نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢١ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
جدید ٢١ ساعت پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ روز پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
used to be: قبلا بود
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٢ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٣ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
convincer: متقاعد کننده
٤ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dry one's tears: wipe away one's tears
٤ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cheap jack: دوره گرد
٤ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fernery: سرخس زار
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up with your excuses: از بهانه هات خسته ام
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am fed up with your excuses: از بهانه هات خسته ام
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
l just fed up with the airline: تو فرودگاه کلافه شدم
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am fed up from him: من از دستش ذله شدم از دست اون جون ب ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up from him: من از دستش ذله شدم از دست اون جون ب ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've decided to quit: تصمیم گرفته ام ول کنم.
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am fed up with this job and i've decided to quit: من از این شغل خسته {و بیزار} شده ام ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up with my job: من از شغلم خسته شدم ( زده شدم )
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am fed up with my job: من از شغلم خسته شدم ( زده شدم )
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm fed up with this job and i've decided to quit: من از این شغل خسته {و بیزار} شده ام ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the climbers pitted themselves against the mountain: کوهنوردها خودشون رو در مصاف با کوهس ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that talk show is always pitting men against women: اون برنامه همیشه مردها رو در مقابل ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she scooted off to meet her friends: زود رفت که با دوستاش ملاقات کنه. s ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you scoot over and make room: میشه یه کم خودتو بکشی کنار جا باز ش ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've got to scoot or i'll miss my train: باید زود در برم وگرنه قطارم رو از د ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm going to flunk: من دارم توی امتحانات {درسی} ام رد م ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am going to flunk: من دارم توی امتحانات {درسی} ام رد م ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our first grade class raced during recess: شاگردان کلاس اول مدرسه ی ما زنگ های ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit sb against sb: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit somebody against sb: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit someone against sb: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit someone against somebody: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit someone against someone: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit somebody against somebody: شخصی رو با شخص دیگر بد کردن دو نفر ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pizza pit: پیتزا فروشی
٤ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to pit old against young: شوراندن نسل قدیم علیه نسل جدید pit ...
٤ هفته پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are twisted: تو بیمار روانی هستی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're twisted: تو بیمار روانی هستی
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're all right hallelujah: تو سالمی، خدا رو شکر
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it seems difficult at first but you'll soon get the hang of it: شاید اولش به نظر مشکل بیاد اما خیلی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hanged himself yesterday: او دیروز خودش را حلق آویز کرد.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they hung a banner over the wall: آنها بنری به روی دیوار چسباندند.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't get the hang of this game: به نظر نمیتونم قلق این بازی رو پیدا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team is losing but they need to hang tough and keep playing hard: تیم در حال باختن است، اما باید مقاو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang tough things will get better soon: صبور باش، اوضاع به زودی بهتر خواهد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a tough situation but if you hang tough you'll get through it: شرایط سختی است، اما اگر مقاومت کنی، ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was so sick that he was coughing up loogies: او بقدری مریض بود که با سرفه اش خلط ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they had a wretched life together: آنها زندگی فلاکت بار و مصیبت باری د ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel wretched after a night when i've scarcely slept: بعد از یک شب بیخوابی احساس بسیار بد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the chef sliced the roast beef into thin pieces: آشپز گوشت گوساله کبابی را به قطعات ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slice the bread for the sandwiches: نان ها را برای ساندویچ برش بزن.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the exclusive backstage area superstars and statesmen were falling over each other: در منطقه خصوصی محرمانه ، فوق ستاره ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cradle of democracy: مهد و خاستگاه دموکراسی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but einstein said that ethics are an exclusive human concern: اما انیشتین گفت که اخلاقیات یک نگرا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cradled his head in her arms: زن سر مرد را در بغل گرفت.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an example of the exclusive or is you may have a bagel or a pastry but not both: یک مثال اختصاصی کلمه یا این است: شم ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
language is kind of exclusive to our species anyway: به هر حال تکلم به نوعی مختص گونه ها ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that hairdresser really butchered my hair: آرایشگر جدا به موهام گند زد butche ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
improvement soil: بهسازی خاک
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slice through sth: چیزی را شکافتن پیش رفتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slice into sth: چیزی را شکافتن پیش رفتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you slice some cheese for the crackers: می توانی مقداری پنیر برای بیسکویت ه ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the customer service team helped me resolve my issue: تیم خدمات مشتری به من کمک کرد تا مش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to resolve this issue as soon as possible: باید این مشکل را هر چه زودتر حل کنی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drawing a blood sample: گرفتن نمونه خون drawing در معنای گر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
exclusive focus on: تمرکز محض روی. . .
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the exam was a breeze: امتحان مثل آب خوردن بود. breeze ( ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fussy high end clients might not think ikea impressive or exclusive enough for their rarefied tastes: مشتریان سطح بالا و بدقلق ممکن است ف ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the baby rested peacefully in his cradle: کودک در گهواره اش در آرامش استراحت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a gentle breeze cooled the summer afternoon: یه نسیم ملایم بعدازظهر تابستونی رو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the baby's cradle: گهواره بچه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
limited seating will be offered at this exclusive event and prior reservation is essential: صندلی محدود در این رویداد اختصاصی ا ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after a long discussion they were able to resolve their differences: پس از یک بحث طولانی، آن ها توانستند ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she breezed into the room like she owned the place: با اعتمادبه نفس وارد اتاق شد، انگار ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the new software update aims to resolve several known bugs: هدف به روزرسانی جدید نرم افزار، حل ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
intense sunlight may be a trigger to skin cancer: نور شدید خورشید ممکن است موجب سرطان ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a quick fix solution could be a trigger for higher inflation: یک راه حل سریع می تواند محرکی برای ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chemicals trigger in the brain: محرک های شیمیایی در مغز
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the trigger for change: جرقه ای برای تغییر
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
medical experts believe that easing the lockdown rules will trigger a second wave of the disease: کارشناسان پزشکی معتقدند که تسهیل قو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the store decided to discount all winter jackets: فروشگاه تصمیم گرفت تمام کاپشن های ز ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're giving a discount to all new customers: ما به تمام مشتریان جدید تخفیف می ده ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't fret we won't be late: جوش نزن، دیر نخواهیم رسید!
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silent salesman: فروشنده خاموش اصطلاحی در بازاریابی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
silent salesperson: فروشنده خاموش اصطلاحی در بازاریابی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trigger fear: باعث ترس شدن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smoke triggered off the alarm: دود، زنگ خطر را به کار انداخت.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuts can trigger off a violent allergic reaction: آجیل می تواند موجب واکنش شدید آلرژی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his resignation was the trigger that brought about the company's collapse: استعفای او عاملی بود که باعث سقوط ش ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are fears that the incident may be a trigger for more violence in the capital: این نگرانی وجود دارد که این حادثه ع ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not clear who actually pulled the trigger: هنوز مشخص نیست چه کسی ماشه را کشیده ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is so horrible: خیلی جِر می زنه بسیار بسیار بد مزخر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she perceived a tiny figure in the distance: او متوجه یه جسم خیلی کوچیک تو دوردس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it taste is horrible: طعم این . . . افتضاح است ( طعم این ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a horrible sound: صدای خیلییی بدیه ( وحشناک بده )
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i do not perceive myself as an expert: من خودم رو کارشناس قلمداد نمیکنم.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he offered me a smoke: یه سیگار بهم تعارف کرد
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't perceive myself as an expert: من خودم رو کارشناس قلمداد نمیکنم.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is widely perceived as a women's health problem but it does also affect men: این اغلب به عنوان یک بیماری زنانه ق ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the price of a professional guitar is very high: قیمت گیتار حرفه ای بسیار بالاست
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prime minister will only resign if he perceives there is no other way: نخست وزیر فقط زمانی استعفا میده که ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discounting problem: مسئله یا مشکل را کم اهمیت شماردن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
susan did not perceive any change in his looks or ways: سوزان تغییری در ریخت و رفتارش ندید.
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discounts for early payment: تخفیف ها برای پرداخت اولیه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
often what is perceived to be aggression is simply fear: اغلب چیزی که خشونت قلمداد میشه، فقط ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a horrible sound: صدای خیلییی بدیه ( وحشناک بده )
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is so horrible: خیلی جِر می زنه بسیار بسیار بد مزخر ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perceived threat: تهدید درک شده
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bill perceived a tiny figure in the distance: بیل متوجه یه جسم خیلی کوچیک تو دورد ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's so horrible: خیلی جِر می زنه بسیار بسیار بد مزخر ...
١ ماه پیش