پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٣٩٤
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رمز بی غمز: رمزی که در آن از غمز ( اشاره به چشم و سخن چینی ) نشانه ای نیست . ( ( رمز بی غمزست تاویلات نطق انبیا غمز بی رمزست تخییلات شعر و شاعری ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح منطق: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " اصلاح منطق" در بیت زیر می نویسد : ( ( منظور اصلاح المنطق ِ ابن سکّیت است که یکی از معروفترین کتاب های ادب عرب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نیلوفری کردن: کنایه از پیروی و اظهار دلبستگی است دکتر شفیعی کدکنی در مورد " نیلوفری کردن" می نویسد : ( ( کنایه از پیروی و اظهار دلبستگی است زیرا نیلو ...

پیشنهاد
٠

نیلاب کرده چادر: چادری که آن را در نیلاب زده اند و به رنگ نیلی در آورده اند ، کنایه از آسمان ( ( نام مردی کی نشیند بر تو ، تا از روی طَمْع چون زنان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دو گفتن: شرک و ثنویت ( ( پادشاهی از یکی گفتن به دست آید ترا کز دو گفتن نیست در انگشت جم انگشتری ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی گفتن: توحید ( ( پادشاهی از یکی گفتن به دست آید ترا کز دو گفتن نیست در انگشت جم انگشتری ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر ش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیوان امر: پیشگاه حق ( ( چو تو "لا" را کهتری کردی پس از دیوان امر جز تو ز "الا الله" که خواهد یافت امر مهتری ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل ق ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هفت اعضا: هفت اندام یعنی : سر و سینه و پشت و دو دست و دو پا . ( ( چون تو دادی دین به دنیا در ره دین کی کنند پنج حس و هفت اعضا مر ترا فرمانبری ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دینار جعفری: زر جعفری دکتر شفیعی کدکنی در مورد " دینار جعفری" می نویسد : ( ( دینار جعفری یا زر جعفری نوعی سکه ی زر بسیار مرغوب بوده است که در ادبیات ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بر سری: بعلاوه ( ( ور نه در ره سرفرازانند کز تیغ اجل هم کلاه از سرت بربایند هم سر برسری ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی کلاه شدن: روی آوردن به فقر و فرو تنی دکتر شفیعی کدکنی در مورد " بی کلاه" می نویسد : ( ( کلاهداری از ویژگی های صاحبان دولت و قدرت بوده است . ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی کلاه شدن: روی آوردن به فقر و فرو تنی ( ( ای سنایی! بی کله شو ، گرت باید سروری زانک نزد بِخْرَدان تا با کلاهی بی سری ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

چارُم فَلَک:فلک چهارم ، عقیده داشته اند که جای مسیح در آسمان چهارم است. ( ( از حاجبی درت عیسی پاک چون شمس به چارُم فَلَک رسیده ) ) ( تازیانه های ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

زندِ زنده : کنایه از قرآن ، در مقابل زند مرده و منسوخ که زند مغان باشد. ( ( آنجا که تو بر خوانده و زندِ زنده زردشت ِ مُمَخْرِق زبان گزیده ) ) ( ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مُمَخْرِق : مخرقه گر دکتر شفیعی کدکنی در مورد " مُمَخْرِق " می نویسد : ( ( کسی که صاحب ِ مخرقه است و مخرقه و مخراق به معنی معجزات دروغین و کارهای فر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

زلف: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " زلف" می نویسد : ( ( در ادب فارسی از دیرباز ، زلف را ( به اعتبار سیاهی آن ) به کفر تشبیه کرده اند و روی معشوق را ( به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرش سرآسیمه : دکتر شفیعی کدکنی در مورد "عرش سرآسیمه " می نویسد : ( ( چون خدای ، در آغاز آفرینش جهان خواست آب را بیافریند ، یاقوتی از نور بیافرید پس ل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دیو نخوت: دیو ِ غرور ، دیو نفس ( ( پایت اندر طین و دل پر نار باشد تا ترا دیو نِخْوت گفت خواهد :"نار باشد بِه ز طین" ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فانی سَقَر: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " فانی سَقَر" می نویسد : ( ( فانی سَقَر فانی شونده کنایه از عالم طبیعت و جهان مادی است در مقابل سقر باقی، یعنی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

ماندن: بر جای نهادن ، بجا گذاشتن . ( ( کم سگال ار عاشقی ، چون تو همی از نام آن مانده ای معنی بجای و کرده صورت را گزین ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

قلاش: آنکه با سماجت از مردمان مال بستاند ، کلّاش ( ( سرّ قلاّشان ندانی گرد قلاشان مگرد دیدهٔ بینا نداری راه درویشان مبین ) ) ( تازیانه های سلوک، ن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

روحانیان: فرشتگان ( ( با هوای جسم رفتن در ره روحانیان در لباس دیو جستن رتبت روح الامین ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

خشم: در پهلوی خِشم xēšm بوده است. ( ( سر بخت بدخواه ، با خشم اوی چو دینار خوارست ، بر چشم اوی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دینار: در پهلوی دنار dēnār بوده است. ( ( سر بخت بدخواه ، با خشم اوی چو دینار خوارست ، بر چشم اوی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

بهمن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بهمن" می نویسد : ( ( بهمن در پهلوی در ریخت وهمن wahman ، بکار می رفته است. در واژه، به معنی نیک اندیش و نیکومنش است ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

جبرئیل: دکتر کزازی در مورد واژه ی "جبرئیل " می نویسد : ( ( جبرئیل که در پارسی سروش نامیده می شود در واژه ، به معنی مرد خداست . بخش نخستین آن جبر ، بر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوبی: در پهلوی هویپه hupīh بوده است. ( ( به ایران ، همه خوبی از داد اوست ؛ کجا هست مردم ، همه یاد اوست. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

هوا: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هوا" می نویسد : ( ( هوا در پهلوی در ریخت وای wāy و اندر وای andarwāy بکار می رفته است. "وای" برآمده از وایوی اوستایی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

بهار: در پهلوی وهار wāhar بوده است. ( ( زفرّش جهان شد چو باغ بهار ؛ هوا پر ز ابر و زمین پرنگار. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

پاسخ: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پاسخ" می نویسد : ( ( پاسخ در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است. می تواند بود که آن ریختی باشد بر آمده از پادْسخن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

افشاندن: در پهلوی اپشاندنapšāntan بوده است. ( ( بر آن شهریار آفرین خواندم ؛ نبودم دِرَم ؛ جان برافشاندم. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

درم: در پهلوی درهْمdrahm بوده است. ( ( بر آن شهریار آفرین خواندم ؛ نبودم دِرَم ؛ جان برافشاندم. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رف بامپ ( Ref Bump ) [اصطلاح کشتی کج]:به سوء استفاده کردن از مصدومیت یا حواس پرتی داور اصطلاحا رف بامپ میگویند. مثلا وقتی داور مصدوم است یا سرگرم کار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

پاپ ( Pop ) [اصطلاح کشتی کج]: به واکنش تماشاگرها به حرکات سوپراستارها در اصطلاح رستلینگ پاپ گفته می شود. حالا این واکنش می تواند تشویق باشد یا هو کرد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

مارک ( Mark ) [اصطلاح کشتی کج]:به طرفداران متعصب و تیفوسی یک سوپراستار مارک آن استار میگویند برای مثال زمانیکه استون کلد در اوج محبوبیت بود تماشاگران ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسکرو جاب ( Screw Job ) [اصطلاح کشتی کج]: از نظر معنای لغوی در کشتی حرفه ای به معنای نا مناسب و نابه جا میباشد. این اصطلاح برای نتایج مسابقاتی بکار م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

شوتر ( Shooter ) [اصطلاح کشتی کج]: به کشتی کج کارانی که تصویری خشن از خود در ذهن هواداران خود به جا گذاشتند و نام آنها همواره با خشونت عجین شده هست د ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

استرچ ( Stretch ) [اصطلاح کشتی کج]: به آسیب دیدگی شدید سوپراستارها که در نهایت با کمک برانکارد و کادر پزشکی به بیرون از رمپ میروند در اصطلاح استرچ می ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اسکواش ( Squash ) [اصطلاح کشتی کج]: وقتی سوپراستاری در یک مسابقه حریف خودش رو به شدت میزند در اصطلاح اسکواش می گویند. هدف از اینکار بزرگ کردن یک سوپر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دویینگ جاب ( Doing Job ) [اصطلاح کشتی کج]:این اصطلاح برای کشتی گیرانی هست که به مدت چند هفته و به صورت پیاپی می بازند برای مثال کریس مسترز در سه چهار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاوس شوء ( House Show ) [اصطلاح کشتی کج]: به شوء هایی که روی ایر نمی روند و پخش نمی شوند هاس شو میگویند هدف از برگزاری هاس شوء آشنایی سوپراستارانی که ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هات تگ ( Hot Tag ) [اصطلاح کشتی کج]: این اصطلاح به معنای جا به جایی طلایی است. زمانیکه یک مسابقه تگ تیم مچ درحال برگزاریست و یکی از افراد یک تیم درحا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

های اسپات ( High Spot ) [اصطلاح کشتی کج]:به حرکات و فنونی که ریسک و خطر آنها بالاست و در نتیجه هیجان بالایی برای تماشاگران همراه دارد های اسپات میگوی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

گرین ( Green ) [اصطلاح کشتی کج]: این کلمه هم در معنای لغوی و هم در اصطلاح رستلینگ به معنای خام و بی تجربه میباشد به افرادی که تازه کار رستلینگ را آغا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گو هوم ( Go Home ) [اصطلاح کشتی کج]: اصطلاحی است که داوران برای اتمام بازی از آن استفاده میکنند. زمانیکه فرد ناظر بر مسابقه تشخیص بدهد مسابقه باید تم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیمیک ( Gimmick ) [اصطلاح کشتی کج]:در اصطلاح کلی به معنای حقه و یا حقه زدن میباشد اما در کشتی به دو چیز جیمیک میگویند. یک. به کسی که شخصیتی حقه باز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

فیود ( Feud ) [اصطلاح کشتی کج]:این کلمه در اصطلاحات موجود در کشتی به معنی دشمنی یا کینه هست. برای مثال وقتی بین دو نفر که شاید با هم دو رفیق صمیمی هم ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دارک مچ ( Dark Match ) [اصطلاح کشتی کج]:به مسابقاتی که پخش زنده نمیشوند و فقط تماشاگران حاضر در ورزشگاه میتونند اون رو مشاهده کنند در اصطلاح دارک مچ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بویز ( Boys ) [اصطلاح کشتی کج]: به افراد تازه واردی که پس از آموزشات لازم صلاحیت شرکت در شوء ها رو بدست آورده اند و به روی صحنه می آیند تا به قولی خو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

بوری ( Bury ) [اصطلاح کشتی کج]:در کشتی حرفه ای این کلمه به معنای تضعیف شدن میباشد. البته نه تضعیف جسمی بلکه تضعیف از جهت قدرت کارکتر مثلا فردی در یک ...