پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٠٤)
ذرات معلق جامد ( Suspended Solid ) : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] ذرات معلق در یک مایع که شامل ذرات قابل ته نشینی و ذرات غیر قابل ته نشینی می باشد.
آشغال خرد کن ( comminutor ) : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] یک وسیله ای است که جهت خرد کردن و تبدیل تکه های بزرگ به تکه های کوچک در تصفیه خانه ها مورد استفا ...
جن فعال ( Activated Sludge ) :[ اصطلاح آب و فاضلاب ] روش تصفیه ثانویه بیولوژیکی است که فاضلاب تحت شرایط هوازی با حضور لجن فعال قرار می گیرد. حضور میک ...
اکسیژن خواهی بیولوژیکی Biological Oxygen Demand یا BOD : [ اصطلاح آب و فاضلاب ] میزان اکسیژنی که مصرف می گردد توسط فعالیت های میکروبیولوژیکی وقتی یک ...
فیلتر بیولوژیکی ( بیوفیلتر ) Biological filter [ اصطلاح آب و فاضلاب ] یکی از انواع تصفیه ثانویه بیولوژیکی است که شامل بستری از مواد چسبنده ( پلاستیک، ...
ربِّ سَلِّم:خدایا نگهدار ( ( پس ز شرح سوز او کم زن نفس "ربِّ سَلِّم ربِّ سَلِّم" گوی و بس ) ) بیت اشاره دارد به حدیث : عنه ( ص ) : شِعارُ المؤمنینَ ...
خلاعت:یعنی برکندگی و استیصال ، که هیچ صبری بر آن چیره نمی شود . ( ( گفت تاب فرقتم زین پس نماند صبر کی داند خلاعت را نشاند ) ) ( مثنوی مولوی ، دفت ...
روپوش شدن:نا پدید شدن ( ( پیش شیری آهوی بیهوش شد هستی اش در هست او روپوش شد ) ) ( مثنوی مولوی ، دفتر 3 ، محمد استعلامی ، چاپ اول 1363، ص 380 )
رَوِش: در پهلوی رَوِشْن rawišnبوده است. ( ( نگیرند مر یکدگر را گذر ؛ نباشد از این یک روش زاسْتر ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کز ...
گذر : در پهلوی وتر witarag بوده است. ( ( نگیرند مر یکدگر را گذر ؛ نباشد از این یک روش زاسْتر ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...
: دکتر کزازی در مورد واژه ی "پیراهن " می نویسد : ( ( پیراهن در اوستایی پری یاه انه pari - yāh - ana بوده است. پری در آن پیشاوندی است به معنی گِرداگِر ...
خاور: دکتر کزازی در مورد واژه ی " خاور" می نویسد : ( ( خاور در معنی فروشدْ جایِ خورشید و مغرب به کار برده شده است و کاربردی کهن و ویژگی سبکی در شاهنا ...
پوشیدن : در پهلوی پوشیتن pōšītan بوده است. ( ( زمین پوشد از نورْ پیراهنا ؛ شود تیره گیتی بدو روشنا ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...
دکتر کزازی واژه ی " بر افزودگی " را در نوشته های خود به جای واژه ی " الحاقی بودن " بکار برده است.
دکتر کزازی واژه ی " بر افزودگی " را در نوشته های خود به جای واژه ی " الحاقی بودن " بکار برده است.
سپر: سپردر پهلوی سْپر spar بوده است. ( ( که هر بامدادی ، چو زرّین سپر ز مشرق بر آرد فروزنده سر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین ...
زرّین : زرّین در پهلوی زرّن zarrēn بوده است. ( ( که هر بامدادی ، چو زرّین سپر ز مشرق بر آرد فروزنده سر. ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلا ...
بامداد: دکتر کزازی در مورد واژه ی "بامداد" می نویسد : ( ( بامداد در پهلوی بامدات bāmdāt از دوپاره "بام" و "داد" ساخته شده است" بام "در آن به معنی و" ...
آب و آتش جمع نمی شود: این دو چیز یا دو کس را باهم توفیق و آشتی نتوان داد.
تک و پوز :به معنی دک و پوز است که سر و صورت باشد در محل دشنام و تحقیر گویند.
بریده:شخصی را گویند که مصائب بسیار به سرش آمده و کار نیک و بد بسیار کرده است.
نوسان قیمت طلا:[ اصطلاح بازار طلا]به تغییر قیمت طلا در هر لحظه نوسانات قیمت طلا می گویند؛ نوسان داشتن قیمت طلا در هر کشوری به شرایط اقتصادی، سیاسی و ...
:[ اصطلاح بازار طلا]وام طلا یعنی آنکه شما روی طلای خود به جای ضامن و سفته پول و تسهیلات می گیرید، سود این وام نیز حدوداً بین ۳ الی ۲ درصد است.
مغلمه:[ اصطلاح بازار طلا]ترکیب هر فلز با جیوه را ملغمه گویند. یکی از روش های جداسازی طلا از سایر ترکیبات، حل کردن طلا در جیوه است. برای جداسازی طلا ا ...
:[ اصطلاح بازار طلا]از نوساناتی که به دلایل مختلف در یک بازه زمانی مشخص رخ می دهد، نموداری ترسیم کرده که با استفاده از آن تحلیل گران قیمت طلا را پیش ...
نفور:[ اصطلاح بازار طلا]به پاشیدن طلا به اطراف، در هنگام ذوب طلا نفور می گویند این پدیده بیشتر در هنگام ذوب طلای شکن رُخ می دهد.
مصنوعات طلا:[ اصطلاح بازار طلا]به هر آنچه که از طلا ساخته شده باشد مانند زیورآلات، وسایل دکوری، ساعت و … مصنوعات طلا می گویند؛ در ایران مصنوعات طلا ب ...
مظنه طلا:[ اصطلاح بازار طلا]قیمت یک مثقال طلای ۱۷ عیار را مظنه می گویند؛ طلافروشان قیمت یک گرم طلای ۱۸ عیار را از روی مظنه محاسبه می کنند. آن ها برای ...
مزدی طلا:[ اصطلاح بازار طلا]مزدی طلا به هزینه های ساخت یا همان اجرت ساخت طلا می گویند، که سازنده از بنک دار و بنک دار از طلافروش و طلافروش از مشتری د ...
مسکوکات طلا:[ اصطلاح بازار طلا]به انواع سکه های طلا که زیر نظر بانک مرکزی ساخته و ضرب می شوند مسکوکات طلا می گویند.
:[ اصطلاح بازار طلا]به سنجش طلا و عیار سنجی آن محک زدن طلا می گویند که با وسیله ای به نام سنگ محک صورت می گیرد.
:[ اصطلاح بازار طلا]به کسی که نگین و سنگ را روی پایه ی طلا سوار می کند مخراج کار می گویند.
:[ اصطلاح بازار طلا]به عمل سوار کردن نگین و سنگ بر روی پایه ی طلا و جواهرات مخراجکاری می گویند.
مثقال:[ اصطلاح بازار طلا]مثقال یک واحد اندازه گیری وزن است که بیشتر در کشورهای عربی و نیز در ایران از آن استفاده می کنند؛ هر مثقال معادل ۴. ۶۸۷۵ گرم ...
:[ اصطلاح بازار طلا]گواهی سپرده، ورقه ای بهادار است که نشان می دهد دارنده ی آن، مقدار معینی طلا یا سکه در انبار بورس کالای ایران دارد.
گِرَم:[ اصطلاح بازار طلا]گرم یک واحد اندازه گیری وزن است؛ هر ۱۰۰۰ گرم معادل یک کیلو است. جالب است بدانید اکثر ترازوی طلافروشان روی واحد گرم تنظیم شده ...
گرفتن شکن طلا:[ اصطلاح بازار طلا]اگر طلایی با ناخالصی همراه باشد، مجبورند آن مجدداً ذوب کرده و ناخالصی آن را برطرف کنند و دوباره کیفیت طلا را افزایش ...
قیمت فروش طلا:[ اصطلاح بازار طلا]قیمتی است که یک گرم طلای ۱۸ عیار به آن قیمت به فروش می رسد و سود مغازه، کارمزد طلا و مالیات ارزش بر افزوده نیز به ای ...
کیفی:[ اصطلاح بازار طلا]کیفی های بازار یا بازاریابان طلا، سفیرانی هستند که از جانب بنکداران و سازندگان طلا به مغازه های تکفروشی می روند تا از آن ها س ...
:[ اصطلاح بازار طلا]به قیمتی که طلافروشان طلاهای دست دوم و متفرقه را می خرند، قیمت خرید می گویند و حدوداً ۶ الی ۱۰ هزار تومان از قیمت فروش طلا کمتر ا ...
قیمت روز طلا:[ اصطلاح بازار طلا]قیمتی که طلا در آن روز خرید و فروش می شود را قیمت روز طلا می گویند؛ طلافروشان موظفند قیمت روز طلا را روی تابلو مغازه ...
قالکاری:[ اصطلاح بازار طلا]به بازیافت دوباره ی طلا از فاضلاب و قطعاتی که طلا در آن ها وجود دارد، قالکاری می گویند.
:[ اصطلاح بازار طلا]قیراط واحد اندازگیری وزن است که برای سنجش وزن سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی به کار می رود، هر قیراط معادل ۲۰۰ سوت است و هر یک گرم مع ...
فاکتور طلا:[ اصطلاح بازار طلا]فاکتور طلا سند طلا و جواهرات شماست که در آن نام، وزن طلا، قیمت یک گرم طلا، قیمت اجرت ساخت، قیمت کل، نام و آدرس طلا یا ج ...
قالکار:[ اصطلاح بازار طلا]به کسی طلا را از فاضلاب و قطعات مختلف با انجام مراحلی مخصوص بازیافت می کند قالکار می گویند.
:[ اصطلاح بازار طلا]در بینن بازاریان و طلافروشان به عیار پایین تر از عیار ۱۸ یا ۷۵۰ عیار پَس می گویند.
:[ اصطلاح بازار طلا]عیار به درصد خلوص طلا می گویند. عیار در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر ۱۸ است یعنی باید مصنوعات طلا از ۷۵ درصد طلای خالص و ۲۵ درص ...
:[ اصطلاح بازار طلا]به طلای آب شده ای که عیار آن مشخص نیست طلای شرطی می گویند؛ این طلا با شرط و شروط و وعده و وعید مورد معامله قرار می گیرد.
طلای شکن:[ اصطلاح بازار طلا]اگر در هنگام ذوب طلا ناخالصی های طلا در آن باقی بماند و طلا با ناخالصی همراه باشد به آن طلای شکن یا طلای شکسته شده می گوی ...
:[ اصطلاح بازار طلا]به طلاهای مستعمل و دست دومی که به طلافروشی ها می فروشیم طلای متفرقه یا طلای دست دوم می گویند.