پیشنهادهای ژاسپ (٥,٣٤٦)
آشال ( هم خانواده با شالوده ) = مسکن ( واژه نامه بندهش )
مبنی = آشال ( هم خانواده با شالوده ) ( واژه نامه بندهش )
در برخی متنها گاهی منظور از پنجیدن همان فنجیدن است.
گینایی = بینایی
گینایی = بینایی
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
گوگل به چم "گاو ها" است. " گَل" که در واژه ی گله هم دیده شده پسوند جمع است. این پسوند به شکل های " - اَل" ، " - یَل" و " - اییَل" نیز دیده می شود. ...
خواندار = خوانش ( خواند آر ) ، قرائت
"بریافت" در زبان شناسی
Specificity در زبان شناسی
بُرزیده = رفیع ، بلند ، برافراشته. ( #قرآن موزه ی پارس رواقی )
باویدن : بناکردن ، ساختن #قرآن موزه پارس
بازیدن = تکیه دادن . ( قرآن موزه پارس )
بازیده : تکیه داده شده، لم داده. ( قرآن موزه پارس )
منافق= دوتوی منافقان = دوتویان #قرآن موزه پارس
بشخیدن= شعله ور بودن
بزایی= دشمنی ، تخاصم ، کینوَری
بزا = متخاصم ، دشمنی کننده
بزستن / بزیدن = بغض داشتن ، کینه ورزیدن ، دشمنی داشتن. ( قرآن قدس )
بزِش= دشمنی ، کینه ، بغض بنگرید به : بزیدن
بزستن / بزیدن = بغض داشتن ، کینه ورزیدن ، دشمنی داشتن. ( قرآن قدس )
بَجاشتن = بجاردن ، آماده کردن ، مهیا کردن.
نِگشتن = فرو خوردن ، فرو بردن ، بلعیدن. ( قرآن قدس )
شیشیدن= با زبان بیرون آمده نفس نفس زدن . له له زدن ( قرآن قدس )
معترف = خواستوا ( قرآن قدس )
بشردن = منع کردن ، بازداشتن ، ممنوع کردن ، تحریم کردن #قرآن قدس
اَکاریدن
برشافیدن = خطاکردن
ورمسکیدن؟؟؟؟ کسی میداند؟
هسکیدن = خیره مانده ، دیدن بدون توجه کردن ، دیدن بدون ادراک و شناخت. ( قرآن فرس )
گویزیدن = کویزیدن ، گُنجیدن #قرآن قدس
فروکلاندن : تکاندن ، برافشاندن #قرآن قدس
فانیدگی = پاشیدگی ، افشاندگی
فانایی = افشانندگی ، فانندگی ر. ک فاندن
فانِش = افشاندن ، پاشِش
فانا = افشاننده فاندن
فاندن : پاشیدن ، پراکندن. وی شلوار وا کرد و میختن ( شاشیدن ) آغاز کرد و "می فاند" تا همه جامه ایشان پلید گشت و آن خود. ( #قرآن قدس )
فرخمیدن : بافتن ، سرهم کردن ، برساختن #قرآن قدس
دَوِستار = دَوِش ، دویدن ، دو ، شتاب
پُشتاب = آبِ پُشت
نیروا= قوی نیروایی= قدرت از ترجمان القرآن جرجانی
نیروا= قوی نیروایی= قدرت از ترجمان القرآن جرجانی
براَفزاییدن = اضافه کردن
اندرشَوی
گُندِش = اکتساب ، کشف ر. ک گندادن
گُندادن
رهانِستار = نجات ، رهایی
نجات = رهانِستار ، رَهِستار نجات = اَنجات ، انیات. ( ( #اوستاخوان - هنس ریشِلت ) )