fall out of love


عشق خود را از دست دادن (نسبت به کسی)

انگلیسی به انگلیسی

• stop loving, become disenchanted, lose one's feeling of affection for

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
After ten years of marriage, they gradually fell out of love.
پس از ده سال ازدواج، آنها به تدریج از عشق افتادند ( عشقشان سرد شد ) .
I used to love my job, but I've fallen out of love with it.
...
[مشاهده متن کامل]

من قبلاً عاشق شغلم بودم، اما از آن دل زده شده ام ( علاقه ام را از دست داده ام ) .
He fell out of love with the city after living there for years.
او پس از سال ها زندگی در آن شهر، دیگر به آن علاقه ای ندارد.
It's possible to fall out of love, even after a long relationship.
حتی پس از یک رابطه ی طولانی، امکان سرد شدن عشق وجود دارد.
🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Fall out و Fall for:
Fall out ( از دوستی افتادن / جر و بحث کردن ) به قطع رابطه یا اختلاف با کسی اشاره دارد.
Fall for ( عاشق شدن / فریب خوردن ) به عاشق شدن یا گول خوردن اشاره دارد.
Fall out of love اما خاص ترین گزینه است که به از دست دادن احساس عشق ( نسبت به یک شخص یا چیز ) به مرور زمان اشاره دارد و بر جنبه های عاطفی و تدریجی تأکید می کند.

واسوختن
از دست دادن عشق
تمام شدن عشق به کسی
تموم کردن رابطه