پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٢١)
لری بختیاری پِشَو، گُلُو:گربه
لری بختیاری پُتُل:سوسک
لری بختیاری کورکورَک:جغد
لری بختیاری گُنژ:زنبور
لری بختیاری دال:کرکس، لاش خور
لری بختیاری بَردین
زیر پای فیل ایرانی گایی. ده شد
کراسوس بداند اگر از کف دستان من مویی بروید رومیان سلوکیه را خواهند دید
لری بختیاری پادَی:مقام، درجه
در لری بختیاری یَک پادَی:مقام اول، درجه یک
لری بختیاری سَرَوساردار
لری بختیاری زِمار
لری بختیاری کُگَه، کُیَه
لری بختیاری کُچُنُو
لری بختیاری بِئداری
لری بختیاری بِئدار دُو
در لری بختیاری به معنای اشتباه، غلط
لری بختیاری گُروسِستِن، ژِستِن ( جِستن ) ، رَمِئِستِن، فیچِستِن، تیچنیدن
لری بختیاری اِهلِواد:خیرات، صدقه
لری بختیاری مَندوک
لری بختیاری گَشتن وُر
لری بختیاری دینریوی، دینداریوی: پیگیری، تعقیب
لری بختیاری فیشنادَی
لری بختیاری یَغا، یَ تیت
لری بختیاری فیشنادن
لری بختیاری چه وَختَل، دِمدِمُو: بعضی اوقات
لری بختیاری گِر، دَک:مرحله، نوبت
در لری بختیاری به معنای ذات پاک میشود و کنایه و نامی از خداوند است
لری بختیاری تُو وه:نسل، تخمه این واژه ی کهن لری بختیاری برگرفته و همریشه با واژه ی تاومه پارسی باستان است. برویی لر
لری بختیاری تَش توهمَی، بَرد و بُچَک، تُهم و تَدرگ
لری بختیاری بُنکَو: جمعیت
لری بختیاری ویراک، وه اوش:باهوش
لری بختیاری زَه روستای: واقعاً، جدی
لری بختیاری دَوَل
لری بختیاری گُهرَه:نوبت، بار، دفعه مثلا یَ گُهره دی یام تِیت:یعنی یه بار دیگه هم میام پیشت
لری بختیاری تیغِّشت، گُلگُل، پَرمند، بِلِغِّشت:درخشش
لری بختیاری چَوٚ: اطلاع، آگاهی، خبر، رویداد
لری بختیاری چَوین:مطلع، اگاه
لری بختیاری گَه، یَه:جا، مکان
لری بختیاری وِک، وِژ:لغت، واژه
لری بختیاری دیندا
لری بختیاری هَمزِنو، دُوارتِرَه:مجدد
لری بختیاری واگِر، سُوار: تصرف
در لری بختیاری شیوه ریوه، فُگُر:نیرنگ، خدعه، حقه واژه ی دیگری نیز هست و آن روآ گِری هست ( run a ) و معنای آن روباه کاری می باشد که کنایه از حقه است
این واژه در فرهنگ اوستایی مجموعه اوراد و دعاهایی بوده که زرتشتی ها و مغان میخواندند. رفته رفته که مغان از آن برای فریب مردم استفاده میکردند به این مع ...
لری بختیاری فُگُر
لری بختیاری تِرد وُر ریش نادِن:گول زدن
لری بختیاری دُرُ گُهدِن، وَندِن وُرس: دروغ گفتن
لری بختیاری وُریاهِسته، فینگِهسته
لری بختیاری فینگِهسته، وُریاهسته