fouling

/ˈfaʊlɪŋ//ˈfaʊlɪŋ/

معنی: رسوب، درده
معانی دیگر: رسوب، درده

جمله های نمونه

1. The factories are responsible for fouling up the air for miles around.
[ترجمه ترگمان]این کارخانه ها مسئول رسوب هوا برای مایل ها دور هستند
[ترجمه گوگل]کارخانه ها مسئول فریب دادن هوا به مدت چند کیلومتر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was sent off for fouling the other team's goalkeeper.
[ترجمه ترگمان]او برای رسوب دادن به دروازه بان تیم دیگر اعزام شد
[ترجمه گوگل]او برای دروغ گویی دروازه بان تیم دیگر فرستاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Middlesbrough's Jimmy Phillips was sent off for fouling Steve Tilson.
[ترجمه ترگمان]جیمی فیلیپس از میدلزبورو برای رسوب دادن استیو Tilson فرستاده شد
[ترجمه گوگل]جیمی فیلیپس، میدلسبو، برای استیو تیلسون سوءاستفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Penalty for dogs fouling the pavement - £50.
[ترجمه ترگمان]مجازات سگ ها برای رسوب دادن در پیاده رو - ۵۰ پوند
[ترجمه گوگل]جریمه برای سگ ها ریزه کاری - 50 پوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Emotions ran high throughout the game, with players fouling hard and talking trash.
[ترجمه ترگمان]احساسات در سراسر این بازی اوج گرفتند، و بازیکنان سخت آلوده به رسوب گرفتگی و صحبت کردن با زباله شدند
[ترجمه گوگل]احساسات در طول بازی زیاد بود، بازیکنان سخت و زباله صحبت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Executives claim that the government is fouling up development by preventing the influx of badly needed computers.
[ترجمه ترگمان]مدیران مدعی هستند که دولت با جلوگیری از هجوم به کامپیوترها به شدت پیشرفت کرده است
[ترجمه گوگل]مدیران ادعا می کنند که دولت با جلوگیری از نفوذ کامپیوترهای مورد نیاز، دولت را تهدید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The fouling mechanism is crystallization fouling combined with particulate fouling.
[ترجمه ترگمان]رسوب رسوب در ترکیب با رسوب ذرات رسوب می کند
[ترجمه گوگل]مکانیزم تخریب، تخریب کریستالیزاسیون همراه با ذوب شدن ذرات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Electrolysis anti - fouling, an important anti - fouling and anticorrosion method, has its unique features.
[ترجمه ترگمان]رسوب anti، یک روش آنتی - و رسوب مهم، ویژگی های منحصر به فرد خود را دارد
[ترجمه گوگل]ضد انفجار الکترولیز، یکی از روش های مهم ضد انفجار و ضد خوردگی، دارای ویژگی های منحصر به فرد آن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The results shows that fouling grow curve is representative asymptote. Besides, the fouling growth rate increases while surface temperature increases.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که رسوب fouling رسوب بیانگر asymptote است علاوه بر این میزان رشد رسوب افزایش می یابد در حالی که دمای سطح افزایش می یابد
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که منحنی رشد منافذ، نامتقارن نمایانگر است علاوه بر این، سرعت رشد سوختگی افزایش می یابد در حالی که دمای سطح افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The physical parameters that characterize the fouling dynamics of the water wall surfaces of the chamber furnace when its heat load varies are determined.
[ترجمه ترگمان]پارامترهای فیزیکی که دینامیک رسوب سطوح بالای دیواره آب را هنگامی که بار گرمایی آن تغییر می کند مشخص می کنند
[ترجمه گوگل]پارامترهای فیزیکی که مشخص کننده پویایی سایش سطوح دیواره آب کوره محفظه است، زمانی که بار حرارت آن تغییر می کند تعیین می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Fouling and slagging not only prevent the heat transmission of heating surface but also influence the normal operation of boiler.
[ترجمه ترگمان]Fouling و slagging نه تنها از انتقال حرارت سطح گرمایش جلوگیری می کنند بلکه بر عملکرد نرمال دیگ بخار نیز تاثیر می گذارند
[ترجمه گوگل]گرده افشانی و سرخ شدن نه تنها مانع انتقال گرما از سطح گرما می شود بلکه بر عملکرد عادی دیگ بخار تاثیر می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Manchester City football club's old warhorse, still fighting fit at 3 was sent off for fouling after half an hour.
[ترجمه ترگمان]اسب جنگی قدیمی منچستر سیتی، که هنوز در حال مبارزه با ۳ بود، پس از نیم ساعت به جرم رسوب ارسال شد
[ترجمه گوگل]هورکر قدیمی باشگاه فوتبال منچستر سیتی، که هنوز هم در 3 بازی برای نیمه اول بازی می کرد، به دلیل سقوط به سر می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Tom was ordered off in the second half after another yellow card for fouling on the opposing player.
[ترجمه ترگمان]تام در نیمه دوم، پس از یک کارت زرد دیگر برای fouling بازیکن تیم حریف، سفارش داده شد
[ترجمه گوگل]تام در نیمه دوم پس از دیگری کارت زرد برای مهار در بازیکن مخالف دستور داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These vacuum cleaners of the sea are vital in preventing fouling of the marine environment.
[ترجمه ترگمان]این تمیز کننده های خلا دریا در جلوگیری از رسوب و رسوب محیط دریایی حیاتی هستند
[ترجمه گوگل]این جارو برقی ها در جلوگیری از فرسایش محیط دریایی حیاتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

رسوب (اسم)
alluvium, sediment, fouling, sinter, tartar, condensate, residuum, dreg

درده (اسم)
sediment, fouling, tartar, lees, slag, silt, dreg, magma

تخصصی

[نفت] جرم گرفتگی
[آب و خاک] لجن بندی

به انگلیسی

• encrusted deposit particularly on an immersed object (as the ship's hull)

پیشنهاد کاربران

رسوب گذاری
( Fouling ) [اصطلاح دریانوردی]خزه بستن کف کشتی .
بو یا مزه خیلی بد. . .
کثیف کردن بوسیله پساب/آلوده ساختن
آلوده

fouling ( خوردگی )
واژه مصوب: جِرم گرفتگی
تعریف: [خوردگی، شیمی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] نشست و تجمع ذرات بر سطوح تبادلگر گرما|||[خوردگی، مهندسی بسپار ـ علوم و فنّاورى رنگ] چسبیدن جانداران دریایی به بدنۀ شناور
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما