لت زدن


معنی انگلیسی:
slap

لغت نامه دهخدا

لت زدن. [ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سیلی زدن. چک زدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- سیلی زدن تپانچه زدن . ۲- خدشه بکسی وارد آوردن ( یکی بود یکی نبود . چا . ۳ ) ۱۲۵ : ۲- چیزی را با چوب هم زدن و آمیختن .

پیشنهاد کاربران

در اکثر گویشهای خراسان بمعنی تکان تکان خوردن یا تکانهای آرام خوردن میباشد که با خوردن و دادن و زدن می آید
چنانکه در کتاب دن آرام هم به همین معنی آمده جایی که میگوید :مه مثل پرده یی بالای دُن لت می زد
شلاق زدن
در بعضی از بازی های محلی آذربایجان برای بازنده نوعی تنبیه در نظر گرفته می شد که به آن لیت یا لت می گفتند. که عبارت بود از چند ضربه کمربند یا زدن از باسن طرف با زانو و بسیار موارد دیگر