پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٤٠٤
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهار دودکش ( Funnel Guy ) [اصطلاح دریانوردی]:برای مهار و کاهش ارتعاش احتمالی دودکش های بلند در کشتی ها از طناب ها و یا میله های فولادی که دودکش را به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Galley man ) [اصطلاح دریانوردی]کارگر آشپزخانه کشتی ، آبدارچی کشتی.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

( Galley ) [اصطلاح دریانوردی]آشپزخانه کشتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکل قرقره ( در کشتی های ماهیگیری ) ( Gallows ) [اصطلاح دریانوردی]:این نوع دکل در انواع مختلف ساخته می شود مانند U برعکس در پاشنه کشتی های صیادی تورکش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گالن ( Gallon ) [اصطلاح دریانوردی]:واحدی برای اندازه گیری حجم مایعات . گالن انگلیسی معادل 55/4 و گالن آمریکایی معادل 79/3 لیتر آب می باشد.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته پل ( Gang board ) [اصطلاح دریانوردی]پله تخته ای موقت برای تردد مسافران کشتی بین اسکله و کشتی .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

چیلک، خم ( Gang Cask ) [اصطلاح دریانوردی]:بشکه حمل آب از ساحل که کوچکتر از بشکه های 220 لیتری است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

( Gangplank ) [اصطلاح دریانوردی]تخته ای که بین دو کشتی و یا کشتی و اسکله جهت تردد قرار میدهند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

محل ورود و خروج از کشتی ( Gangway ) [اصطلاح دریانوردی]:راهی که با باز کردن نرده ها و طنابهای محافظ دک باز شده که معمولاً پله و نردبان ورود و خروج را ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ابزار ، وسائل ( Gear ) [اصطلاح دریانوردی]:واژه کلی برای تجهیزات ، ابزار ، وسائل ، مواد و . . .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع عمومی ( General Muster ) [اصطلاح دریانوردی]:جمع کردن کلیه خدمه کشتی در یک محل بخصوص .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Girt ) [اصطلاح دریانوردی]مهار کشتی به وسیله دو لنگر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دور کمر ( کشتی ) ( Girth ) [اصطلاح دریانوردی]:اندازه آن برابر است با فاصله از لبه یک پهلو تا لبه دیگر پهلوی کشتی که از زیر کشتی عبور کرده باشد. در قد ...

پیشنهاد
٠

به گل زدن کشتی ( Ground ) [اصطلاح دریانوردی] :اصابت کف کشتی به خشکی و یا صخره در اثر بی توجهی و یا بردن کشتی بر روی خشکی را گویند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

قایق توپدار ( Gun Boat ) [اصطلاح دریانوردی] :یک قایق تندرو نظامی کوچک مجهز به توپ و سایر تسلیحات که بمنظور انجام عملیات گشت و حراست ساحلی مورد استفاد ...

پیشنهاد
٠

حلقه، چشمی پاروی قایق ( Gudgeon ) [اصطلاح دریانوردی] :حلقه فلزی در روی بدنه قایق که پارو و یا چفت تیغه سکان در آن قرار میگیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

درب اسلحه ( Gun Port Door ) [اصطلاح دریانوردی]دریچه خروج لوله توپ از سمت راست یا چپ کشتی های قدیمی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( توپچی ) Gunner [اصطلاح دریانوردی]

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

توپ سلام ( Gun Salute ) [اصطلاح دریانوردی]:شلیک گلوله توپ به نشانه ادای احترام به کشتی دیگر و نیز در مراسم های گوناگون ( مانند تحویل سال )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

لبه ی عرشه ( Gunwale ) [اصطلاح دریانوردی]لبه بالایی حفاظ اطراف عرشه کشتی و یا لبه دور قایق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

توپخانه ( Gunnery ) [اصطلاح دریانوردی]

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ناودان، زهکش ( Gutter way ) [اصطلاح دریانوردی] :مسیر خروج آب در طول پایین ترین عرشه کشتی های ماهیگیری از نوع تورکش.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بکسل ( Guy ) [اصطلاح دریانوردی]:طنابها و یا سیم های بکسلی که برای حمایت و نگهداری دکل و بوم مورد استفاده قرار میگیرند .

پیشنهاد
٠

نیم تیر عرضی کشتی ( Half Beam ) [اصطلاح دریانوردی]:تیر عرضی که به علت قرار گرفتن در مسیر دریچه های روی عرشه، منقطع می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نیم عرشه ( Half Deck ) [اصطلاح دریانوردی]:عرشه ای که قسمتی از طول کشتی را در بر می گیرد. در اصطلاح قدیمی به بخشی از روسازه در پاشنه کشتی که خوابگاه م ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

گره یک خفتی ( Half Hitch ) [اصطلاح دریانوردی]نیم خفت ( طناب ) ، نیم گره، گره موقت :گره ای که با انتهای طناب به دور ستون وشی ء ثابتی بطور موقت زده می ...

پیشنهاد
٠

پرچم نیم افراشته ( Half Staff ) [اصطلاح دریانوردی]:افراشتن پرچم تا یک سوم بالای دکل .

پیشنهاد
٠

حالت وسط جزر و مد ( Half Tide ) [اصطلاح دریانوردی] :زمان یا شرایطی که هر مد یا جزری به نصف ارتفاع خود می رسد.

پیشنهاد
٠

پرچم نیم افراشته ( Half - Mast ) [اصطلاح دریانوردی] :افراشتن پرچم تا یک سوم بالای دکل ، این اقدام به نشانه فوت شخصی و یا به نشانه در خطر بودن کشتی اس ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب دستی ( Hand Lead ) [اصطلاح دریانوردی]:وسیله ای که از یک وزنه و طناب متصل به آن ساخته شده و برای اندازه گیری عمق آب مورد استفاده قرار می گیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

طناب پرچم ( Halyard ) [اصطلاح دریانوردی]:طنابی که از آن برای بالابردن پرچم های مخابراتی استفاده میشود .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نرده ( Handrail ) [اصطلاح دریانوردی]:نرده چوبی و یا فلزی که در اطراف پله ها نصب میگردد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دریچه ( Hatch ) [اصطلاح دریانوردی]دریچه های افقی ( در کشتی ) که برای ورود و خروج اشخاص یا تخلیه و بارگیری استفاده میشود .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستون دریچه ( Hatch Beam ) [اصطلاح دریانوردی] :ستونی که برای باز نگاه داشتن درب هچ ها مورد استفاده قرار میگیرد . بازوی تخلیه و بارگیری جرثقیل که می تو ...

پیشنهاد
٠

پیچ بستن دریچه ( Hatch Cleat ) [اصطلاح دریانوردی] :پیچ خروسکی دور لبه دریچه که برای بستن درب دریچه لبه به کار گرفته می شود.

پیشنهاد
٠

درپوش روی دریچه ( Hatch Cover ) [اصطلاح دریانوردی] :دربی فلزی که روی هچ را میپوشاند .

پیشنهاد
٠

چتری روی دریچه ( Hatch Hood ) [اصطلاح دریانوردی]:بررزنتی که در بالای دریچه های باز نصب میگردد تا از ورود باران , خاک و گرد و غبار بداخل کمپارتمانتها ...

پیشنهاد
٠

پائین کشیدن پرچم ( Haul Down ) [اصطلاح دریانوردی] :واژه ای که معمولاً بصورت دستوری صادر میگردد " پرچمها را پائین بکشید "

پیشنهاد
٠

لوله عبور زنجیر ( Hawse ) [اصطلاح دریانوردی] :سوراخی در سینه کشتی که کابل و یا زنجیر نگاهدارند لنگر از میان آن عبور میکند . این سوراخ معمولاً از ورق ...

پیشنهاد
٠

گوه لوله زنجیر لنگر ( Hawse Block ) [اصطلاح دریانوردی] :گوه چوبی که در لوله عبور زنجیر لنگر قرار می گیرد تا از ورود آب دریا به سوی عرشه کشتی جلوگیری ...

پیشنهاد
٠

درپوش لوله زنجیر لنگر ( Hawse Buckler ) [اصطلاح دریانوردی] :قطعه ای فلزی که بر روی دهانه چاه زنجیر گذاشته میشود تا از ورود آب بداخل آن جلوگیری کند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشمی طناب ( Hawse Eye ) [اصطلاح دریانوردی]

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

هاوس فلپ ( Hawse Flap ) [اصطلاح دریانوردی]درپوش لوله زنجیر لنگر.

پیشنهاد
٠

لوله عبور کابل یا زنجیر لنگر ( Hawse Pipe ) [اصطلاح دریانوردی] :این لوله معمولا در دو طرف سینه کشتی از روی عرشه به طرف پایین ( دریا ) نصب می شود. در ...

پیشنهاد
٠

لوله عبور زنجیر ( Hawse Hole ) [اصطلاح دریانوردی]:سوراخی در سینه کشتی که کابل و یا زنجیر نگاهدارند لنگر از میان آن عبور میکند . این سوراخ معمولاً از ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( Hawser ) [اصطلاح دریانوردی]طنابهای کلفت علفی و یا سیمی ( بکسل ) که برای مهار و یا یدک بکار برده میشوند . قطر این طنابها بیشتر از 5 اینچ میباشد .

پیشنهاد
٠

درپوش لوله زنجیر لنگر ( Hawse Plug ) [اصطلاح دریانوردی] :درپوشی که بر روی دهانه لوله و یا چاه زنجیر گذاشته میشود تا از ورود آب بداخل آن جلوگیری کند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرکت به جلو ( Headway ) [اصطلاح دریانوردی]:پیشروی کشتی در آب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

هبلین ( Heaving Line ) [اصطلاح دریانوردی] :طناب سبکی که بیک سر آن وزنه ای که طناب پیچ شده بسته شده است و از آن برای رد کردن طنابهای مهارکشتی به اسکله ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کج شدن ( Heel ) [اصطلاح دریانوردی]:کج شدن موقتی کشتی به یک طرف ( به راست یا چپ ) ، عامل کج شدن کشتی ممکن است وزش باد از پهلو یا امواج دریا باشد.