به همراه داشتنThe probe into the congressman, s finances turned up some unforeseen difficulties. Turned up=به همراه داشتنبه جایی رفتن، به آنجا رفتناز سوراخ موش درآمدنآفتابی شدنسر قرار آمدنمعنی پوشیدن هم میشه مثل ما لباس فانتزی پوشیده بودیمwe turned up in fancy dress+ عکس و لینک