پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٤٨)

بازدید
٣,٧٧٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*این چامهء من آینهء روی شماست هر آنچه نمایی تو زرویش پیداست بنگر به خرد که چشم دارد دل را وین دل که بیابد هر چه را خود آراست شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*برخی به سوی باغ اپیکور هستند برخی به کوی آکادمی، پیوستند برخی که به دانشکده ها روی آرند برخی به رواق و مدرسه دل بستند شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"درست است "، راست است":صحیح است. o. k : درست. راست .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدخط. خط ناخوانا. خوش خط:خوش نویسان دوره دیده. خود خط:خودنویسی همگانی. ح خط را باید جوری نوشت که هر کلا س دوم دبستان بتواند آن را بخواند، چه نسخه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جو :جویدنی گندم:گاهی و نمی. پسته:پسی و تَهی دانه و پوسته. عدس:از ویا با دست چیدن. نوژی :ریز باقلا:بزرگتر از باقی. . . . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بوخودمانی. بُو خُوم:ادکلن. بویران:بوایران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سَبک ":سلیقه. سلوکه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درهم. قاتی. دَریِک . ترکیب.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رقص: رقصیدن یعنی ( رِقَّه سِیدن ) ( رِقِصِنِ سِخُنیا ) شکستن استخوان ها در هنگام رقصِ رقصنده و صدادادن آنها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مرجانی:شرطی، مرج شرط. مرج بندی شرط بندی. که به روند ناشناس بودنش به مجانی گراییده است. مجاّنی:شرطی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن کدامین، father Mother dog داده است به دست شما یک pen تا بسوزید دفتر اوراق، و به باد دهید خانهء مردم. شهرام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تِر کیپ: کیپ دیگر. ، پس کُپّی نیز فارسی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به قَد، کِت هم می گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برجهان نیکو تماشاکن پر از غو غاستی * رو به سوی حق تماشا کن نه رودرباستی*هر پدیداری که باشد در روند خود رواست* آن چنانکه بهرهء اوست بی کم و بی کاستی* ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پس" لَت " کردن:چهار کُت ( قطعه ) کردن را گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" رَوِیه ":ژانر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قدّاره:مانند حمایل ( زیر بالا ) آنچه کسی روی قد وکمر دارد. و آن دارگونه ( آویز ) میباشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمین سالار. آسمان سالار. دریاسالار. کشور سالار. شهر سالار. مرزسالار.

پیشنهاد
٠

" گفته خوانی ":حدیث. گفت خواند. " نوشته خوانی ":روایت، نوشت خواند. در " دانستِ کسان " به کار میرود؛ آورده اند که. . . . . . [" دانستِ کسان ":علم ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاشنی:چَش نِه. چشم نِه. در گذشته بخاری را که می خواستند روشن کنند ، یک اِزگِل جلوی هیزم ها می گذاشتند تا کم کم آتش بگیرند، که تیه ( دیده ) هم میگفتند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" اَبَرجام ":سوپرجام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" جُدایِه ":امتیاز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" باشمار ":ها. ( مثبت ) ( باج ) . " بی شمار ":نا. ( منفی ) ( ناج ) . " ناشمار ":خا. ( خاج ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*آن جان که تا سفره بدید اشک بریخت. آن اشک که با مهر الهی آمیخت. این رازوری نگر که آیین شماست. آن یار نگر که یار را مُشک ببیخت. شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

خُو . خُوه. خُوب. خُوبه که به خواجه گراییده است. لُری و فارسی کُهن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هُوک. هوکار. هوکاره ":عادت. اعتیاد. احتیاط.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هُوکاره:عادت. اعتیاد. احتیاط به لری. همکار. هُوک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کارت فراخوان ":کارت دعوت. برای هر کارورباری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*ای پدر چامهء پارسی، که سرود نوین را به دست دادی، تا برویند تا ببالند تا بباشند، تا دستاوری باشد که آیین فرزانگی را بنماید، نسلها از پی نسل، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام" دو نوشتهء اندیش " از ارسطو ۱_بررسیگری نخستین. ۲_بررسیگری دومین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" تاس " را در لری گَد می گویند. گَد بر وزن صَد.

پیشنهاد
٠

هر چیزی زمانی دارد وبا گذشت زمانش زمینه ء آن هم به پایان می رسد ، اگر به کسانی بگویند که با این اسب های بهین با لگام سیمین و کالسکهء زرین زندگی کنید ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

چند سال. چندسالی. چندی سال. سالها. سالیان. برای رویدادها در روز و فصل ها و سالها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" زندگی و مرگ ":حیات و ممات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" آن وَر تَر ":اجنبی. پایهء اجنبی جَنب است که فارسی است وبسیاری از بُندار ها وزن و لفظشان هردو فارسی است. اولاتری. آن ورتری.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به " پوشش چاپ " در آمده است: به" کسوت چاپ " در آمده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" دَهُم. دَهُمها ":اَعشار. ۳/۵۸/۴/۷

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنگرید آنچه را نگرند به هیچ یا فروشند و یاخرند به هیچ لایوتزو ، افلاطون و بیرونی پیش پنداری پایبند به هیچ سیبویه دهخدا و پنج استاد پیش جان بردهء ز گز ...

پیشنهاد
٠

پایه ای پشتوانه ای یابشی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پایه ای ایران . پشتوانه ای ایران ":مستند ایران.

پیشنهاد
٠

پایه ای ویا پشتوانه ای داستانی: مستند داستانی.

پیشنهاد
٠

" پایه ای سیمایی. پشتوانه ای سیمایی ":مستند تلویزیونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پایه ای کردن. پایه ای ساختن. پایه ای نمودن ":مستند کردن. پشتوانه ای نمودن، کردن، نمودن ساختن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" پشتوانهء زندگی ":مستند زندگی. " پایهء زندگی ":مستند زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"گمارِش":استخدام. آگهی گمارِش:آگهی استخدام. گماشت. گماشتش:استخدام. آگهی گماشت. آگهی گماشتش. گمارد. گماردش:استخدام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" کارِه ":استخدام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" نابوده "=نادیده. " نادیده " با " نابود "فرق دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زی. زینامه. زینگاری. زینگاشت. زیخود نگاری. خودزینگاری. خودنگار. خودنمایی. بنده نامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رویک. روک. رخک. رخا. رخاک:عکس. رویکرد. روکا. رخکا. رخاک. رخاکا. عکاس. " روک ":عکس. " روکا ":عکاس. " رخا ":عکس. " رخاک ":عکاس.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکار لحظه ها در کار عکاس بود مانند لیزرها و الماس بهاران وبه تابستان و پاییز زمستان وزرنگی های عکاس کنون گلها به تاریخ بشر بین و یادر راه ها بی آس و ...