پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٤٠٧
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

برآمدگی ( Cusp ) [اصطلاح دریانوردی]:شن و ماسه ای که در اثر جریان آب در طول ساحل از آب بالا آمده است .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دنبوی ( Dan Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]:بویه ای که جهت مشخص کردن نقاط خطرناک ( نظیر نقاط مین روبی شده ) مورد استفاده قرار میگیرد و این بویه دارای میله ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کنترل صدمات ( Damage Control ) [اصطلاح دریانوردی]:کلیه اقداماتی که باعث گردد تا در هنگام بروز تصادم ، حریق ، انفجار و یا هر گونه سانحه دیگر بتوان ضمن ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرثقیل قایق ( Davit ) [اصطلاح دریانوردی]:جرثقیل ویژه ای که بر روی کشتی نصب شده و برای برای به آب اندازی و یا از آب گرفتن قایق از آن استفاده می شود . ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنبوی ( Dan Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]:بویه ای که جهت مشخص کردن نقاط خطرناک ( نظیر نقاط مین روبی شده ) مورد استفاده قرار میگیرد و این بویه دارای میله ...

پیشنهاد
٠

مستقیم به عقب ( Dead Astern ) [اصطلاح دریانوردی]:حرکت مستقیم کشتی به عقب

پیشنهاد
٠

مستقیم به جلو ( Dead Ahead ) [اصطلاح دریانوردی] :حرکت مستقیم کشتی به طرف جلو بدون تغییر مسیر .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناوبری تخمینی ( ناوبری کور ) ( Dead Reckoning ) [اصطلاح دریانوردی]:روشی در ناوبری که در آن با محاسبه راه و سرعت کشتی موقعیت نقطه بعدی که کشتی در زمان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

درپوش ضد نور ( Dead Light ) [اصطلاح دریانوردی] :در پوشهائیکه روی پنجره های شیشه ای کشتی نصب شده تا مانع از عبور روشنائی به خارج از اماکن داخلی گردند ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فاصله مرده ، خیز عرضی ته کشتی ( Dead Rise ) [اصطلاح دریانوردی] :فاصله عمودی بین کیل کشتی تا انحنای خن .

پیشنهاد
١

ناوبری تخمینی ( ناوبری کور ) ( Dead Reckoning ) [اصطلاح دریانوردی]:روشی در ناوبری که در آن با محاسبه راه و سرعت کشتی موقعیت نقطه بعدی که کشتی در زمان ...

پیشنهاد
٠

موتور خیلی آهسته به جلو ( Dead Slow Ahead ) [اصطلاح دریانوردی] :دستوری که جهت موتورخانه صادر شده تا دور موتور خیلی آهسته به جلو تنظیم گردد .

پیشنهاد
٠

موتور خیلی آهسته به عقب ( Dead Slow Astern ) [اصطلاح دریانوردی] :دستوری که جهت موتورخانه صادر شده تا دور موتور خیلی آهسته به عقب تنظیم گردد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

عرشه ( کشتی یا سکو و غیره ( Deck ) [اصطلاح دریانوردی] ) :گاهی به آن پل نیز می گویند. پل سراسری به دکل اصلی معروف است . دکلهای بالای دکل اصلی با شماره ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزن مرده ( Deadweight ) [اصطلاح دریانوردی] :اختلاف بین وزن کشتی با بار کامل ( بار ، سوخت ، آب ، مایحتاج و . . . ) و وزن کشتی خالی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر عرضی ( Deck Beam ) [اصطلاح دریانوردی] :تیر نگهداری یک دک .

پیشنهاد
٠

دفتر وقایع کشتی ( Deck Log ) [اصطلاح دریانوردی] :دفتری که کلیه اتفاقات رخ داده در روی کشتی را از لحظه عملیاتی شدن تا بازنشستگی کشتی در آن ثبت میکنند ...

پیشنهاد
٠

کارکنان ساحلی عرشه ( Deck Crew ) [اصطلاح دریانوردی]:کارکنان تخلیه و بارگیری کشتی مستقر در عرشه نیروی انسانی که روی عرشه کشتی در هنگام تخلیه و بارگیری ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

کِهْ: در پهلوی کس kas بوده است. ( ( چنین یادگاری شد اندر جهان برو آفرین از کهان و مهان ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دکتر کزازی در مورد واژه ی " آفرین " می نویسد : ( ( آفرین: در پهلوی آفرْین afrīn بوده است. آفرین که در پارسی به معنی ستایش به کار می رود، ستاک باستان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

سپهبد: در پهلوی ، در ریخت سپاهپت spāhpat به کار می رفته است. ( ( چو بشنید ازیشان سپهبَد سَخُن یکی نامور نامه افگند بُن ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

شاه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاه " می نویسد : ( ( شاه با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است و در شمار واژه های هُزْوارش بوده است. هزار وارش ها ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

گُند آور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گُند آور" می نویسد : ( ( گُندآور به معنی پهلوان و دلیر است و از دو پاره: گند/ /آور ( = پساوند ) ساخته شده است. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

چگونه: در پهلوی چگونگč egōnag بوده است . ( ( چگونه سرآمد ، به نیک اختری ، برایشان بر ، آن روز ِ گُند آوری ؟ ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

خوار: در پهلوی خْوَار xwār به معنی آسان و بی ارج است و وارونه ی آن " دشخوار " و دشوار " است . ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ایدون: در پهلوی اتون ētōn بوده است. به معنی اینچنین و این گونه ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار بگذاشتند؟ ) ) ( نامه ی باستان ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پرسیدن: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته . مصدری دیگر ع با این معنی ، در پهلوی زستن zastan بوده است ، با بُنِ اکنون زای zāy . ( ( بپرسیدشان از ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخ: در پهلوی با همین ریخت کاربرد داشته و ریختی است بر آمده از " فر " . ( ( بپرسیدشان از کَیان جهان، وزان نامداران فرّخ مِهان ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

رسته عرشه ( Deck Department ) [اصطلاح دریانوردی]:کلیه افسران و تکنسین هایی که وظیفه ناوبری و ملوانی را برعهده دارند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرسنل عرشه ( Deck Gang ) [اصطلاح دریانوردی] :کلیه پرسنلی که وابسته به رسته عرشه هستند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرشه کوچک ( Deck Flat ) [اصطلاح دریانوردی] :عرشه ای که یکسره نبوده و فقط بخشی از طول و عرض کشتی را در بر می گیرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسائل روی پل ( Deck Load ) [اصطلاح دریانوردی]:وسائل ، ابزار و یا بارهائی که در روی دک قرار دارند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Deck House ) [اصطلاح دریانوردی]اتاقهای بالای عرشه اصلی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ژرفاب ، آب عمیق ( Deep Water ) [اصطلاح دریانوردی] :آب با عمق زیاد به گونه ای که در آن تاثیر بستر اقیانوس بر روی امواج سطحی اندک باشد. عمدتاً آبی با ژ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخازن عمیق ( Deep Tank ) [اصطلاح دریانوردی] :مخازنی که جداره آنها کلفت تر بوده و برای حمل آب و یا مایعات دیگر و همچنین برای حفظ تعادل کشتی مورد استفا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرپائی ( Deck Pad ) [اصطلاح دریانوردی]:کف پوش و یا صفحات ضد لغزشی که بر روی دکها و در محلهای پر رفت و آمد برای جلوگیری از لغزش می اندازند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ، عمق سنج ( Depth Finder ) [اصطلاح دریانوردی]:دستگاهی برای اندازه گیری عمق آب زیر کشتی .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ژرفا، عمق ( Depth ) [اصطلاح دریانوردی] :فاصله قائم کف دریا از یک سطح مبنای مشخص .

پیشنهاد
٠

عمق داخل کشتی ( Depth Molded ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاع کف ( کیل ) تا عرشه در وسط کشتی ( Midship ) . در اندازه گیری این ارتفاع ضخامت ورق در نظر گرف ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

دریک ، نوعی جرثقیل ( Derrick ) [اصطلاح دریانوردی]:نوعی جرثقیل در کشتی های تجاری که دارای یک یا چند بازو در روی دکل بوده و برای بلند کردن بارهای سنگین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

منحنی وزن ( کشتی ) ( Displacement Curve ) [اصطلاح دریانوردی]:نمودار وزن کشتی در آبخورهای مختلف .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

جابجائی ( Displacement ) [اصطلاح دریانوردی] :وزن آب جابجا شده توسط کشتی که بیانگر وزن کل کشتی ( همراه با هر آنچه در کشتی است ) هنگامیکه کشتی شناور و ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

طناب فاصله ( Distance Line ) [اصطلاح دریانوردی] :طنابی علامتگذاری شده که بین دو کشتی که در حرکت هستند در هنگام عملیات نقل و انتقال و یا سوختگیری برای ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرگار ( Dividers ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای جهت اندازه گرفتن فواصل در روی نقشه و علامتگذاری بر روی نقشه .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

داک ، حوضچه ( Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:محلی که جهت تعمیرات کشتی مورد استفاده قرار میگیرد . حوضچه ها ممکن است همیشه پر آب بوده ویا پس از قرار گرفتن ک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته درب ( Dog ) [اصطلاح دریانوردی] :دسته ای فلزی که برای بستن دربها ، دریچه ها بکار میرود . این اصطلاح همچنین به تقسیم کردن یک نوبت نگهبانی به دو قس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کف دوبل ( Double Bottom ) [اصطلاح دریانوردی] :مخزنی که قسمت تحتانی آن کف دوبله کشتی میباشد و برای نگهداری آب بالاست ، ذخیره سازی روغن و یا موارد مشاب ...

پیشنهاد
٠

ماشین بخارکمکی ( Donkey Engine ) [اصطلاح دریانوردی]:از این ماشین بخار در قدیم برای راندن دوار لنگر پمپ آب جرثقیل و غیره استفاده می گردید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبخور کشتی ( Draught ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاعی از کشتی که در زیر آب قرار می گیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورق دوبل ( Double Plate ) [اصطلاح دریانوردی] :ورقی که برای استحکام بیشتر بعضی از قسمتهای کشتی بر روی ورق اصلی جوش میدهند . این ورق ممکن است استحکامی ...