در حال استفاده هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Cleaning a floppy disk drive should be part of a regular maintenance procedure.
[ترجمه ترگمان]تمیز کردن یک دیسک نرم دیسک باید بخشی از یک فرآیند نگهداری منظم باشد
[ترجمه گوگل]تمیز کردن درایو فلاپی باید بخشی از یک روش نگهداری منظم باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The whole program comes on a single floppy disk.
[ترجمه ترگمان]کل برنامه روی یک دیسک نرم است
[ترجمه گوگل]کل برنامه در یک فلاپی دیسک واحد قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Is only the floppy disk formatting sub area size question.
[ترجمه ترگمان]آیا فقط the قالب بندی دیسک نرم است؟
[ترجمه گوگل]فقط پرسشنامه اندازه قلم دیسک فشرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Any other components, including monitors, floppy disk or hard disk controller, are additional components, to connect through the expansion slot.
[ترجمه ترگمان]هر جز دیگری از جمله monitors، دیسک نرم یا کنترل کننده هارد دیسک، اجزای اضافی هستند تا از طریق شکاف توسعه به یکدیگر متصل شوند
[ترجمه گوگل]هر گونه اجزای دیگر، از جمله مانیتور، فلاپی دیسک یا کنترل کننده دیسک سخت، اجزای اضافی هستند، برای اتصال از طریق اسلات گسترش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. These are called the floppy disk drive and the CD - ROM.
[ترجمه ترگمان]این دیسک درایو دیسک نرم و سی دی گردان نامیده می شود
[ترجمه گوگل]اینها درایو فلاپی دیسک و CD-ROM نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The data is stored on a hard disk and backed up on a floppy disk.
[ترجمه ترگمان]داده ها روی هارد دیسک ذخیره می شوند و روی دیسک نرم ذخیره می شوند
[ترجمه گوگل]داده ها بر روی هارد دیسک ذخیره می شوند و برروی فلاپی دیسک ذخیره می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It's a good idea to back up your files onto floppy disk.
[ترجمه ترگمان]ایده خوبی است که فایل های خود را بر روی دیسک نرم باز کنید
[ترجمه گوگل]ایده خوبی است که فایل های خود را روی فلاپی دیسک پشتیبان بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These discs hold more than 400 times as much information as a conventional computer floppy disk.
[ترجمه ترگمان]این دیسک ها بیش از ۴۰۰ بار به عنوان دیسک نرم computer معمولی نگهداری می شوند
[ترجمه گوگل]این دیسک ها بیش از 400 برابر اطلاعات فلوپ رایانه معمولی را نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It's a good idea to keep duplicate files on floppy disk.
[ترجمه ترگمان]این ایده خوبی است که فایل های تکثیر شده را در دیسک نرم نگه دارید
[ترجمه گوگل]ایده خوبی است که فایل های تکراری را روی فلاپی دیسک نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] دیسک نرم ؛ فلاپی دیسک ؛ دیسک لرزان ؛ دیسک لغزان ؛ گرده لغزان - فلاپی دیسک نگاه کنید به diskette .
[برق و الکترونیک] دیسک نرم
[زمین شناسی] گرده لرزان ،دیسک مغناطیسی قابل انعطاف.
[ریاضیات] دیسک نرم، دیسک، دیسک لرزان، فلاپی دیسک، گرده ی لرزان، گرده ی لغزان

به انگلیسی

• removable external memory device used for storing computer programs or data
a floppy disk is a small flexible magnetic disk used for storing data and programs. floppy disks are used with micro-computers.

معنی یا پیشنهاد شما