پیشنهاد‌های علی باقری (٤٠,٢٠٤)

بازدید
٣٦,٤٠٧
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوض خشک، حوضچه خشک ( Dry Dock ) [اصطلاح دریانوردی]:حوضی که برای تعمیر و یا ساخت کشتی از آن استفاده میشود . پس از وارد شدن کشتی در داخل این حوض درب حو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Draught Marks ) [اصطلاح دریانوردی]علائمی که در پاشنه و طرفین کشتی بر روی بدنه رسم گردیده و آبخور کشتی را نشان میدهند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( Ensign ) [اصطلاح دریانوردی]پرچم پاشنه کشتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمق یاب ( Echo Sounder ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای که برای انداره گیری عمق آب مورد استفاده قرار میگیرد عملکرد آن بر اساس ارسال پالسهای صوتی به کف ...

پیشنهاد
٠

آبراه قابل کشتیرانی ، راه قابل کشتیرانی ( Fairway ) [اصطلاح دریانوردی] :بخشهایی از یک راه آبی که برای کشتیرانی مناسب هستند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

راهنمای طناب، قرقره راهنما ( Fair Lead ) [اصطلاح دریانوردی]:برای جلوگیری از سایش طناب از این وسایل استفاده می شود تا اصطکاک طناب با بدنه کشتی به حداق ...

پیشنهاد
٠

( Fairway Buoy ) [اصطلاح دریانوردی]بویه راهنمای ناوبری به رنگ سیاه و سفید و یا سفید با نوار قرمز و سفید عمودی که در مسیر آبراه از آن استفاده می شود.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Fairway Markings ) [اصطلاح دریانوردی]علایم کمک ناوبری در آبراه و مسیرهای کشتیرانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

کشور: در پهلوی در همین ریخت کاربرد داشته است. در بیت زیر به معنی شهر به کار رفته ( ( زهر کشوری موبدی سالخُوَرْد بیاورد و این نامه را گِرد کرد ) ) ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

همه: در پهلوی هماگ hamāg بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 138 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشته: در پهلوی وتشتگ vitaštag بوده است. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

پژوهیدن: در پهلوی وزوستن wizōstan بوده است . و بن اکنون آن وزوه wizōh می باشد. ( ( پژوهنده ی روزگار نخست گذشته سخن ها همه باز جُست ) ) ( نامه ی ب ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

راد: دکتر کزازی در مورد واژه ی " راد " می نویسد : ( ( راد در پهلوی در ریخت رات rāt بکار می رفته است. راد را با رای که بَرْنام پادشاهان هند است می توا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

بزرگ: در پهلوی وزرگ wuzurg بوده است. ( ( یکی پهلوان بود دهقان نژاد؛ دلیر و بزرگ و خردمند و راد ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

دلیر: دکتر کزازی در مورد واژه ی " دلیر" می نویسد : ( ( دلیر در پهلوی با همین ریخت بکار می رفته است . " دلیر " از دو پاره ی : دل / ایر ( = پساوند ) سا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

فادم ( Fathom ) [اصطلاح دریانوردی]:واحد اندازه گیری عمق آب معادل 83/1 مت و یا 6 پا.

پیشنهاد
٠

آزمایش قبولی نهائی ( Final Acceptance Trials - Fat ) [اصطلاح دریانوردی]:آزمایشی که توسط پرسنل کشتی و با حضور نمایندگان و بازرسان سازنده در دریا انجام ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دفرا ( Fender ) [اصطلاح دریانوردی] :وسیله ای از جنس لاستیک ، پلاستیک ، طناب ، چوب ، برزنت و یا وسائلی نظیر آنها که در کنار کشتی آویزان می کنند تا ضرب ...

پیشنهاد
٠

اتاق دیگ بخار ( Fire Room ) [اصطلاح دریانوردی] :کمپارتمانتی که در آن دیگ بخار و متعلقات آن قرار دارد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاس اول ، پاس شب ( First Watch ) [اصطلاح دریانوردی] :پاس نگهبانی بین ساعت 8 شب تا نیمه شب .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاس عصر ( First Dog Watch ) [اصطلاح دریانوردی]:پاس نگهبانی بین ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

عرشه پرچم ( Flag Deck ) [اصطلاح دریانوردی] :عرشه ای که از آنجا پرچم های کشتی را به اهتزاز در می آورند و یا با پرچم در دریا با کشتی دیگر در فاصله دید ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

جعبه پرچم ( Flag Bag ) [اصطلاح دریانوردی] :جعبه ای در پل فرماندهی که پرچمهای مخابراتی را در آن نگهداری میکنند .

پیشنهاد
٠

پرچم مخابراتی ( Flag Signal ) [اصطلاح دریانوردی] :پرچمهای با رنگهای مختلف که هریک نمایانگر یک حرف از الفبا و یا یک عدد بوده و برای مخابره بصری بکار ب ...

پیشنهاد
٠

مخابره با پرچم ( Flag Hoist ) [اصطلاح دریانوردی] :روشی برای مخابره بصری بین دو کشتی که با بالا بردن پرچمهای مخصوصی انجام می پذیرد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرانه مسطح ( Flat Beach ) [اصطلاح دریانوردی] :قسمتی از ساحل که دارای پستی و بلندی نباشد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

دریای آرام، ( Flat Calm ) [اصطلاح دریانوردی]:حالتی از دریا که هیچگونه موجی که باعث شکسته شدن سطح دریا گردد وجود نداشته باشد . به این حالت اصطلاحا دری ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

کشتی با کف صاف ( Flat Bottom Vessel ) [اصطلاح دریانوردی]

پیشنهاد
٠

حلقه کردن طناب ، چنبره کردن طناب ( Flemish ) [اصطلاح دریانوردی]:حلقه کردن طناب در روی دک بصورت مدور و حلقه های هم مرکز .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

کیل تخت ( Flat Keel ) [اصطلاح دریانوردی] :برای تقویت کف کشتی در وسط آن به صورت طولی از کیل ( تیر یا شاه تیر ) استفاده می شود اما در برخی از کشتیها به ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

( Floor ) [اصطلاح دریانوردی]ورق عرضی عمودی در کف کشتی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Flush Deck Vessel ) [اصطلاح دریانوردی]کشتی که تاسیسات جانبی مانند پل تردد آسایشگاه ملوانان یا قسمت بلند عرشه در عقب کشتی یا دک آزاد ندارد و برای رو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ناخن لنگر ( Flukes ) [اصطلاح دریانوردی]

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

سینه کشتی ( Fore ) [اصطلاح دریانوردی] :حد فاصل قسمت میانی کشتی و دماغه کشتی را گویند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

خط مرکزی طولی کشتی ( Fore and Aft Centerline ) [اصطلاح دریانوردی]

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( Fore And Aft ) [اصطلاح دریانوردی]امتداد سینه پاشنه ، قسمت طولی کشتی از سینه تا پاشنه .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Forecastle Deck ) [اصطلاح دریانوردی]سینه کشتی ، قسمت جلوئی عرشه کشتی ، اطراف زنجیر لنگر و متعلقات آن .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( Fore body ) [اصطلاح دریانوردی]قسمت جلوی کشتی ، از وسط کشتی به جلو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( Forefoot ) [اصطلاح دریانوردی]قسمتی از کیل ( شاهپر ) کشتی که کج شده و تا به دماغه کشتی میرسد و یا بعبارت دیگر جائیکه دماغه به کیل وصل میگردد را گوین ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکل جلوئی ( Foremast ) [اصطلاح دریانوردی] : در کشتیهائی که دارای دو دکل و یا بیشتر هستند جلوترین دکل کشتی را گویند .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Foreign Going Ship ) [اصطلاح دریانوردی]کشتی اقیانوس پیما که در آبهای خارج کشور دریانوردی می کند .

پیشنهاد
٠

بادبان سینه قایق ( Foresail ) [اصطلاح دریانوردی]:بادبان سه گوشی که روی بازوی دکل سینه قایق های بادبانی نصب می شود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Forepeak ) [اصطلاح دریانوردی]مخزن منتهی الیه سینه کشتی :از این مخزن اغلب برای تنظیم تراز طولی کشتی ( تریم ) استفاده می شود .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش کناره ( Foreshore ) [اصطلاح دریانوردی]:بخشی از دریا کنار که بین حد بالای آب در هنگام مد و آب پایین عادی قرار دارد و معمولا هنگام جزر و مد توسط ام ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( Fouling ) [اصطلاح دریانوردی]خزه بستن کف کشتی .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قاب ( کشتی ) ( Frame ) [اصطلاح دریانوردی] :در ساختمان کشتی ممکن است قاب عرضی یا قاب طولی استفاده گردد، چنانچه استخوان بندی کشتی با قاب های عرضی باشد ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدنه فوقانی ( Freeboard ) [اصطلاح دریانوردی] :قسمتی از کشتی که از خط آبخور شروع شده و به دکل آزاد ختم میگردد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

بدنه فوقانی ( Freeboard ) [اصطلاح دریانوردی] :قسمتی از کشتی که از خط آبخور شروع شده و به دک آزاد ختم میگردد .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( Funnel ) [اصطلاح دریانوردی]دودکش کشتی

پیشنهاد
٠

میله پرچم دکل ( Gaff ) [اصطلاح دریانوردی]:میله ای مایل در بالای عقب دکل جهت بالایردن پرچم دریانوری .