پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩١)

بازدید
٣٨,٦٨٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

با: در پهلوی اباگ abāg بوده است . ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 248. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

نبیره: در پهلوی نپیرگ napīrag بوده است . به معنی نوه ( ( سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپهدار پرکین و گندآوری. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ج ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

سپاهی: در پهلوی سپاهیگ spāhig بوده است . ( ( سپاهی دد و دام و مرغ و پری سپهدار پرکین و گندآوری. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

سالار: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سالار" می نویسد : ( ( سالار با همین ریخت ، در پهلوی به کار می رفته است. "سالار" ریختی از سردار می تواند بود: "د"از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم گماشتن: کنایه ای است فعلی از گونه ی ایما از گرامی داشتن و مهر ورزیدن . ( ( نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی. ) ) ( نامه ی باست ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گماشتن: در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است . ( ( نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ال ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

هوشنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هوشنگ" می نویسد : ( ( هوشنگ در اوستا، هئُوشَیْنگْه بوده است. معنای آن را" آنکه خانه ی نیکو دارد "انگاشته اند. دربن ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پور: در پهلوی پوهر puhr بوده است . ( ( سیامک خجسته یکی پور داشت که نزد ِ نیا ، جای دستور داشت. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

نیا: در پهلوی نیاگ niyāg بوده است . ( ( سیامک خجسته یکی پور داشت که نزد ِ نیا ، جای دستور داشت. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

مژگان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " مژگان" می نویسد : ( ( مژگان ریختی است پساوندی از مژه، مژه در پهلوی مژگ mijag بوده است . ) ) ( ( بد آن برترین نام ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

پالودن:در بیت زیر با مجاز سبب و مسبب ، در معنی فو ریختن و تراویدن بکار رفته است ؛ زیرا مایعی که می پالایند نرمْ نرمک ، از پالْوانه فرو می ریزد و بدر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

کین: در پهلوی کن kēn بوده است . ( ( از آن بد کنش دیو روی زمین بپرداز و پردخته کن دل ز کین. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گرد بر آوردن:استعاره ای تمثیلی می تواند بود از به یکبارگی از میان بردن و هیچ نشان و اثری برجای ننهادن . ( ( سپه ساز و برکش به فرمان من برآور یکی گر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

درود: دکتر کزازی در مورد واژه ی " درود" می نویسد : ( ( دروددر پهلوی دروت drōt بوده است به معنی تندرستی و بی گزندی. در پارسی چونان واژه ی خوش آمد به ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

گرد برخاستن: کنایه ی فعلی ایماست از بسیاری و انبوهی مردمان . ( ( برفتند با سوگواری و درد ز درگاه گرشاه برخاست گرد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

داور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " داور" می نویسد : ( ( داور در پهلوی در ریخت داتور dātwar بکار می رفته است . از نام های آفریدگار هست که ریخت کوتاه شد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

هواگیر: گرفتار عشق ، صفت مرکب مشتق از ماده ی فعل امر به معنی مفعولی . ( ( از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد ) ) ( ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خوابگه آخر: خوابگاه بازپسین ، به استعاره مقصود گور یا قبر دکتر خطیب رهبر در مورد " " می نویسد : ( ( ) ) ( ( هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است گو چه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دُرْدْکَشان: باده نوش و میگسار ِکهنه کار. ( ( ترسم این قوم که بر دردکشان می خندند در سر کار خرابات کنند ایمان را ) ) ( غزلیات حافظ ، دکتر خطیب ره ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

ترسیدن : یقین داشتن دکتر خطیب رهبر در این مورد می نویسد : ( ( ترسم در بیت زیر به معنی یقین دارم به کار رفته است و این روش معروف است که برای مزید تاک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مژده گل: بشارت وصال گل ( ( رونق عهد شباب است دگر بستان را می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را ) ) ( غزلیات حافظ ، دکتر خطیب رهبر ، چاپ دوازدهم 1372. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

مرغ: در پهلوی مرو murw بوده است . و مرغ خرد یا مرغک مرویزک murwīzag . ( ( دد و مرغ و نخچیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوه. ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

نخچیر: در پهلوی در همین ریخت بوده است . ( ( دد و مرغ و نخچیر گشته گروه برفتند ویله کنان سوی کوه. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

بادرنگ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بادرنگ" می نویسد : ( ( بادرنگ میوه ایی از گونه ی نارنج و لیمو و زرد رنگ. این میوه، در پارسی "بالنگ" نیز خوانده می ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خونین: در پهلوی خونن xōnēn بوده است . ( ( همه جامه ها کرده پیروزه رنگ دو چشمْ ابرِ خونین ؛ دو رخْ بادْرَنگ. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ج ...

پیشنهاد
٠

کندن گوشت بازو :دست بر سر زدن و کندن گوشت بازو از رفتارها و نشانه های سوگ بوده است. یکی از آیین های سوگ ، نزد سکایان که دیرین شناسان بدان پی برده اند ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

دست بر سر زدن:دست بر سر زدن و کندن گوشت بازو از رفتارها و نشانه های سوگ بوده است. یکی از آیین های سوگ ، نزد سکایان که دیرین شناسان بدان پی برده اند ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دژم: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دژم" می نویسد : ( ( دژم به معنی تاریک و پریشان و آشفته است . ریشه و معنای بنیادین این واژه روشن و دانسته نیست . دُژ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوگوار: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سوگوار " می نویسد : ( ( سوگ در پهلوی ریختی از" سوز " و به همان معنی. ستاک واژه ، در اوستایی، سئوک saok و در سانسکر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

ویله: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ویله" می نویسد : ( ( ویله به معنی غریو و فریاد و شیون است و ریختی پساوندی از ویل می تواند بود که با" وای "هم معنی ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کندن: در پهلوی کنتن kantan بوده است . ( ( فرود آمد از تخت ویله کنان زنان بر سر و گوشت ِ بازو کنان . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازو: در پهلوی بازا bāzā بوده است . ( ( فرود آمد از تخت ویله کنان زنان بر سر و گوشت ِ بازو کنان . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرزند: در پهلوی فْرَزند frazand بوده است . ( ( چو آگه شد از مرگ ِ فرزندْ شاه ز تیمار، گیتی برو شد سیاه . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

آبریز : ( Catchment area ) زمینی که آب باران کلیه اراضی اطراف به آن وارد گردد و آبهای جمع شده فقط به وسیلۀ یک رودخانه یا یک رشته جوی از آن خارج و به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

جبر محیطی : ( Casual determinism ) توجیه کنندۀ خطاها بوده به طوری که تکلیف و مسئولیت را از انسان سلب می نماید.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

کانیون : دره ژرفی که دیواره های آن دارای شیب تند بوده و معمولا رودخانه ای در کف آن جریان داشته باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

آبراهه : ( Canal / waterway ) الف - مجرایی که بطور مصنوعی برای حمل ونقل آبی کنده شده. ب – رشته های باریک آب یا جویباری که دو دریای مجاور را بهم بپیون ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

یخزائی: ( Calving ) تشکیل یک کوه یخ شناور از راه خرد شدن توده یخی که از زبانه یک یخچال واقع در دریا یا یک دیواره یخی جدا شده باشد .

پیشنهاد
٠

اتوبان کمربندی: ( by pass freeway ) بزرگراه بین شهری کمربندی، اگر آزادراه شهرهای سرراه خود را دور بزند آزادراه کمربندی نمایده شده و دارای تمام مشخصات ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

پهناب: ( Broad ) سطح پهناوری از آب یک رودخانه واقع در دهانۀ آن ( منظور از دهانه محلی است که رودخانه به دریا می پیوندد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرز خط : ( Border ) یا نواری که در حد فاصل میان دو کشور یا دو سرزمین مختلف واقع شده باشد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تابشسنج ( Bolometer ) : دستگاه برقی حساسی برای اندازه گیری تشعشعات حرارتی بکار رود. از این وسیله برای آشکار ساختن دمای سطح ستارگان و بررسی ناحیه زیر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بغاز :واژه صربستانی، به معنای منطقه ای آهکی که به مرور بوسیله تخلیه و جبجایی آبهای سطحی شسته و بصورت باریکه ای از آب، دو دریا را بهم متصل کرده باشد. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

بریدگی: پرتگاه و یا صخره ای که دارای جبهه ای قائم باشد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

خلاش:زمین اسفنجی، مرطوب و نرمی که عمدتاً مرکب از خزه تخریب شده یا در حال تخریب و سایر مواد نباتی می باشد آن غالباً در دریاچه ها یا مخازن راکد کم عمق ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیست بیوسفر: کره حیاتی:گاهی به آن قسمت از زمین که با اشکال مختلف حیات اشغال شده است اطلاق می شود، کره .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

بربرها: در یونان باستان به مردمان خارج از تمدن یونان سپس به اقوام حمله ور به امپراطوری روم و در حال حاضر به مردمان ساکن شمال آفریقا که به زبان بربری ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بستره: سطحی که لایه سنگهای رسوبی را از لایه دیگر جدا سازد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ژرفا سنجی - آسیاببی برای تعیین عمق دریاها و اقیانوسها که به کمک سرعت صورت در آب کار می کند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

ساحل : زمین فاقد بریدگی و سراسر پست و پوشیده از ماسه