پیشنهاد‌های امیر ارادی (٢,٩٠١)

بازدید
١,٤٢٨
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**رستوران گیاهی** / **مکانی که غذای گیاهی سفارش داده می شود و در همان جا خورده می شود** - - - این عبارت در واقع تعریف یک **رستوران گیاهی** است؛ ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

# معنی فارسی **I'm a huge fan** = **من خیلی طرفدارش هستم** - - - این عبارت به این معناست که شما به چیزی یا کسی ( مثلاً یک خواننده، بازیگر، تیم و ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Here is my humble home. ** اینجا کلبه درویشی منه ( متعلق به شماست ) یا به شکل دیگر > خونه من درویشی محقر و ناقابلیه ( که راحت باشید و البته بیش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**معنی فارسی:** �آماده سازی برای چه؟� یا: - �آماده شدن برای چی؟� - �آماده گی برای چه کاری؟� - - - این یک جمله ی پرسشی است که می پرسد برای چه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**معنی فارسی:** �شاید بعدش شام بخوریم. � یا بسته به زمینه: - �شاید بعد از آن شام داشته باشیم. � - �شاید بعداً با هم شام بخوریم. � - - - این ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آن حس و حال موسیقی دهید/آن را موریکال/آهنگین کنید

پیشنهاد
٠

**معنی فارسی:** �جلیقه های نجات را می توانید زیر صندلی خود پیدا کنید. � این هم یکی دیگر از دستورالعمل های ایمنی رایج در هواپیماست. ✈️

پیشنهاد
٠

**معنی فارسی:** �ماسک های اکسیژن را روی صورت خود قرار دهید. � این جمله معمولاً در دستورالعمل های ایمنی هواپیما شنیده می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Lady of such beauty** به فارسی یعنی: **بانویی با این همه زیبایی** یا **بانویی به این زیبایی** - - - این عبارت یک توصیف شاعرانه و ادبی است که ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**I am cross, very cross** به فارسی یعنی: **من عصبانی هستم، خیلی هم عصبانی هستم. ** - - - در اینجا **cross** به معنای **عصبانی / ناراحت / دلخور* ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**Equal opportunities** به فارسی یعنی: **فرصت های برابر** یا **امکانات برابر** این اصطلاح معمولاً به معنای فراهم بودن فرصت های یکسان برای همه افراد، ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه پیک نوشیدنی ( الکلی ) سریع زدن/یه حال سریع به خود دادن

پیشنهاد
٠

من اینا رو نمیشناسم/من این افراد رو نمیشناسم

پیشنهاد
١

الان وضعیت خیلی وخیم شده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دستخوش آتش شهوت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی گرون بود/پول زیادی خرج داشت

پیشنهاد
١

ما یه آدم بذله گواینجا داریم/ما یه آدم بامزه اینجا داریم

پیشنهاد
١

او سلیقه خیلی خوبی داره/او آدم با سلیقه ای ست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

پس، تو رو پیچوند/پس اون به امان خدا قالت گذاشت/در بعضی مواقع بعد از پایان یک رابطه عاطفی گفته می شود

پیشنهاد
١

آیا میخوای دستم بندازی؟/آیا میخوای سرکارم بذاری؟

پیشنهاد
١

انگاری خیلی دردسر داره/انگاری کار خیلی زیادیه

پیشنهاد
١

همه چیز در دست خداوند است/همه چی دست خداست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pull strings to secretly use your influence with important people in order to get what you want or to help someone else

پیشنهاد
١

وقتی دیدمش دلم هری ریخت

پیشنهاد
٢

به چه بهانه ای این همه غیبت میکنی؟

پیشنهاد
٢

حس میکنم یه جای کار میلنگه/حس می کنم یه چیزی درست نیست

پیشنهاد
١

تو داری یه سره حرف میزنی/تو داری یه کله حرف میزنی

پیشنهاد
٠

لب و لوچه آویزون ( محزون ) شخص بازنده

پیشنهاد
٠

دوستداران حیوانات در مقابل خشونت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

لطفا توجه فرمایید

پیشنهاد
١

خدا کند که دیر نیاید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه آدم خشنی!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Are you ignoring me? به فارسی می شه: �داری منو نادیده می گیری؟� یا محاوره ای تر: �داری محلّم نمی ذاری؟�

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی "I'm busy cooking" به فارسی: �مشغول آشپزی هستم. � یا محاوره ای تر: �دارم غذا درست می کنم. �

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

عبارت “so nothing can go wrong” یعنی: �تا هیچ چیزی خراب نشه� یا �طوری که هیچ مشکلی پیش نیاد� معمولاً وقتی استفاده می شه که کسی می خواد بگه کاری رو با ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

“A double contest then. ” یعنی: �پس یک رقابتِ دوگانه است. � بسته به موقعیت می تونه این طور هم ترجمه بشه: �پس دو تا رقابت داریم. � �پس رقابت دوطرفه ست ...

پیشنهاد
١

عبارت “the program will need my expertise” یعنی: �این برنامه به تخصص / مهارت های من نیاز خواهد داشت� یا محاوره ای تر: �این برنامه به دانش و تجربهٔ من ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

frighten the horses یک اصطلاح انگلیسی است. معنی: 👉 �باعث شوک یا جنجال شدن� 👉 �آدم ها را معذب یا جاخورده کردن ( به خصوص آدم های سنتی یا محافظه کار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

A temper too hot یعنی: 👉 اخلاق خیلی تند / زودجوش / زود عصبانی شونده یعنی کسی که خیلی سریع عصبانی می شود و کنترل خشمش سخت است. مثال: He has a temper ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت “You look divine” یعنی: �خیلی فوق العاده / الهی به نظر میای� ✨ یا �ظاهرَت بی نقص و چشم نوازه� این جمله معمولاً تعریف خیلی قوی و شاعرانه ست؛ بیش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت before your very eyes یعنی: �درست جلوی چشم هات / پیش چشم خودت� 📌 کاربردش وقتی ه که چیزی خیلی واضح، مستقیم و بدون پنهان کاری اتفاق می افته—طوری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت “I fly solo” یعنی: �تنهایی جلو می رم� / �خودم به تنهایی عمل می کنم� معنی های رایج ترش در فارسی: �تنهایی کار می کنم� �وابسته به کسی نیستم� �خودم ...

پیشنهاد
٠

عبارت “I lead a fairly solitary life” یعنی: �من زندگی نسبتاً تنهایی دارم� یا طبیعی تر در فارسی: �سبک زندگی ام تا حدی تنهاست� �بیشتر اوقات تنها زندگی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت “you are empty” به انگلیسی چند معنی می تونه داشته باشه و بسته به زمینه ی صحبت فرق می کنه: احساسی / روانی 👉 �تو از درون خالی هستی� یعنی طرف احس ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت trouble kids یعنی: بچه های دردسرساز / کودکان مشکل ساز معمولاً برای بچه هایی به کار می رود که: رفتارهای شیطنت آمیز یا نافرمانی دارند زیاد دردسر ...

پیشنهاد
٠

عبارت “this is what’s killing me” یه اصطلاح محاوره ایه و معنای تحت اللفظیِ �کُشتن� نمی ده. بسته به موقعیت، معمولاً این معنی ها رو می ده: �این همون چ ...

پیشنهاد
٠

عبارت “I hereby solemnly declare” به فارسی یعنی: �بدین وسیله با قاطعیت / به طور رسمی اعلام می کنم� یا رسمی تر: �بدین وسیله رسماً و با تعهد کامل اعلام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلمه presenting از فعل present میاد و بسته به context ( جمله ) چند معنی رایج داره: ارائه دادن / ارائه کردن 👉 وقتی چیزی رو به صورت رسمی توضیح می دی ی ...

پیشنهاد
٠

جملهٔ “Surely we can come to some arrangement” به فارسی یعنی: �حتماً می توانیم به نوعی توافق / سازش / قرار و مدار برسیم. � یا رسمی تر: �قطعاً امکان ر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Emergency appointment یعنی: �قرار ملاقات فوری� یا �وقت اورژانسی� معمولاً برای موقعیت های اضطراری استفاده می شه؛ مثلاً: ویزیت فوری پزشک قرار اضطراری د ...