پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٤)
آدم گدا نه عروسیش باشد نه عزاش: فقرا غالباً در موقع عروسی و عزا و امثال این دو بیشتر از دیگران به نمایش و هیاهو و جنجال پردازند . ( دهخدا، امثال و حک ...
آدم خوش معامله شریک مال مردم است: آنکه ادای دیون خود را در موعد مقرر کند اغنیا از وام دادن به او امتناع نورزند ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )
آدم خودش بمیرد هوادارش نمیرد: نظیر یکی را چوب به پا می زدند می گفت وای پشتم ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )
آدم حسابش را پیش خودش می کند : پیش از آنکه ذیحق مطالبه کند باید به ادای حق اوپرداخت . نظیر :حاسب نفسک قبل ان تحاسب. . ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 24 )
آدم بی اولاد پادشاه بی غم است: سختی و مشقت پرستاری و تربیت فرزند بسیار است. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 23 )
آدم به کیسه اش نگاه می کند: به هم چشمی و تقلید دیگران نباید اسراف در خرج کرد بلکه باید به تناسب دارایی خود صرف مال نمود ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 23 )
آدم بد حساب دو دفعه می دهد: آنکه در ادای دیون خویش سختی کند غالباً به ادای مخارج دعوی و ضررهای دیگر نیز مجبور می شود نظیر: از شل یکی در می آید از سفت ...
آخر پیری داغ امیری : داغ امیری داغی بود که بر اسب و استر و امثال آن به علامت تملک امیر و سلطان می نهاده اند . نظیر سر پیری معرکه گیری یا خر پیر و افس ...
آجیل کسی کوک بودن :اسباب معاش او از هر جهت و بیشتر از حیث غذا به خوبی فراهم بودن. ( دهخدا، امثال و حکم ، ص 18 )
دکتر کزازی واژه ی " محاق" را در نوشته های خود به جای واژه ی " نهفتگی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 205 ...
دکتر کزازی واژه ی " محاق" را در نوشته های خود به جای واژه ی " نهفتگی" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 205 ...
دکتر کزازی واژه ی " کژسویی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " انحراف" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...
دکتر کزازی واژه ی " کژسویی" را در نوشته های خود به جای واژه ی " انحراف" بکار برده است. ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 2 ...
نهادن: در پهلوی نهاتن nihātan بوده است. در معنی سرشتن و بنیاد گذاشتن و آفریدن به کار رفته است. نیز می تواند بود که حکیم در معنی فرزانه و جهان شناس به ...
باز: در پهلوی اپاچ apāč بوده است. ( ( به دو هفته گردد تمام و درست بدان باز گردد که بود از نخست. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...
بیش: در پهلوی به همین شکل کار برد داشته است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...
پیش: در پهلوی به همین شکل کار برد داشته است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ک ...
نمایش: در پهلوی نمایشن nimayišn بوده است. ( ( دگر شب، نمایش کند پیشتر؛ ترا روشنایی دهد بیشتر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزاز ...
دکتر کزازی واژه ی " وام ْ واژگان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " واژه های دخیل " بکار برده است.
دکتر کزازی واژه ی " وام ْ واژگان" را در نوشته های خود به جای واژه ی " واژه های دخیل " بکار برده است.
عشق: دکتر کزازی در مورد واژه ی " عشق" می نویسد : ( ( عشق واژه ای کهن و نژاده در زبان تازی نیست و چنان می نماید که در شمار وام ْ واژگان ( = واژه های د ...
پشت: در پهلوی به همین شکل بکار برده می شده است. ( ( پدید آید آنگاه، باریک و زرد، چو پشت ِ کسی کو غم ِعشق خوَرْد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، ...
خوردن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خوردن" می نویسد : ( ( خوردن در پهلوی در ریخت خورتن xwartan بکار می رفته است . خوارتن یا خواریتن xwārītan در این زب ...
زرد: در پهلوی زرت zart بوده است. ( ( پدید آید آنگاه، باریک و زرد، چو پشت ِ کسی کو غم ِعشق خوَرْد. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...
باریک: دکتر کزازی در مورد واژه ی "باریک " می نویسد : ( ( باریک در پهلوی باریگ bārīg و باریکbārik به معنی نازک و نزار ، در پارسی با ریخت پهلوی به کار ...
پیمودن: دکتر کزازی در مورد واژه ی " پیمودن" می نویسد : ( ( در پهلوی پتموتن patmūtan به معنی سنجیدن و اندازه گرفتن است. در این معنی، از آن واژه ی" پیم ...
هرگز: دکتر کزازی در مورد واژه ی " هرگز" می نویسد : ( ( هرگز در پهلوی در ریخته هَگَرْز hagriz بکار می رفته است . در پارسی نیز، اندک، در ریختی نزدیک به ...
پیچیدن: در پهلوی در ریخت پچیتن pēčītanبکار می رفته است . ( ( چراغی است ؛ مر تیره شب را، بسیچ به بد ، تا توانی، تو هرگز مپیچ! ) ) ( نامه ی باستان ...
بسیج:آماده و فراهم شده و ساخته دکتر کزازی در مورد واژه ی " بسیج" می نویسد : ( ( بسیج به معنی آماده و فراهم شده و ساخته است و در بیت صفتی است جدا افت ...
دکتر کزازی واژه ی " فرا خواند" را در نوشته های خود به جای واژه ی " ندا" بکار برده است.
دکتر کزازی واژه ی " فرا خواند" را در نوشته های خود به جای واژه ی " ندا" بکار برده است.
ایا: دکتر کزازی در مورد واژه ی " ایا" می نویسد : ( ( ایا واژه ی فراخواند ( ندا ) است و ریختی کهن تر از "ی" می باید بود. چنان می نماید که ریختی دیگر ا ...
لخته سازی ( Flocculation ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] فرآیندی که ماده شیمیایی یا ماده ای دیگر به فاضلاب اضافه می شود و جامدات معلق ذره ای را جذب کرده و ...
لخته شده ( Flucculent ) : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] لخته یا توده های شبیه پشم که در لخته سازی تشکیل می شوند. با وجودی که این اصطلاح و لخته کننده بارها و ...
لخته کننده ( Flucculant ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] ماده ای کاتالیستی که همانند عوامل لخته ساز سبب واکنش شیمیایی با جامدات معلق شده و تشکیل ماده لخته ش ...
عامل لخته ساز ( Flucculating Agent ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] لخته ساز یا ماده شیمیایی که برای ایجاد لخته سازی مورد استفاده قرار می گیرد.
دانه گیر ( Grit Chamber ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] عموما در تصفیه فاضلاب شهری یک حوضچه یا مخزن ورودی اولیه را دریافت می کند و با آرام کردن جریان اجازه ...
نیزار با سطح آزاد آب ( Free Water Surface Wetland - FWS ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] یک نیزار ساخته شده یا برکه تصفیه فاضلاب کم عمق که عمق کم آن اجازه م ...
تصفیه فاضلاب صنعتی ( Industrial Wastewater Treatment ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] تصفیه فاضلاب صنایعی همچون تولید کننده ها, فرآیندهای غذایی, سازندگان کا ...
بوم شناختی صنعتی ( Industrial Ecology ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] بر جریاناتی تمرکز دارد که بصورت تداوم داری بر محیط زیست , اقتصاد و فناوری اثری مطلوب ...
آب احیا شده ( Reclaimed Water ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ]فاضلاب قابل استفاده مجدد ماحصل تصفیه ثالثیه فاضلاب در سیستم های بیولوژیکی و دیگر سیستم ها
فاضلاب خام ( Raw Sewage ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] فاضلاب بهداشتی تصفیه نشده
فاضلاب بهداشتی ( Sanitary Or Domestic Wastewater ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ]فاضلاب حاصل از استفاده از آب خانگی انسان ها
رواناب ( Run Off ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] جریانات سطحی که جذب نشده و روی زمین ها و خیابان ها جریان دارند.
کف ( Scum ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ]مواد معمولا چرب فاضلاب که شناورند.
آبگیری لجن ( Sludge Dewatering ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] حذف آب باقیمانده از لجن برای استفاده مجدد و سبک سازی لجن برای استفاده مجدد یا دفع
لجن ( Sludge ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] مواد زاید جامد که در فرآیند تصفیه فاضلاب ته نشین می شوند, بعضی وقت ها زیست جامدات. می توانند آبگیری شوند, استف ...
زهکش سطحی ( Storm Drain ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] یک لوله یا کانال که آب سطحی یا رواناب را به آب های عمومی حمل می کند اما به داخل سیستم فاضلابرو تغذی ...
رواناب سطحی ( Storm Water Run Off ( SRO ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] جریان آب سطحی متعاقب بارش. آب ته نشست, گاز, نفت, فضولات حیوانی, شیشه و دیگر ضایعات ...
تصفیه ثالثیه فاضلاب ( Tertiary Wastewater Treatment ( Advanced ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ]جلادهی شیمیایی یا بیولوژیکی فاضلاب برای حذف مواد آلی, جامدات ...