پیشنهادهای ژاسپ (٥,٤١٦)
برگشتن ، برگشت دادن
آبخش بودن = پشیمان بودن
اَبَخش = پشیمان
پاسخ دادن
برداشتن ، حذف کردن
آیاسیدن / آیاستن = به یاد آوردن
آیاستن = خطور کردن خاطره ، به یاد آوردن ؛ فراخواندن
آیاستن = خطور کردن خاطره ، به یاد آوردن ؛ فراخواندن
اُروازستن= شادی کردن ، لذت بردن
اُروازستن = To rejoice
آنافتن = سرپیچی کردن ، نافرمانی کردن اَنافتن = خراب کردن ، معدوم کردن، نایاب کردن
نافرمانی کردن
مَخیدن
نافرمانی کردن
بشولیدن = to realize
سوهان زدن , بهم ساییدن
متوجه شدن
کویستن = رفع کردن ، سرکوب کردن
فروزیدن
فروزه دادن ، صفت دادن ، صلاحیت دادن ، کیفیت دادن
زابیدن
سنبیدن = مشت زدن ، محکم کوفتن ، ضربه زدن
شماغیدن
فاسد شدن ، گندیدن
وَغستن
عمومی کردن ، برای عموم آشکار کردن
آخانیدن = رواج دادن ، تبلیغ کردن ، بالا بردن
غرور ، آدم مغرور ، تکبر و افاده
تکبر ورزیدن
الغندن
گویا به معنی مورد تبعیض واقع شدن نیز هست.
شخم زدن
شخم زدن
سنایاندن = To Please
احترام گزاشتن ، خشنود کردن
خشنود کردن
انباشتن
انباشتن
انباشتن
روفانیدن = تمیز کردن دندان ها
ترغیب کردن
هاختن
ترانیدن
زَمود = الگو از کارواژه ی زَمودن
الگو و نقش زدن
ایجاد درد با سوزن زدن، دردی مانند سوزن فرو رونده ، درد سوزن سوزنی
آشختن = لبریز شدن ، غوطه ور شدن ، سر ریز کردن
سرکوب کردن ، ستم کردن
گشودن
داخیدن / شغودن =مشاهده کردن To Observe