پیشنهاد‌های صمد توحیدی(شهرام) (٣,٢٤٥)

بازدید
٣,٧٦٨
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سرودشناسی ":دانست سرود. " ساز شناسی ":دانست ساز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*تا سبزی این درخت برِ زندگی است تا سایهء آن برِ برازندگی است تا آب به پای آن روان می باشد گویی که خدایمان به سازندگی است شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شیطان: ای مردم شیطان گول می زند تا نفرینش ( لعنش ) نمایند و با آنکه دستوراتش را بجا آورند و روند خداپسندانه نداشته باشند .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ستیز ": واسه تاز واسهء تازیدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دوریخته ":دفرمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

" کیمیای رستگاری":کیمیای سعادت.

پیشنهاد
٠

غزل، عشق است. قصیده، خواست است قصیده تازیدهء خواسته است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ستیز. جنگ. پیکار. رزم. زدو خورد. مرّآن. قِی. درگیری. هماوردی. نبرد. کینه خواهی. کینه جویی. تقاس ( زِیپُ، زیپو ) " :مبارزه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک کشور بیاورید که پَرتُوِهء مَرج ها نباشد. مرج، مرجها:شرط، شرایط. مَرج:شَرط. پرتوه:تحت الشعاع.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سود:آسود. آسودن. مانند غناغنودن غنی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیست، چیست. ندهند به او ایست، بدهند به او بیست.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنجش. سبک سنگین. ارزش و بی ارزش. سره وناسره. ترب وتراب. ارزان وگران.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

*دانستمند دانشگاهی ( سکولار ) به از نادانستمند حوزوی ( اسکولار ) . *سکولار از کلاس می گیرد وبه آزمایشگاه می برد. اسکولار از مدرس می گیرد وبه محراب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غزلی را که فرستادم را نماده ( پروفایل ) کنید. پیشاپیش یه مرسیه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوان را می توان دیدبان انگاشت دید بان حقوق مردمان در هر جایگاه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" سخت شدن در روندی ":شیدا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اوز:آواز.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از " روان باوری" تا" روان بینی" روان باوری:باور به روان در هر جایگاه روان بینی: دیدن روان خود در آزمایشگاه "روان نمایی" و روان بینی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیستی از ادیب سخنگو تر نزد او هر کسی ادب جوتر* چامهء خامه اش تراز سرود نیست از چامه اش ترازوتر* حافظ و دهخدا و هم خیام نیک بودند ادیب نیکوتر* شاعران ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هر چند ترس فرشتهء رهایی ورستگاریست. وترسویی انگیزهء گرفتاریست، با این همه؛ ( " ترس از مرگ ترس از زندگیست. " )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یِکمِنَتِه. یکعالمه. راستی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آن اندازه که. آن قدر که. آنقدر!.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شهرام خوش است که از سرایندگان شدست هم* آنجا چرا چون سخن سرایندگان یکیست. شهرام*

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آوتُوکُ. لری:آب چکان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" دویانه ":دوبیتی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نریمان:نورِایمان. ایران باستان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دِغ. دغل لام الحاقی ولقی اش است، دغش کشتم . یک دغی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" این دغل دشمنان که می بینی ، دوستانند گرد شیرینی. شهرام "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ای خوش بختی " # ای بدبختی. " خوش بختانه " # بدبختانه. " از بخت خوش "# از بخت بد. " خوش" # بد. " خوشی " # بدی. " خوشنود "#بدنود. " خوشحال "# ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" قَضا ":قِض. زود. تند. " قَدَر ":قدِ در. پشتِ در. " بَدا ":بُدُو. زود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" ازل ": از اول. " ابد ":تاباد تا ابد. " دهر " :در هر روی. " سرمد ": سرآمد . سرآمد همه. فارسی هستند.

پیشنهاد
٠

یا بیسار یا بهمان. یا چیز. که در دست رس نیست. می گویند یا، سپس نام آن چیز را می برند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" هم بالا نشین ":صدر مصطبه. " بالانشین ":مصطبه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مصطبه، سفّه، سفره. بالانشین. لوژنشین.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" مصرع وبیت " هر دو فارسی میباشند. شعر هم فارسی است. نیم بیت. بیت . وسرود. چامه. چکامه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگلج:سنگلاخ . سنگ وکلوخ. که سنگ وکله هم می گویند زمانی که سنگلج زمین کشاورزی یا باغ بوده سنگلاخی بوده است وبه روند به نام سنگلج درآمده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

" روا و ناروا ": صلاح و فساد . هر کسی روا وناروای خود را می داند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" گونه خواه ":تنوع طلب. هرچند خود تنوع ازمصدر ویا بُندار نوع است که پایهء آن نو لری است که نو نو نو یا نگو نگو نگو که به واژهء نوع گراییده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چَرخ ؛واشه، باشه به لری =قوش به فارسی قوش ( قُش ) ، لری = جُغد فارسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

" رُخَن ":فرمول. رُخَنِه:فرموله. رُخَن بَندِی:فرمول بندی. رخنه کردن: فرموله کردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" بدخواه. بدخواهی ":سوءقصد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

" پارسی و تازی " :عرب و عجم. " پارسیده وتازیده ":تعریب وتعجیم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

فرابزرگ ها محیط ناپذیرند و فرو ریزها محاط ناپذیر و چاتمه ناپذیر می باشند پس جهان فراگستر است و فروریزها که چاتمه ناپذیرند. پس جهان بینهایت است. پس جه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جَمُم، رَنجِیدِه:اگر کسی ویا کسانی کار نکرده باشند و سپس به کاری پردازند فشار بر آنها خواهد آمد که دیگران می گویند؛" جَمُم"بوده اندو"رنجیده" اند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

" چرخ صندلی ":ویل چیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پِینگ پُنگ: به جای تنیس زیرا پِینگ پُنگ اسم فعل است یعنی صدای توپ و مُشتگیر را می رساند و فارسی است. واگر به معنی تِن ویا دَه است می شود آن را دَهِی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورزشت. کورشت. خورشت. آرشت. پیشاماکابران تا پایماکاربران و تا پساماکاربران چه روندی بر واژگان و گذارده ها از نهاد و گزارهء آنها روا خواهد شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماندن بر آن روا باشد:یُصِحُ السُکوتُ عَلَیها، در سرود. درگفته. در شنفته. در نوشته . در خوانده. در هرچه!؟. در جا. هرچه. هرچه. هرگاه. دیر زود. دیر. دهر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روباز. موباز. دست باز . دست ودل باز. سگ باز . روباه باز. نوشته باز. دوست باز. سرباز. جان باز. قمارباز . کفتر باز. حقه باز. شاهباز. پیرزن باز. بچه باز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باز . دوباره . ازنو. وانو.