پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٣٩٨
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کَیی : در پهلوی می بایست کییگ kayīg بوده باشد. ( ( دریغ آن کمربند و آن گِردْگاه دریغ آن کَیی بُرزْ و بالای ِشاه ! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

گِردْگاه: در بیت زیر به معنی کمر و تهیگاه به کار رفته است. ( ( دریغ آن کمربند و آن گِردْگاه دریغ آن کَیی بُرزْ و بالای ِشاه ! ) ) ( نامه ی باستان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

سهی: دکتر کزازی در مورد واژه ی "سهی " می نویسد : ( ( سهی در پهلوی در ریخت سهیگ sahīg بکار می رفته است. این واژه که در پارسی چونان ویژگی سرو در معنی ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کم: در پهلوی در همین ریخت ، نیز در ریخت کِم kem به کار برده می شده است. ( ( چو آن نامور کم شد از انجمن چو در باغ ، سرو سهی از چمن. ) ) ( نامه ی ...

پیشنهاد
٥

به کیوان رسیدن: استعاره تمثیلی از بسیاری ارجمندی و والایی زیرا که کیوان برترین هفتگان است. ( ( به کیوان رسیدم ز خاک نژند از آن نیکدل نامدار ارجمند. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

فر: در پهلوی خورّه xwarrah بوده است. ( ( به چشمش همان خاک و هم سیم و زر کریمی بدو یافته زیب و فر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

زیب: بُن اکنون است از " زیبیدن ، در معنی زیبایی و آراستگی و از ریشه کهن زی. ( ( به چشمش همان خاک و هم سیم و زر کریمی بدو یافته زیب و فر. ) ) ( نا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

سیم: در پهلوی آسم āsem بوده است. ( ( به چشمش همان خاک و هم سیم و زر کریمی بدو یافته زیب و فر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تازه: در پهلوی تازک tazag بوده است. ( ( همی داشتم چون یکی تازه سیب که از باد نامد به من بر نِهیب. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

برگراییدن:سنجیدن و اندازه گرفتن دکتر کزازی در مورد واژه ی " برگراییدن" می نویسد : ( ( برگراییدن در معنی سنجیدن و اندازه گرفتن است و بیت زیر به کنایه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

نیاز: در پهلوی در همین ریختکار برد داشته است. ( ( به چیزی که باشد مرا دسترس بگیتی نیازت نیارم به کس. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

نماز : دکتر کزازی واژه نماز را با واژه ی نرم و خم از یک ریشه می داند و می نویسد : ( ( " نرم "در اوستایی نمره namra بوده است . به معنی آنچه می تواند خ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

شرم: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته است . ( ( خداوند رای و خداوند شرم ؛ سخن گفتنش خوب و آوایْ نرم. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نرم: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته است . " نرم در اوستایی نمره namra بوده است . به معنی آنچه می تواند خمید . ستاک نم ، همان است که در " نماز " ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

فراز: در پهلوی فْراز frāz بوده است. ( ( بدین نامه چون دست کردم دراز یکی مهتری بود گردنفراز. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

خسرو: دکتر کزازی در مورد واژه ی "خسرو " می نویسد : ( ( خسرو در پهلوی در ریخت هسرو husraw بکار می رفته است. این واژه از اوستایی هَئُوسْروه و برآمده اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اسم خاص :نامِ ویژه دکتر کزازی واژه ی "نامِ ویژه " را در نوشته های خود به جای واژه ی " اسم خاص " بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نبشته: در پهلوی نپشتگ nipištag بوده است. ( ( نبشته من این نامهٔ پهلوی به پیش تو آرم ؛ نگر نَغْنَوی. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

گراییدن: در پهلوی گْراییتن grāyītan بوده است. ( ( مرا گفت :خوب آمد این رای تو ؛ به نیکی گراید همی پای تو . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

مهربان: در پهلوی مترپانmitrpān بوده است. ( ( به شهرم ، یکی مهربان دوست بود ؛ تو گفتی که با من به یک پوست بود ! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

دودیگر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دودیگر" می نویسد : ( ( دودیگر در پهلوی در ریخت دوتیگر dutīgar بکار می رفته است . در معنی دومین. در شاهنامه نیز ، ...

پیشنهاد
٤

از ران خود کباب خوردن: برای جلب لذتی در زبان یا هلاک خود کوشیدن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 132 ) از ران خود کباب خوردن: [عامیانه، کنایه ] با سختی چی ...

پیشنهاد
٤

از دیده و دندان کسی کشیدن: به جبر و قهر چیزی را از کسی ستدن . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 131 )

پیشنهاد
٤

از دل به دل راه هست: دوستی و دشمنی از یکسو نتواند بود. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 128 ) همه شب منتظرش بودم و چشمـم در راه دیشب آن مـاه نیامد شب مــن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

دکتر کزازی واژه ی " مانکی" را در نوشته های خود به جای واژه ی "مانوی " بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 217 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

دکتر کزازی واژه ی " مانکی" را در نوشته های خود به جای واژه ی "مانوی " بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 217 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

رنج: در پهلوی در همین ریخت بکار می رفته است. و نیز در ریخت رنز rnz در نوشته های مانیکی ( = مانوی ) ( ( و دیگر که گنجم وفادار نیست همین رنج را کس خر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

مغازه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "مغازه" می نویسد : ( ( واژه ی مخزن یا ریخت جمع آن "مخازن" به اروپا برده شده است و در ریخت magasin در فرانسوی magazin ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

گنج: دکتر کزازی در مورد واژه ی "گنج " می نویسد : ( ( گنج در همین ریخت در پهلوی بکار می رفته است . ریخت تازیکانه ( عربی ) آن کَنْز است . ریختی دیگر از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

سپردن: در پهلوی سْپرتن spurtan بوده است. ( ( مگر خود درنگم نباشد بسی ؛ بباید سپردن به دیگر کسی! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

درنگ: در پهلوی دْرنگ drang بوده است. ( ( مگر خود درنگم نباشد بسی ؛ بباید سپردن به دیگر کسی! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

پیشنهاد
٢

دست پیش آوردن: کنایه ای است فعلی از گونه ی ایما به معنی :آغازیدن به کار و دست یازیدن بدان ( ( که این نامه را دست پیش آورم به پیوند گفتار خویش آورم. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گردش: در پهلوی ورتشن wartīšn بوده است. ( ( بپرسیدم از هر کسی بیشمار بترسیدم از گردش روزگار. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ترسیدن: در پهلوی ترسیتن tarsītan بوده است. ( ( بپرسیدم از هر کسی بیشمار بترسیدم از گردش روزگار. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

پیوند: در پهلوی پتوند patwand بوده است. ( ( که این نامه را دست پیش آورم به پیوند گفتار خویش آورم. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گربه نگار : آنکه صورت گربه نقش می کند ( ( این همه حقا که سوی زیرکان گربه نگارند نه شیر آفرین ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تک خامه: دویدن قلم ، کنایه از نوشتن ( ( گر چه سوی صورتیان گاه شکل زیر تک خامه چو دَیْن ست دِین ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هِزَبر ِعَرین: شیر ِ بیشه دکتر شفیعی کدکنی در مورد " هِزَبر ِعَرین " می نویسد : ( ( هزیر : شیر و عرین : بیشه و بر روی هم شیر بیشه. ) ) ( ( سوی خیال ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاوه درایان: یاوه گویان دکتر شفیعی کدکنی در مورد " یاوه درایان" می نویسد : ( ( فعل دراییدن فعل اهریمنی است ، سخن گفتن اهریمنی را با فعل ِ دراییدن به ...

پیشنهاد
٠

کله از سر نهادن : تواضع کردن دکتر شفیعی کدکنی در مورد " " می نویسد : ( ( ) ) ( ( کی کله از سر بنهد تا بود ابلیس از آتش و آدم ز طین ) ) ( تازیانه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

ینال: دکتر شفیعی کدکنی در مورد " ینال" می نویسد : ( ( در اصل ترکی به معنی نایب السلطنه و ولیعهد نوشته اند ( لغت نامه دهخدا ) و هر کدام از بزرگان ترک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

رُقیه دیو: افسون ِ دیو دکتر شفیعی کدکنی در مورد " رُقیه " می نویسد : ( ( رُقیه به معنی یاری گرفتن از قوای مافوق طبیعی است. ) ) ( ( نظم همه رُقیه دی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رُقیه دیو: افسون ِ دیو دکتر شفیعی کدکنی در مورد " رُقیه دیو" می نویسد : ( ( رُقیه به معنی یاری گرفتن از قوای مافوق طبیعی است. ) ) ( ( نظم همه رُقیه ...

پیشنهاد
١

چهره گشایان چین : نقاشان چین دکتر شفیعی کدکنی در مورد "چهره گشایان چین " می نویسد : ( ( اهل چین به صورتگری و نقاشی از قدیم ، مشهور بوده اند و نقش چین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نُتَف: جمع نُتْفه به معنی پاره ای از هر چیز ، قطعه ( ( در نُتَف ِ نکته ی نظمش مبین با نفسش سحرْ نمایان هند ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

رخت کیانی: ساز و سامان ِ کیانی ، دارائی شاهانه ( ( رخت کیانی نه و او روح وار تخت برآورده به چرخ برین ) ) ( تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

زیر نگین: زیر فرمان دکتر شفیعی کدکنی در مورد " زیر نگین" می نویسد : ( ( تعبیر زیر نگین از آنجا پیدا شده است که پادشاهان فرمانهای خویش را که صادر می ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

زیر نگین: زیر فرمان دکتر شفیعی کدکنی در مورد " زیر نگین" می نویسد : ( ( تعبیر زیر نگین از آنجا پیدا شده است که پادشاهان فرمانهای خویش را که صادر می ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کان ملکی: معدن جواهرات ویژه ی سلطان . کانی که اختصاص به سلطان دارد. ( ( زر نه و کان ملکی زیر دست جَوْ نه و اسب فلکی زیر زین ) ) ( تازیانه های سلو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

بیدار بختی: دکتر کزازی در مورد " بیدار بختی" می نویسد : ( ( بیداری یا خفتگی بخت که در شاهنامه فراوان از آن سخن رفته است، بیشتر کاربردی باور شناختی اس ...