تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اظهار وجود کردن . شاخ و شانه کشیدن مثال از کتاب دن آرام: به مان فرمان میدهند. مرگ بر آتامان ها. کمیته های انقلابی انتخاب کنید. آن وقت دهاتی ها هم دم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

البته در ذیل کلمه فونت باید می آمد که آبادیس امکان نوشتن را نداد یک نوع واحد اندازه گیری جرم است و روسی میباشد . پوط هم گفته شده ، پوند روسیه ) . تق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکافنده _فرو کردن چیز تیزی در چیز دیگر __برای سوزن دوزی روی پارچه هم بکار میرود چنانکه در کتاب دُن آرام ترجمه شاملو آمده : تو جیب شلوار پنبه آجین سرب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بمعنای پراکندن هم میآید. مثلا در عروسی های قدیم میگفتند فلانی از بالای بام خیلی پول پاش داد و نفر دیگر پفک و بیسکویت پاش داد . . . یا چرا برادر داماد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از هر گونه امتبازی است که منظور از بخشیدن اش تحمیق گیرنده آن باشد. این تعریف از احمد شاملو در ترجمه کتاب دن آرام اثر شولو خوف آمده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازگشتن. بازگشتن به شب. به زمان برگشتن مثلا از جبهه آمدن برای مرخصی چند روزه اشاره دارد . چانکه در کتاب دن آرام آمده= . هیچ کس مثل آن وقت های اوبت نم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگهبانی. حراست . . پست های نگهبانی که در سربازی یا جنگ وجود دارد و مثلا ۲ ساعت به ۲ ساعت تعویض میشود . مثال از کتاب دن آرام : آن شب کشیک کاشه وی و هم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسمتی از یک مکان . ناحیه . بخش . طرف . سو . جانب مثال از کتاب دن آرام : صاحب منصبها تو یکی از بالهای دور دست قصر جمع شدند و . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ردیف کردن . کنار هم چیدن . پشت سر هم آوردن. مثال= دو تا کلمه را نمیتوانم گل هم کنم .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کند و کاو ذهنی . کنجکاوی. جستجو . فشارآوردن به ذهن برای رسیدن به نتیجه دلخواه. . . مثال از کتاب دن آرام شولوخف از ضعف قدرت استدلالش به وحشت افتاد و ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارشان بار نمیشود . معلوم نیست ضرب المثل است یا . . . در کتاب دن آرام آمده بود و با توجه به جملات قبل و بعد ، معنی به سامان نرسیدن کارها و به مقصود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

. . . و سکوتی خواب آلود تا زمان درازی تو واگن های قرمز لم لم زد تا دست آخر . . . . اینها از کتاب دن آرام میباشد و معنی لم لم زدن شاید تلو تلو خوردن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَل و وَل کردن در بعضی گویشهای خراسان بمعنی برق زدن میباشد . مثلا از تمیزی یا وجود نور زیاد . مثلا میگویند حرم امام رضا چه ول و ولی میکرد یا سر کچل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در جمله ای از کتاب دن آرام چنین آمده : همه جلو در ورودی ایستاده بودند که رانه کروک داری از حیاط بیرون آمد . با توجه به کلمه کروک که روسی است و معنی س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنج _ بلا _رنج کشیده. بلا دیده . . . . مثال از کتاب دن آرام : . . و حافظه خودشان آن همه بلابدتر را که تو جبهه کشیده بود از خاطر می برد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید همان نوک باشد . . طوری که از معنی این جمله از کتاب دن آرام آمده نزدیک به نوک میباشد پرنده های توک فولادی عین زاغچه که تخم هندوانه چینه کند تو آس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُل=شاید کوتاه شده کاکل باشد . چنانکه در دن آرام آمده: تا گیس و کُل ات را نکنده ام برو پی کارت البته در هیچ جایی ربط بین گیس و کل پیدا نشد . فقط حدس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان چوب الف است منتها در تداول صفتی برای افراد لاغر اندام بکار میرود. مثال از کتاب دن آرام شولوخوف : غلام که با قد و قواره چوغ الف تر ازآن قزاقه خود ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قضول . همه چیز دان . شخصی که در کار همه دخالت میکند و مثلا مشورت میدهد

پیشنهاد
٠

به معنای رابطه داشتن و دوستی کردن است. . . . مثال از کتاب دن آرام شولوخوف: کاری میکنم با او که فقط حضرت شیطان به هوس بیفتد آبی با او گرم کند. . . . د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این کلمه در کتاب دن آرام شولوخف بود. باتوجه به ترجمه شاملو که هر کجا کلمه ای مثل شنبه آمده بصورت تلفظ آن که میشود شمبه مینویسد. . انبار=امبار. . . . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی میدونه لام الف لا شدن یعنی چه؟ پاهایش مثل مست ها لام الف لا میشدو دم به دم سرش به شانه او میخورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی پس از دیگری. پشت سر هم . چند بار پشت سر هم کار مشخصی را انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنی ش که مشخصه . فقط مورد استفاده شو تو کتاب دن آرام دیدم جایی که میگه: جوری باش اختلاط میکردند که انگار هم سن و هم تاچه یِ خودشان است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دارای صدای بلند و بلند آواز. . مثال از دن آرام شولوخوف وقتی مسلسلهای وراج جنگل را زیر آتس گرفت و مثل تند بار بهاری به هیچ چیز امان نداد دیگر . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلوله و گرد کرده شده مثل کلوج پنبه مثال از کتاب دن آرام شولوخوف چها تا سوراخ به ردیف رو پالتواش بود با یک کلوچ کزه یِ پشم رو هر کدامشان که کزه همان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی کوتوله است . مثال از کتاب دن آرام اثر شولوخوف ترجمه شاملو: با تحمل و تسلیم تمام میگذارد ننه عفریته هفتاد ساله و زن چوزموریِ افسار سر خودش به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زنگار زده . . . رنگ و رو رفته. زنگ زده. . . . مثال از دن آرام شولوخوف. ::: رو برچسب پورمک بسته بطری که سبز می زد هنوز هم تاریخ کارخانه را میشد خواند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناوه کردن=لوله کردن . هرچیز میان تهی . . چنانکه در دن آرام اثر شولوخف آمده است: کاغذی را ناوه کرد و چند پر توتون ریخت توش و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با دهان بسیار پُر، خوردن . . . . بصورتی که هردو لُپ پر از غذا باشد . . . . البته شاید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاید برای انسانها بمعنی کسانی که از دایره اصلی جدا افتاده باشند بدهد . . مثل قسمت مترادفها که آمده :طبقه وازده اجتماع. . مثال از دن آرام شولوخوف=گریگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بر وزن مهوش ===طوقه چوبین چرخ درشکه و گاری و امثال آن را گویند . . . برگرفته شده از کتاب دن آ رام شولوخوف ترجمه احمد شاملو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش شهرستان سبزوار به معنای چاخان و بلوف میباشد . . مثلا میگویند قارت ننداز یعنی چاهان نکن . بلوف نزن . دروغ نگو . . . فلانی خیلی قارتی است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوست مال یا پوسمال بمعنی پوسته پوسته شدن یا پوسیده شدن چیزی است. مثال= غلاف پوست مال شمشیرش را تو مشت دست چپش فشار میداد حتی برای پوست دست و صورت نیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ سمبه ها مثال . قدیمی تر ها میگفتند انقدر قال و سلمب را شور نده هنگامی که دنبال چیزی میگشتند و پیدا نمیکردند به شخص دنبال کننده میگفتند . . یعن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنب و سو بمعنی جستجو بازرسی و تفتیش و کند و کاو است مثال از دن آرام اثر شولوخف هر جا را که میشد گشت ، گشتند کارگاه را هم سمب و سو کردند ( سنب و سو )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درجه سروان ارتش در قدیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به صورت خودمانی. . چنانکه در مهمانیها میگوییم تعارف نکنید خانه خودتان است . بی تکلف . . . مثال از کتاب دن آرام نوشته شولوخوف ترجمه شاملو. : خیلی خانه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شِرِّه= پاره پاره شدن. . تکه تکه کردن . جر واجر شدن مثال=آستین پیراهن کتانی اش را شره کرد و بند ناف را محکم بست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاره بلند کم عرض که از پارچه یا پوست یا امثال آنها جدا کنند. مثال از کتاب دن آرام شولوخوف==ناف اش را با دندان ببر و با تریشه پیراهن ات ببند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قنوت به معنی فرمانبرداری است، یعنی وسیله ای که اسب را فرمانبردار می کند. این تازیانه که به آن قنوت می گفتند، یک چوب نازکِ کمتر از یک متر بود و به نوک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمای ساختمان= مثال از کتاب دن آرام شلوخوف=. . . . . . محوطه ساختمانی بود با بام سفالی که رو جبهه اش عدد آجرچین ۱۹۱۰ خوانده میشد .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهم زدن . تکان خوردن . در گویشهای خراسان هنوز استفاده میشود . . . . . لت نخور :تکان نخور . یک جا بنشین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکان خوردن . به هم خوردن . . . . . لت مده=تکان نده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در اکثر گویشهای خراسان به معنی کتک زدن میباشد . مثلا میگویند بچه بنشین وگرنه لت میخوری ها. . اما در کتاب دن آرام شولوخف ترجمه شاملو آمده : پرده ی پا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با جدیت . سخت مثال از دن آرام اثر شلوخوف= آن روز را یک نفس تا غروب و آن شب را هم بُکش تا صبح تاختم تا بالاخره . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از ریز بودن . باریک بودن . مثال از کتاب دن آرام شلوخوف منشی کاغذی را با خط مورچه پی اش سیاه میکرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اکثر مناطق خراسان البته جنوبی و رضوی به معنای زشت میباشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

سرفه . . . کهه زدن =سرفه کردن=پح زدن=لُح لُح کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گِز=بدون هدف و علاف و بیکار با قدمهای اهسته راه رفتن مثال=کنار جاده را گرفته بود پا پیاده راه گز میکرد و بریز کُهِّه میزد. . . البته معنی کهه زدن را ...