so much


معنی: بسیار، انقدر، چندین، چندان، بقدری
معانی دیگر: مقدار یا مبلغ معین، این قدر، آنقدر
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Marriage! Nothing else demands so much from a man!
[ترجمه گوگل]ازدواج! هیچ چیز دیگری اینقدر از یک مرد نمی خواهد!
[ترجمه ترگمان]ازدواج! هیچ چیز دیگه ای از یه مرد نمی خواد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. So much is mine as I enjoy.
[ترجمه گوگل]آنقدر مال من است که از آن لذت می برم
[ترجمه ترگمان] منم همینطور که ازش لذت می برم، مال منه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dogs wag their tails not so much in love to you as your bread.
[ترجمه گوگل]سگ‌ها دم‌هایشان را تکان می‌دهند نه آنقدر که نان شما را دوست داشته باشند
[ترجمه ترگمان]سگ ها دم خود را به اندازه نان دوست می دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه گوگل]ای کاش می توانید از فرهنگ لغت جملات آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Human felicity is produced not so much by great pieces of good fortune that seldom happen, as by little advantages that occur every day.
[ترجمه گوگل]سعادت انسان نه آنقدر از خوش اقبالی که به ندرت اتفاق می‌افتد، بلکه از مزایای کوچکی که هر روز رخ می‌دهد، حاصل می‌شود
[ترجمه ترگمان]سعادت انسانی آن قدرها هم از موهبت بزرگی نیست که به ندرت اتفاق می افتد، و با مزایایی که هر روز رخ می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The tragedy of life is not so much what men suffer, but what they miss.
[ترجمه گوگل]تراژدی زندگی آنقدر نیست که مردها رنج می برند، بلکه چیزی است که از دست می دهند
[ترجمه ترگمان]تراژدی زندگی چیزی نیست که مردان رنج ببرند، اما چیزی که از دست می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Men have lost their reason in nothig so much as their religion, wherein stones and clouts make martyrs.
[ترجمه گوگل]انسانها به اندازه دینشان عقل خود را از دست داده اند که در آن سنگ ها و سنگ ها شهید می کنند
[ترجمه ترگمان]مردان دلیل خود را در nothig به اندازه مذهب از دست داده اند که در آن سنگ ها و clouts شهید می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. 'You understand the problem because you're so much older. ' 'I'll take that as a compliment!'
[ترجمه گوگل]شما مشکل را درک می کنید زیرا خیلی بزرگتر هستید ' 'من از آن به عنوان تعریف قلمداد می کنم!'
[ترجمه ترگمان]تو مشکل رو درک می کنی چون تو خیلی پیر شدی این را به عنوان یک تعریف تلقی خواهم کرد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. miss you so much already and I haven't even left yet!
[ترجمه گوگل]خیلی دلم برات تنگ شده و من هنوز نرفته ام!
[ترجمه ترگمان]دلم برات تنگ شده بود و هنوز نرفته بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Word can say so little when someone cares so much.
[ترجمه گوگل]وقتی کسی خیلی اهمیت می‌دهد، کلمه می‌تواند خیلی کم حرف بزند
[ترجمه ترگمان]وقتی یه نفر به این چیزا اهمیت میده می تونه خیلی کم حرف بزنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I've thought about it so much, but even now I can't believe how lucky I was to survive the accident.
[ترجمه گوگل]من خیلی به آن فکر کرده ام، اما حتی الان هم نمی توانم باور کنم که چقدر خوش شانس بودم که از تصادف جان سالم به در بردم
[ترجمه ترگمان]در این مورد خیلی فکر کرده ام، اما حتی حالا هم نمی توانم باور کنم که چقدر خوش شانس بودم که از تصادف نجات پیدا کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. So much of what's on TV is pure dross.
[ترجمه سهیلا سهرابی] بیشتر چیزهایی که در تلوزیون نمایش داده میشود آشغال محض است.
|
[ترجمه گوگل]خیلی از چیزهایی که در تلویزیون پخش می شود تفاله خالص است
[ترجمه ترگمان]بسیاری از چیزی که در تلویزیون وجود دارد، طلای خالص است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It's so much easier running downhill!
[ترجمه گوگل]دویدن در سراشیبی بسیار آسان تر است!
[ترجمه ترگمان]از تپه پایین رفتن خیلی راحت تره!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I see so much better with my new glasses!
[ترجمه سهیلا سهرابی] با عینک های جدیدم خیلی بهتر میبینم!
|
[ترجمه گوگل]من با عینک جدیدم خیلی بهتر می بینم!
[ترجمه ترگمان]! من با عینک جدیدم خیلی حالم بهتر شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Stop rocking the chair;you are making so much noise.
[ترجمه گوگل]از تکان دادن صندلی دست بردارید، خیلی سر و صدا می کنید
[ترجمه ترگمان] صندلی رو تکون نده تو خیلی سر و صدا می کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بسیار (قید)
very, many, much, far, lots, plenty, sorely, lot, precious, so much, galore

انقدر (قید)
so, enough, so much

چندین (قید)
many, some, so, several, so much, so many

چندان (قید)
very, so, so much, so many

بقدری (قید)
so, so much

به انگلیسی

• very, extremely; to such an extent; to a great degree

پیشنهاد کاربران

عمدتا

به طوری که
خیلی زیاد - آنقدر - بسیار - چندین - چندان - به قدری
خیلی زیاد
فوق العاده
اونهمه، اونقدر ( عامیانه - وقتی نمیدونیم یا نمیخوایم به میزان/مقدار چیزی اشاره کنیم )
Oh! you've paid so much for that ticket
ااا! اونهمه بابت اون بلیط پول دادی!
به اندازه ی، به قدره
If you get so mech as a whiff of treason
from any one, you kill them
علاوه بر معانی فوق گاهی معنی زیر را می دهد:
چقدر
همچنین
خیلی
۱ - یک مقدار ( نا مشخص )
an amount that you do not know or state exactly:
By the time you've paid so much for the ferry and so much for the train fare, it would be
cheaper to go by plane
تا وقتیکه به تو پرداخت شود یک مقدار برای کرایه ی کشتی ( فری ) و یک مقدار برای کرایه ی قطار، ارزانتر خواهد بود که با هواپیما بروی.
۲ - خیلی زیاد to a great degree:
همان قدر
I do so much for you but when I need you nothing I'm being bullied because of you but you don't care
بسیار. انقدر
I've never seen so much traffic
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما