پیشنهادهای Borjian (٧٣)
٩٨٦
٩ ماه پیش
٠
سرمایه گذاری کرده
٩ ماه پیش
١
تمام شده
٩ ماه پیش
٠
مورد نیاز
١٠ ماه پیش
٠
جا بیفتد
١٠ ماه پیش
-١
مجموعه
١٠ ماه پیش
٠
امده بود
١٠ ماه پیش
٠
کنار می روند
١٠ ماه پیش
٠
حقه ها
١٠ ماه پیش
١
گنجانده شده
١٠ ماه پیش
٠
Took to it به ان علاقه مند شد
١٠ ماه پیش
٠
آشنا شدن با
١٠ ماه پیش
٠
متوقف کرد
١٠ ماه پیش
٠
به جایی رفتن، به آنجا رفتن
١٠ ماه پیش
٠
پر تردد
١٠ ماه پیش
٠
پرورش یافته
١٠ ماه پیش
١
معاشرت کردن
١٠ ماه پیش
٠
ثمربخش بود
١٠ ماه پیش
٠
گمان کردن
١٠ ماه پیش
٢
فکر کردن
١٠ ماه پیش
١
مطلب
١٠ ماه پیش
٢
کشتی
١٠ ماه پیش
٠
بیرون زده
١٠ ماه پیش
٠
رقابت کردن
١٠ ماه پیش
٠
نامفهوم
١٠ ماه پیش
٠
مطمئنا می شود
١٠ ماه پیش
٠
مشکلات
١٠ ماه پیش
٠
ترس داشتن
١١ ماه پیش
٠
تاب می خورد
١١ ماه پیش
١
محکم
١١ ماه پیش
٠
می چرخید
١١ ماه پیش
-١
علاوه بر معانی فوق به معنی قائل شدن هم بعضی جا میشه.
١١ ماه پیش
٠
مطلع باشی
١١ ماه پیش
٠
در حال ظهور
١١ ماه پیش
٠
مورد توجه قرار گرفت
١١ ماه پیش
٠
زمان بی سابقه
١١ ماه پیش
٠
مناسبت
١١ ماه پیش
٠
رنجاندن
١١ ماه پیش
٠
آسیب
١١ ماه پیش
٠
بی تجربه
١١ ماه پیش
٠
متعلق به خانواده
١١ ماه پیش
٠
ارائه
١١ ماه پیش
٠
موارد
١١ ماه پیش
١
قرار گرفتن در معرض
١١ ماه پیش
٠
نشان دادن
١١ ماه پیش
٠
بردن به جایی
١١ ماه پیش
٢
امیدوار شدن و dont be put off یعنی نا امید شدن
١ سال پیش
١
رواج یافته
١ سال پیش
٠
معایب
١