پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩١)

بازدید
٣٨,٦٨٠
تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بچاقی: دوکات ( سکـﮥ طلا به وزن 49/3 گرم 44/3 گرم طلای خالص[ ) ، برابر با 5/5 ریال ایرانی، 800 پول سیاه ]خیوه، 18191253 ﻫ/ 1837ـ1838مترادف عَلَم. 2. د ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بای بچه: پسر پولدار و توانگر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

بای پُلی: پول از توانگر، مالیات فوق العادها ی که در ژوئن 1867 در خجند در طول حکومت خدایار قلی خان [گرفته می شد].

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

باتمَن/ باتمان: واحد وزن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

باتورباشی/ بهادرباشی/ باطرباشی: فرمانده ی ارتش در ولایت، همچنین اداره ی کارها با ایل ها در تاشکند و توره قرتان، باتورباشی مسؤول ایل ها در مرزهای ولای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایمچی فول: مالیات برای نگهداری کالسکه چیان در خدمت امپراتوری روسیه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیم چه/ آییم چه: بانوی جوان، دوشیزه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

اِیماق/ اِیماقیه/ اِیماقیان: قبیلـﮥ چادرنشینی، اردوگاه ایلی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

آیم/ آییم/ آئیم: بانو، در خطاب با زن و همسر خویشاوند زن حاکم یا مقام بالا

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایلیک باشی: فرمانده ی 50 نفر. پس از 1870، در هر یک از بیت ناحیه در فرغانه چهارده ایلیک باشی بود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایلغار/ ایلغر: ایگلـﮥ مغولی، گسیل داشتن 1. یورش، اهانت، چپاول. 2. نگهبان، سوار نظام سبک. 3. تاخت آوردن، عضو چنین یورش و تاخت. 4. پادگان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

ایفک شاهی: گونه ای ابریشم در مرغیلان ساخته می شد و در هندوستان و عربستان رواج داشت. امروزه در زبان آذری به ابریشم " ایپَک" گفته می شود .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ایلجی خانه [/ایلچی خانه]: سفارت خانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بچه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بچه" می نویسد : ( ( بچه در پهلوی وچّگ waččag بوده است. ریخت بیی ِ این واژه در پارسی بچه شده است و ریخت گیی آن " گوچگ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

آگندن یال:به کنایه ی ایما ، از نیرومندی و برآمدگی شانه ها و رسیدن به برنایی و برومندی به کار برده شده است . ( ( به رشک اندر ، آهِرْمَن بدسگال همی ر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

یال: دکتر کزازی در مورد واژه ی "یال " می نویسد : ( ( یال در شاهنامه در معنی شانه و گردن و بخش فرازین تن به کار می رود . می تواند بود این واژه در پهلو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

آگندن: به معنی انباشتن و پرکردن با همین ریخت در پهلوی کار برد داشته است . ( ( به رشک اندر ، آهِرْمَن بدسگال همی رای زد تا بیاگنْد بال. ) ) ( نامه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

سگالیدن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سگالیدن" می نویسد : ( ( سگالیدن در پهلوی در ریخت اسکارتن skārtan بکار می رفته است با بُن اکنون اسکار uskār . سگا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

رشک: در پهلوی ارشک arešk بوده است . ( ( به رشک اندر ، آهِرْمَن بدسگال همی رای زد تا بیاگنْد بال. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

رِیْمَن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " رِیْمَن" می نویسد : ( ( رِیْمَن که در معنی فریبکار و نیرنگ باز به کار می رود، ریخت فرجامین است از دیگرْ گشت ِواژ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

بریان: دکتر کزازی در مورد واژه ی " بریان" می نویسد : ( ( در ریشه و بنیاد، با " برشتن "یکی است . این واژه از بردانه bridāna ، گونه ای صفت فاعلی از ستا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

جدایی: دکتر کزازی در مورد واژه ی " جدایی" می نویسد : ( ( جدایی در پهلوی در ریخت یوتاکیه yutākīh بکار می رفته است ) ) ( ( به جانش بر ، از مهر ، گریا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

بنیاد: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بنیاد " می نویسد : ( ( می انگارم که بنیاد ریختی است از بُنداد ، ساخته شده از بُن / داد از مصدر "دادن" به معنی آفرید ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

فرخنده: دکتر کزازی در مورد واژه ی "فرخنده " می نویسد : ( ( به معنی خجسته و همایون است و واژه ای است که در ریخت صفت فاعلی، از "فرّخ" ساخته شده است ، ه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سَیْرُالسَوانی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " سَیْرُالسَوانی" می نویسد : ( ( گردش دولاب یا حرکت شتران آبکش که بسیار کُند است، کنایه از حرکتی است که به ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیر مردان: سلوک مردان راه حق ، سیر عرفانی. ( ( وزین زندگان سیر مردان نیاید ور آید بود سَیْرِ سیرالسَوانی ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

از چیزی مردن: چشم پوشی و نادیده انگاشتن . دکتر شفیعی کدکنی در مورد " از چیزی مردن" می نویسد : ( ( از چیزی مردن با مطلق مردن تفاوت دارد. " مردن از "ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پسوند باز که در بیشتر کلمات مثل ، دختر باز ، کفتر باز ، همجنس باز وغیره . . . دیده می شود یک واژه ی ترکی است نه فارسی به این خاطر بعضی عقیده دارند که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

پسوند باز که در بیشتر کلمات مثل ، دختر باز ، کفتر باز ، همجنس باز وغیره . . . دیده می شود یک واژه ی ترکی است نه فارسی به این خاطر بعضی عقیده دارند که ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

باز : پسوند باز که در بیشتر کلمات مثل ، دختر باز ، کفتر باز ، همجنس باز وغیره . . . دیده می شود یک واژه ی ترکی است نه فارسی به این خاطر بعضی عقیده دا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دُرّاعِه: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " دُرّاعِه" می نویسد : ( ( و گاه بدون تشدید ، پوشاکی که بر روی دیگر لباس ها می پوشیده اند و بیشتر اختصاص به اهل ز ...

پیشنهاد

پیران خراسانی: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " پیران خراسانی" می نویسد : ( ( در میان اهل طریقت، پیران ِ تصوف خراسان شهرتی خاص داشته اند و بیشتر گویا به ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

سیامک: دکتر کزازی در مورد واژه ی " سیامک" می نویسد : ( ( معنای سیامک به درستی دانسته نیست و در اوستا چونان پور کیومرث نامی از او نرفته است. اما در پی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

هنر: دکتر کزازی در مورد واژه ی "هنر " می نویسد : ( ( هنر با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است پنداشته شده است که این واژه از دو پاره ی هو ( =نیک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

کیش: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کیش" می نویسد : ( ( کیش در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است . کیش ، در پارسی ، واژه ای است هم معنی با دین؛امادر پ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

فرّه : دکتر کزازی در مورد واژه ی " فرّه " می نویسد : ( ( فرّه در پهلوی در ریخت خورّه xwarrah بکار می رفته است . واژه ی پهلوی از خوَرْنَه اوستایی بر آ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

دوتا: به معنی خمیده و گوژ است و دوتا شدن به معنی کرنش کردن و بالا خمانیدن و نماز بردن . ( ( دوتا می شدندی بر تخت اوی از آن بر شده فرّه و بخت اوی. ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

دکتر کزازی واژه ی " درتوان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " بالقوه" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکتر کزازی واژه ی " درتوان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " بالقوه" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پوشیدنی: که در معنی تنْ پوش به کار رفته است در پهلوی در ریخت پوشیتنیگ pōšitanīg بوده است . ( ( ازو اندر آمد همی پرورش ؛ که پوشیدنی نو بُد و نو خور ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

خورش: در پهلوی خورشن xwarešn بوده است . ( ( ازو اندر آمد همی پرورش ؛ که پوشیدنی نو بُد و نو خورش. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرورش: در پهلوی پرورشن parwarešn بوده است . ( ( ازو اندر آمد همی پرورش ؛ که پوشیدنی نو بُد و نو خورش. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

خوَد: به معنی کلاه آهنی در پهلوی خوت xwat بوده است. ( ( سر بخت و تختش برآمد ، به کوه ؛ پلنگینه پوشید خود با گروه ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

گروه: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گروه" می نویسد : ( ( گروه در پهلوی در ریخت گرْوه grōh بکار می رفته است. این واژه را با group در انگلیسی ، groupe در ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

پلنگینه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پلنگینه " می نویسد : ( ( پلنگینه در پهلوی در ریخت پلنگنگ palangēnag بکار می رفته است. می توانسته است بود "پلنگینه ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

برج حمل: دکتر کزازی در مورد " برج حمل" می نویسد : ( ( برج حمل بار ه ی بره است ، نخستین از دوازدهگان بره در پهلوی ورّگ warrag بوده است . ) ) ( ( چو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

دکتر کزازی واژه ی " شوسْر" را در نوشته های خود به جای واژه ی " منی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 232. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دکتر کزازی واژه ی " شوسْر" را در نوشته های خود به جای واژه ی " منی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 232. )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

کیومرث: دکتر کزازی در مورد واژه ی " کیومرث" می نویسد : ( ( کیومرث در پهلوی در ریخت گیومرت gayomart بکار می رفته است. در اوستا گَیَ مَرِ تَن بوده است ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

پایه: در پهلوی پایگ pāyag بوده است. ( ( که نام بزرگی که آورد پیش کرا بود از آن برتران پایه بیش ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...