پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٤)
سی چست ( Sea Chest ) [اصطلاح دریانوردی] :سوراخهائی در اطراف کشتی و در زیر خط آبخور که آب دریا از این سوراخها توسط پمپ بداخل کشیده میشود . ( نظیر آب م ...
بویه طرف دریا ( Sea Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]:بویه ای که در علامتگذاری کانال و یا ورودی آن اولین بویه از طرف دریا است که اصطلاحا به آن بویه خوش آمد و ...
قابل رفتن به دریا ( Seagoing ) [اصطلاح دریانوردی] :به شناورهائی اطلاق میگردد که توانائی دریانوردی را داشته باشند .
دریانورد ، ملاح ( Seaman ) [اصطلاح دریانوردی]:هر کسی که با دریا و دریانوردی آشنا باشد .
ضبط کردن ( Seize ) [اصطلاح دریانوردی] نخ پیچ کردن طناب بوسیله ریسمان و یا طناب نازک دیگری گفته می شود .
مخابره با پرچمهای دستی ( Semaphore ) [اصطلاح دریانوردی]:نوعی مخابره بصری ( وسیله پرچم ) بین کشتی های نزدیک به هم که بسیار سریع می باشد .
ساق لنگر ( Shank ) [اصطلاح دریانوردی] :میله مرکزی لنگر که ناخنهای لنگر به آن متصل می باشد .
سکستانت ، زاویه یاب : ( Sextant ) [اصطلاح دریانوردی]وسیله در ناوبری جهت رصد ستارگان و اندازه گیری ارتفاع ستاره از سطح دریا و یا تعیین فاصله بین دو شی ...
شافت ( Shaft ) [اصطلاح دریانوردی]:استوانه ای که جهت انتقال حرکت دورانی از وسیله ای به وسیله دیگر مورد استفاده قرار می گیرد . بعنوان نمونه انتقال حرکت ...
طرح محض ( Sheer Plan ) [اصطلاح دریانوردی] نقشه ای که قسمتهای داخلی کشتی را هنگامیکه کشتی بصورت طولی و از روی خط مرکزی برش خورده است نشان دهد .
باریکه پل کشتی ( Sheer ) [اصطلاح دریانوردی] :انحناء طولی در پل اصلی ( بین سینه و پاشنه ) بطوریکه در قسمت میانه کشتی فرو رفتگی وجود داشته باشد .
بدنه ( Shell ) [اصطلاح دریانوردی] نقشه پوشش بیرونی کشتی از سینه تا پاشنه .
فاصله پر کن ( Shim ) [اصطلاح دریانوردی]:قطعه ای فلزی و یا چوبی که بین ماشین آلات و نشیمنگاه آنها بمنظور تراز کردن و یا پر کردن فاصله های خالی قرار دا ...
هم کشتی ، هم سفر ( Shipmate ) [اصطلاح دریانوردی] :کسانی که با هم در یک کشتی خدمت می کنند و یا در یک کشتی با هم همسفر باشند .
دفتر ثبت وقایع کشتی ( Ship's Log ) [اصطلاح دریانوردی] :دفتری که کلیه وقایع و حوادث رخ داده برای کشتی در آن ثبت می گردد .
مانور کردن کشتی ( Ship Handling ) [اصطلاح دریانوردی] :اصطلاحاً به هنر و مهارت لازم جهت هدایت کشتی و مانور آن در آبهای محدود و یا مهار کشتی گفته می شو ...
کشتی ساز ( Shipwright ) [اصطلاح دریانوردی] :کسی که به کشتی سازی و یا کارهای مرتبط با کشتی اشتغال دارد .
بطور مرتب ( Shipshape ) [اصطلاح دریانوردی]:همه چیز در جای خود . آنطور که یک کشتی باید باشد .
تپه زیر آبی ، جای کم عمق ( Shoal ) [اصطلاح دریانوردی] :تپه های شنی و یا برآمدگی های کف آب که نقاط کم عمقی را ایجاد میکنند . این نقاط برای ناوبری خطرن ...
کارخانه کشتی سازی ، کارخانجات ( Shipyard ) [اصطلاح دریانوردی] :جائی که در آن عملیات ساخت و یا تعمیرات کشتی را انجام می دهند .
شمع ( Shore ) [اصطلاح دریانوردی] :تیرهای قابل حمل چوبی که در هنگام ساخت کشتی و یا کنترل صدمات بعنوان تقویت و پشتیبان در پشت دیوارها و یا زیر سقفها قر ...
یک طول زنجیر ( Shot ) [اصطلاح دریانوردی] :یک طول زنجیر که معمولاً 15 فادم است .
شمع کوبی ( Shoring ) [اصطلاح دریانوردی] :به عمل تقویت هر چیزی بوسیله شمع اطلاق می گردد .
طناب حائل ( Shroud ) [اصطلاح دریانوردی] :طناب و یا سیمی که برای نگهداری و مهار دکل مورد استفاده قرار میگیرد . این طناب از بالای دکل به میله افقی دکل ...
اسکلت ( Skeleton ) [اصطلاح دریانوردی] بدنه کشتی بدون ورقهای داخلی و خارجی .
شل ( Slack ) [اصطلاح دریانوردی] شل کردن طناب
تسمه : ( Sling ) [اصطلاح دریانوردی] وسیله ای برای بالا کشیدن و آوردن وسائل بر روی کشتی .
نگاه داشتن طناب ( Snub ) [اصطلاح دریانوردی]:ممانعت از عبور طناب بطور ناگهانی با پیچاندن آن بدور میله و یا موت و نگاه داشتن آن .
قرقره فلزی ( Snatch Block ) [اصطلاح دریانوردی] :یک قرقره تک شیاری که بوسیله لولائی باز و بسته میشود و میتوان آنرا به سرعت باز و حلقه طناب را از میان ...
اسلوپ ( Sloop ) [اصطلاح دریانوردی]:نوعی شناور بادبانی که دارای یک دکل میباشد .
لوله اندازه گیری عمق ( Sounding Pipe ) [اصطلاح دریانوردی] :لوله ای که از سطح دک اصلی تا مخازن کف ناو امتداد یافته و قطر آن به اندازه ای است که یک وزن ...
وصله ( Soft Patch ) [اصطلاح دریانوردی] :فلزی که آن را روی محل شکاف و یا سوراخ قرار داده و بوسیله پرچ آنرا محکم می کنند . این وصله بوسیله گاسکت نفوذ ن ...
پلاس زدن ( Splice ) [اصطلاح دریانوردی]:اتصال دو طناب و یا دو قسمت از یک طناب به یکدیگر با شکافتن بافت طنابها و بافت مجدد رشته های دو طناب و یا دو سر ...
تیر دکل ( Spar ) [اصطلاح دریانوردی]:یک تیر بلند مدور از جنس چوب و یا فولاد که معمولاً یک با هردو سر آن تیز بوده و بعنوان بخشی ا ز دکلها و یا باربندها ...
مربع ریگ ( Square Rig ) [اصطلاح دریانوردی] نوعی کشتی بادبانی با بادبانهای مربع شکل
پایداری ( Stability ) [اصطلاح دریانوردی] :تمایل کشتی به حفظ یک حالت خاص ( از نظر کج شدگی به یک سمت ) و یا بازگشت به حالت تعادل عموی بعد از کج شدن را ...
دودکش ( Stack ) [اصطلاح دریانوردی]:لوله ای استوانه ای شکل در روی پل کشتی که دود خروجی از موتور و دیگ بخار از آن خارج می گردد .
سرپوش دودکش ( Stack Cover ) [اصطلاح دریانوردی] :پوششی برزنتی که بوسیله آن دهانه دودکش را درمواقعی که موتور و یا دیگ بخار خاموش است می پوشانند .
سمت راست کشتی ( Starboard ) [اصطلاح دریانوردی]:سمت راست خط طولی کشتی وقتی نگاه ناظر به سمت سینه کشتی می باشد.
استنچی ( Stanchion ) [اصطلاح دریانوردی]:میله های فلزی و یا چوبی عمودی که در اطراف دک ها و یا دیوارهای محافظ کشتی به منظور جلوگیری از سقوط پرسنل در آب ...
استیج , چوب بست ( Stage ) [اصطلاح دریانوردی]:یک تکه الوار و یا تخته که دو سر آن بوسیله طناب بسته شده و در کنار کشتی و یا دیوارهای داخلی آویزان میگردد ...
کشتی بخار ( Steamer ) [اصطلاح دریانوردی] کشتی که نیروی محرکه آن توسط ماشین بخار تامین می گردد .
بکسل طولی ( Stay ) [اصطلاح دریانوردی]:سیم بکسلی بلند و محکم که بعنوان پشتیبان و نگهدارنده دکل بکار برده میشود .
سپر کشتی : ( Stem ) [اصطلاح دریانوردی] جلوترین قسمت عمودی بدنه کشتی را گویند . جائیکه دیواره های سمت چپ و راست کشتی در سینه ناو به هم میرسند .
لوله استرن ( Stern Tube ) [اصطلاح دریانوردی] بیرینگی که محور پروانه هنگام خروج از بدنه کشتی ازداخل ان عبور میکند .
ستون پاشنه ( Stern Post ) [اصطلاح دریانوردی] :یک تیر چوبی و یا فولادی قوی در پاشنه کشتی که تیغه سکان در روی آن بسته می شود .
پاشنه کشتی ( Stern ) [اصطلاح دریانوردی]:عقب ترین قسمت کشتی . پاشنه کشتی ( Fantail ) [اصطلاح دریانوردی] :ناحیه بالای خط آب در منتهی الیه عقب کشتی که ...
لنگر بی بازو ( Stockless Anchor ) [اصطلاح دریانوردی]:لنگری که فاقد بازو باشد .
حماله محور پروانه ( Strut ) [اصطلاح دریانوردی]:پایه ای که محور پروانه را در خارج از بدنه کشتی نگاه میدارد .
بند , حلقه , تسمه ( Strap ) [اصطلاح دریانوردی]:یک حلقه سیمی و یا طنابی که بوسیله پلاس زدن دو سر طناب به یکدیگر بوجود آمده و از آن برای حمل و نقل بار ...