هفت و هشت

لغت نامه دهخدا

هفت و هشت. [ هََ ت ُ هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز. || آواز و فریاد سگ را نیز گویند. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

(اسم ) - هفت یا هشت عدد ازچیزی . ۲- گفتارخصومت آمیز و وحشت انگیز. ۳- آوازسگ .

فرهنگ معین

(هَ تُ هَ )(اِمر. ) ۱ - هفت یا هشت عدد از چیزی . ۲ - (کن . ) گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز. ۳ - آواز سگ .

پیشنهاد کاربران

علاوه بر معانی ذکر شده در چیدن و طراحی خصوصا لباس و مثلا شال و . . . کاربرد دارد. میتوان گفت دندانه دندانه بودن و زیکزاکی شدن . مثالی از کتاب دن آرام درباره چینش درختها. . .
دار و درخت باغ و بستان بصورت هفت و هشت پهنی تو دوردست لاجوردی شب از پای تپه درجهت جنوب شرقی کشیده شده بود