تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

در اکثر گویشهای خراسان بمعنی تکان تکان خوردن یا تکانهای آرام خوردن میباشد که با خوردن و دادن و زدن می آید چنانکه در کتاب دن آرام هم به همین معنی آمد ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علاوه بر معانی ذکر شده . به سندان آهنگران نیز گویند . چنانکه در کتاب دن آرام آمده : عوض شوشکه با سنده قاچ کن تکه و پاره ات میکند . . در فرهنگ لغتها ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تِرِکمان=terekman= در دن آرام چنین آمده . ترکمان زدی به نقشه ما. . . همان تر زدن که به معنی1 :۱ اسهالی بودن مزاجاست میباشد ۲ مجازاً کاری را بد و ناش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به معنی نوبت که در فرهنگ لغتها بدین شکل آمده: نقاره که در اوقات شب و روز نوازند . ( برهان قاطع ) . نقاره که در عیش و عشرت زنند و نقاره خانه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصویر ماه در وقتی که یک چهارم آن نمایان باشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هیچ کدام از فرهنگها پیدا نشد . در کتاب دن ارام جایی که بعد از مصرف الکل برای بلند شدن و حفظ تعادل و عدم تلوتلوخوردن آمده. . برای اینکه بتواند خود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنبک=تنبک =دمبک=اشاره به شکل ساز کوبه ای تنبک است و در کتاب دن آرام ترجمه شاملو برای تشبیه شکم و پیشانی افراد زیاد استفاده شده است . بمعنی بزرگ و گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به فرد لاغر و استخوانی میگویند . . . مثال از کتاب دن ارام با یک قزاق لندوک خلال دندانی همراه بود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کروکه یا کروکی درباره کالسکه یا خودرویی بکار برده میشود که سقف آن امکان باز و بسته شدن را دارا میباشد که جنس آن از پارچه یا . . بسته به منطقه ای که ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنه که بمعنی لوارم سنگین و اثاث لشکر میباشد و سربنه هم نگهبان آن میباشد که معمولا درجایی دورتر از لشکر برپامیشود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان لاوک است که به معنی تغار، ظرف بزرگ. میباشد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باتوجه به معنی رِک که در دهخدا که اینگونه نوشته= ) باران نرم ریزه یا آن زاید از باران ریزه است. ج ، اَرکاک و رِکاک. باران ضعیف. ب. ج ، زمین باران ریز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دُلک=با سکون لام و کاف ابزاری برای وجین کردن میباشد . تیغه ی پهنی در جلو داشته و دسته چوبی که به آن وصل میشود و انتهای چوب هم به پایین خم شده برای دس ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مثل کلاه نمدی=اصطلاحی در گذشنته برای اشاره به اشخاص فقیر و بی چیز . رعیت. . مثال از دن آرام =گیرم هم که آن ژنرال یک گنده بک پدر اندر پدر جل نمدی نبو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جل نمدی=مثل کلاه نمدی اشاره به افراد ضعیف و بی چیز مثال از دن آرام =گیرم هم که آن ژنرال هیچ گنده بک پدر در پدر جل نمدی نبوده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کتاب دن آرام به معنی هاپولی کردن آمده. گم و گور کردن . ازبین بردن چیزی را. . . جایی که نامه را در پالتو میگذارد میگوید برای اینکه جلد تر هاپو ش کنم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت. بدترکیب. ناجور . چیز یا کس یا حیوان دور از انتظار. . . مثلا چه سرما یِ بی پیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

علاوه بر معانی ذکر شده در چیدن و طراحی خصوصا لباس و مثلا شال و . . . کاربرد دارد. میتوان گفت دندانه دندانه بودن و زیکزاکی شدن . مثالی از کتاب دن آرام ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شاید بتوان به معنی گوشه هایی یا کناره هایی از یک چیز هم دانست . چنانکه در کتاب دن آرام ترجمه شاملو آمده: امربرها به تاخت از گوشواره جاده ها در حرکت ب ...

پیشنهاد
٠

رمبیدن هم میگویند . البته در گویشهای خراسان تُپپیدن هم میگویند و حرف ب هم در ابتدا گذاشته و مثلا میگویند سقف خانه مان بتوپپی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزءِ چیزی یا فکری یا عقیده ای یا مجموعه ای بودن . در زمره یِ موضوعی قرارگرفتن . مثال از دن آرام شولوخوف: هر که به هر دلیلی هواخواه بلشویک ها به قلم م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنانکه در دعای کمیل اینگونه آمده . . و ان توزعنی شکرک. و در معنی آن نوشته اند : شکرگزاری ات را روزی ام ساز شاید بتوان به معنی نصیب گرداندن. توفیق گر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در عربی به معنای آشکار شد و ظاهر گشت آمده . چنانکه در روضه حضرت عباس آمده . . . . . بان الانکسار فی وجه الحسین در چهره امام حسین آثار شکستگی و رنگ پر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در هم تنیده شدن . مثال از کتاب دن آرام . به جنازه غلام که میان سبزه ها فتیله شده بود نگاه کردند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کتاب دن آرام در کنار ترکیباتی مثل ( در رفتن ) ( فلنگ را بستن ) و به خیال فرار افتادن آمده . . . . ولی شاید هیچ ربطی بهم نداشته باشند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

و به معنی نذر کردن. تخصیص دادن چیزی برای روز مقدسی این غذا را برای عید تقدیس کرده بودند

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنی تبرک کردن هم آمده:

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لحنی است از کارابین karabinنوعی تفنگ لوله کوتاه که نامش بعدها عموما" معادل هر گونه تفنگی شد. توضیح اینکه این معنی در پاورقی کتاب دن آرام ترجمه شاملو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احتمالا اصطلاحی است بمعنی از ما بهتران . اعیان ها و اشراف مثال از کتاب دن آرام شولوخف: فلانی هم خوب دارد می تازد ها . با در آجری ها می پلکد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کتاب دن آرام شولوخف ترجمه شاملو در مورد مرغ بکار رفته هنگامی که مرغها زمین را با پاهای خود زیر و رو میکنند برای پیدا کردن غذا و . . . پاپَلَک کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احتمالا نوعی خار یا چوب برای آتش کردن باشد . در فرهنگ لغتها که پیدا نشد . در کتاب دن آرام شولوخوف آمده= چون برای آتش فردا صبح کیزیاک تو آتش دان چیده ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لَنگ بودن= هرگاه جهت انجام کاری وسایل لازم فراهم نباشد میگویند لنگ هستیم . . مثلا"برای بسن پیچ اگر فلان ابزار نباشد لنگیم

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گماشته. چنانکه در کتاب دن ارام آمده: پالتو اش را تو کفش کن رو دست مصدری که جلو آمده بود انداخت .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کتاب دن آرام آمده: با چشمهای نافذ ی مثل چشم خروس قرقر. . . . یا. کسیکه چشمهای خروس قرقری داشت. . با توجه به شکل گیاه چشم خروس این طور به نظر می آی ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به پارلمان اوکراین رادا میگویند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اظهار وجود کردن . شاخ و شانه کشیدن مثال از کتاب دن آرام: به مان فرمان میدهند. مرگ بر آتامان ها. کمیته های انقلابی انتخاب کنید. آن وقت دهاتی ها هم دم ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

البته در ذیل کلمه فونت باید می آمد که آبادیس امکان نوشتن را نداد یک نوع واحد اندازه گیری جرم است و روسی میباشد . پوط هم گفته شده ، پوند روسیه ) . تق ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکافنده _فرو کردن چیز تیزی در چیز دیگر __برای سوزن دوزی روی پارچه هم بکار میرود چنانکه در کتاب دُن آرام ترجمه شاملو آمده : تو جیب شلوار پنبه آجین سرب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بمعنای پراکندن هم میآید. مثلا در عروسی های قدیم میگفتند فلانی از بالای بام خیلی پول پاش داد و نفر دیگر پفک و بیسکویت پاش داد . . . یا چرا برادر داماد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از هر گونه امتبازی است که منظور از بخشیدن اش تحمیق گیرنده آن باشد. این تعریف از احمد شاملو در ترجمه کتاب دن آرام اثر شولو خوف آمده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بازگشتن. بازگشتن به شب. به زمان برگشتن مثلا از جبهه آمدن برای مرخصی چند روزه اشاره دارد . چانکه در کتاب دن آرام آمده= . هیچ کس مثل آن وقت های اوبت نم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگهبانی. حراست . . پست های نگهبانی که در سربازی یا جنگ وجود دارد و مثلا ۲ ساعت به ۲ ساعت تعویض میشود . مثال از کتاب دن آرام : آن شب کشیک کاشه وی و هم ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمتی از یک مکان . ناحیه . بخش . طرف . سو . جانب مثال از کتاب دن آرام : صاحب منصبها تو یکی از بالهای دور دست قصر جمع شدند و . . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ردیف کردن . کنار هم چیدن . پشت سر هم آوردن. مثال= دو تا کلمه را نمیتوانم گل هم کنم .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کند و کاو ذهنی . کنجکاوی. جستجو . فشارآوردن به ذهن برای رسیدن به نتیجه دلخواه. . . مثال از کتاب دن آرام شولوخف از ضعف قدرت استدلالش به وحشت افتاد و ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارشان بار نمیشود . معلوم نیست ضرب المثل است یا . . . در کتاب دن آرام آمده بود و با توجه به جملات قبل و بعد ، معنی به سامان نرسیدن کارها و به مقصود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. . . و سکوتی خواب آلود تا زمان درازی تو واگن های قرمز لم لم زد تا دست آخر . . . . اینها از کتاب دن آرام میباشد و معنی لم لم زدن شاید تلو تلو خوردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَل و وَل کردن در بعضی گویشهای خراسان بمعنی برق زدن میباشد . مثلا از تمیزی یا وجود نور زیاد . مثلا میگویند حرم امام رضا چه ول و ولی میکرد یا سر کچل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جمله ای از کتاب دن آرام چنین آمده : همه جلو در ورودی ایستاده بودند که رانه کروک داری از حیاط بیرون آمد . با توجه به کلمه کروک که روسی است و معنی س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنج _ بلا _رنج کشیده. بلا دیده . . . . مثال از کتاب دن آرام : . . و حافظه خودشان آن همه بلابدتر را که تو جبهه کشیده بود از خاطر می برد

١