پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٣٩٢)

بازدید
٣٨,٧٣٩
پیشنهاد
٠

موتور خیلی آهسته به جلو ( Dead Slow Ahead ) [اصطلاح دریانوردی] :دستوری که جهت موتورخانه صادر شده تا دور موتور خیلی آهسته به جلو تنظیم گردد .

پیشنهاد
٠

موتور خیلی آهسته به عقب ( Dead Slow Astern ) [اصطلاح دریانوردی] :دستوری که جهت موتورخانه صادر شده تا دور موتور خیلی آهسته به عقب تنظیم گردد.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

عرشه ( کشتی یا سکو و غیره ( Deck ) [اصطلاح دریانوردی] ) :گاهی به آن پل نیز می گویند. پل سراسری به دکل اصلی معروف است . دکلهای بالای دکل اصلی با شماره ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وزن مرده ( Deadweight ) [اصطلاح دریانوردی] :اختلاف بین وزن کشتی با بار کامل ( بار ، سوخت ، آب ، مایحتاج و . . . ) و وزن کشتی خالی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر عرضی ( Deck Beam ) [اصطلاح دریانوردی] :تیر نگهداری یک دک .

پیشنهاد
٠

دفتر وقایع کشتی ( Deck Log ) [اصطلاح دریانوردی] :دفتری که کلیه اتفاقات رخ داده در روی کشتی را از لحظه عملیاتی شدن تا بازنشستگی کشتی در آن ثبت میکنند ...

پیشنهاد
٠

کارکنان ساحلی عرشه ( Deck Crew ) [اصطلاح دریانوردی]:کارکنان تخلیه و بارگیری کشتی مستقر در عرشه نیروی انسانی که روی عرشه کشتی در هنگام تخلیه و بارگیری ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

کِهْ: در پهلوی کس kas بوده است. ( ( چنین یادگاری شد اندر جهان برو آفرین از کهان و مهان ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

دکتر کزازی در مورد واژه ی " آفرین " می نویسد : ( ( آفرین: در پهلوی آفرْین afrīn بوده است. آفرین که در پارسی به معنی ستایش به کار می رود، ستاک باستان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

سپهبد: در پهلوی ، در ریخت سپاهپت spāhpat به کار می رفته است. ( ( چو بشنید ازیشان سپهبَد سَخُن یکی نامور نامه افگند بُن ) ) ( نامه ی باستان ، جلد ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

شاه: دکتر کزازی در مورد واژه ی "شاه " می نویسد : ( ( شاه با همین ریخت در پهلوی به کار می رفته است و در شمار واژه های هُزْوارش بوده است. هزار وارش ها ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

گُند آور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " گُند آور" می نویسد : ( ( گُندآور به معنی پهلوان و دلیر است و از دو پاره: گند/ /آور ( = پساوند ) ساخته شده است. ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

چگونه: در پهلوی چگونگč egōnag بوده است . ( ( چگونه سرآمد ، به نیک اختری ، برایشان بر ، آن روز ِ گُند آوری ؟ ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

خوار: در پهلوی خْوَار xwār به معنی آسان و بی ارج است و وارونه ی آن " دشخوار " و دشوار " است . ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ایدون: در پهلوی اتون ētōn بوده است. به معنی اینچنین و این گونه ( ( که گیتی به آغاز چون داشتند، که ایدون به ما خوار بگذاشتند؟ ) ) ( نامه ی باستان ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

پرسیدن: در پهلوی با همین ریخت کار برد داشته . مصدری دیگر ع با این معنی ، در پهلوی زستن zastan بوده است ، با بُنِ اکنون زای zāy . ( ( بپرسیدشان از ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرخ: در پهلوی با همین ریخت کاربرد داشته و ریختی است بر آمده از " فر " . ( ( بپرسیدشان از کَیان جهان، وزان نامداران فرّخ مِهان ) ) ( نامه ی باستا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رسته عرشه ( Deck Department ) [اصطلاح دریانوردی]:کلیه افسران و تکنسین هایی که وظیفه ناوبری و ملوانی را برعهده دارند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرسنل عرشه ( Deck Gang ) [اصطلاح دریانوردی] :کلیه پرسنلی که وابسته به رسته عرشه هستند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرشه کوچک ( Deck Flat ) [اصطلاح دریانوردی] :عرشه ای که یکسره نبوده و فقط بخشی از طول و عرض کشتی را در بر می گیرد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسائل روی پل ( Deck Load ) [اصطلاح دریانوردی]:وسائل ، ابزار و یا بارهائی که در روی دک قرار دارند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Deck House ) [اصطلاح دریانوردی]اتاقهای بالای عرشه اصلی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ژرفاب ، آب عمیق ( Deep Water ) [اصطلاح دریانوردی] :آب با عمق زیاد به گونه ای که در آن تاثیر بستر اقیانوس بر روی امواج سطحی اندک باشد. عمدتاً آبی با ژ ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

مخازن عمیق ( Deep Tank ) [اصطلاح دریانوردی] :مخازنی که جداره آنها کلفت تر بوده و برای حمل آب و یا مایعات دیگر و همچنین برای حفظ تعادل کشتی مورد استفا ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

زیرپائی ( Deck Pad ) [اصطلاح دریانوردی]:کف پوش و یا صفحات ضد لغزشی که بر روی دکها و در محلهای پر رفت و آمد برای جلوگیری از لغزش می اندازند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ، عمق سنج ( Depth Finder ) [اصطلاح دریانوردی]:دستگاهی برای اندازه گیری عمق آب زیر کشتی .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥١

ژرفا، عمق ( Depth ) [اصطلاح دریانوردی] :فاصله قائم کف دریا از یک سطح مبنای مشخص .

پیشنهاد
٠

عمق داخل کشتی ( Depth Molded ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاع کف ( کیل ) تا عرشه در وسط کشتی ( Midship ) . در اندازه گیری این ارتفاع ضخامت ورق در نظر گرف ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

دریک ، نوعی جرثقیل ( Derrick ) [اصطلاح دریانوردی]:نوعی جرثقیل در کشتی های تجاری که دارای یک یا چند بازو در روی دکل بوده و برای بلند کردن بارهای سنگین ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

منحنی وزن ( کشتی ) ( Displacement Curve ) [اصطلاح دریانوردی]:نمودار وزن کشتی در آبخورهای مختلف .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

جابجائی ( Displacement ) [اصطلاح دریانوردی] :وزن آب جابجا شده توسط کشتی که بیانگر وزن کل کشتی ( همراه با هر آنچه در کشتی است ) هنگامیکه کشتی شناور و ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

طناب فاصله ( Distance Line ) [اصطلاح دریانوردی] :طنابی علامتگذاری شده که بین دو کشتی که در حرکت هستند در هنگام عملیات نقل و انتقال و یا سوختگیری برای ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

پرگار ( Dividers ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای جهت اندازه گرفتن فواصل در روی نقشه و علامتگذاری بر روی نقشه .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

داک ، حوضچه ( Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:محلی که جهت تعمیرات کشتی مورد استفاده قرار میگیرد . حوضچه ها ممکن است همیشه پر آب بوده ویا پس از قرار گرفتن ک ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته درب ( Dog ) [اصطلاح دریانوردی] :دسته ای فلزی که برای بستن دربها ، دریچه ها بکار میرود . این اصطلاح همچنین به تقسیم کردن یک نوبت نگهبانی به دو قس ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کف دوبل ( Double Bottom ) [اصطلاح دریانوردی] :مخزنی که قسمت تحتانی آن کف دوبله کشتی میباشد و برای نگهداری آب بالاست ، ذخیره سازی روغن و یا موارد مشاب ...

پیشنهاد
٠

ماشین بخارکمکی ( Donkey Engine ) [اصطلاح دریانوردی]:از این ماشین بخار در قدیم برای راندن دوار لنگر پمپ آب جرثقیل و غیره استفاده می گردید

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

آبخور کشتی ( Draught ) [اصطلاح دریانوردی] :ارتفاعی از کشتی که در زیر آب قرار می گیرد .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورق دوبل ( Double Plate ) [اصطلاح دریانوردی] :ورقی که برای استحکام بیشتر بعضی از قسمتهای کشتی بر روی ورق اصلی جوش میدهند . این ورق ممکن است استحکامی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوض خشک، حوضچه خشک ( Dry Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:حوضی که برای تعمیر و یا ساخت کشتی از آن استفاده میشود . پس از وارد شدن کشتی در داخل این حوض درب حو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Draught Marks ) [اصطلاح دریانوردی]علائمی که در پاشنه و طرفین کشتی بر روی بدنه رسم گردیده و آبخور کشتی را نشان میدهند .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

( Ensign ) [اصطلاح دریانوردی]پرچم پاشنه کشتی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ( Echo Sounder ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای که برای انداره گیری عمق آب مورد استفاده قرار میگیرد عملکرد آن بر اساس ارسال پالسهای صوتی به کف ...

پیشنهاد
٠

آبراه قابل کشتیرانی ، راه قابل کشتیرانی ( Fairway ) [اصطلاح دریانوردی] :بخشهایی از یک راه آبی که برای کشتیرانی مناسب هستند.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای طناب، قرقره راهنما ( Fair Lead ) [اصطلاح دریانوردی]:برای جلوگیری از سایش طناب از این وسایل استفاده می شود تا اصطکاک طناب با بدنه کشتی به حداق ...

پیشنهاد
٠

( Fairway Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]بویه راهنمای ناوبری به رنگ سیاه و سفید و یا سفید با نوار قرمز و سفید عمودی که در مسیر آبراه از آن استفاده می شود.

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Fairway Markings ) [اصطلاح دریانوردی]علایم کمک ناوبری در آبراه و مسیرهای کشتیرانی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کشور: در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است. در بیت زیر به معنی شهر به کار رفته ( ( زهر کشوری موبدی سالخُوَرْد بیاورد و این نامه را گِرد کرد ) ) ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

همه: در پهلوی هماگ hamāg بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشته: در پهلوی وتشتگ vitaštag بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...